اخبارتاریخچهره ها و یادبودها

باز خوانی یک سند درباره‌ی میرزا حسین خان کسمایی

گیل مهر- دکتر فریدون شایسته

 در ۲۸ جمادی الاول سال ۱۳۲۹ ﻫ . ق / ۱۹۱۱ میلادی / ۱۲۹۰ خورشیدی، در واقع سه سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول و نهضت جنگل، این نامه از سوی میرزا حسین‌خان کسمایی به رئیس مجلس شورای ملی نوشته شده است.

در مورد شخصیت میرزا حسین خان کسمائی، می توان فراوان سخن گفت. او پسر ارشد آقا محمد ابراهیم کسمایی بود. وی تحصیلات حوزوی را در نجف اشرف به پایان رساند و مدتی واعظ مسجد صالح آباد سبزه میدان شد. او سفرهایی به روسیه و فرانسه داشت و در روسیه به تحصیل و فراگیری زبان روسی و هنر نقاشی پرداخت. بنا به نوشته ی منابع، او به چندین زبان تسلط داشت. میرزا حسین خان کسمایی، یکی از اعضای بلند پایه‌­ی نهضت مشروطه­‌ی گیلان و از اعضای سیزده نفره­‌ی کمیته­‌ی ستار رشت به شمار می‌­آمد. وی در نهضت مشروطه، مسئولیت فرماندهی کمیسیون جنگ را عهده دار بود.

وی در دوره­‌ی نهضت مشروطه، متحمل خسارات جبران ناپذیری گردید. او علاوه بر این که در راه مشروطه، بازارچه صالح آباد از ملک شخصی خود را فروخت و آن را هزینه­‌ی مبارزات آزادی‌خواهانه نمود بلکه با فشار کنسول­گری روسیه تزاری از ایران تبعید شد. علاوه بر شخصیت متهور سیاسی نظامی وی، سخنرانی زبر دست بود که خطابه‌های آتشین وی مورد اشاره­‌ی یاران او قرار گرفته است. میرزا حسین‌خان کسمایی در اداره و همکاری با نشریات شرق، جنگل و وقت تلاش فوق العاده‌ای از خود نشان داد. وی شاعری گیلکی‌سرا بود که هجویه وی خطاب به حاج احمد کسمایی و نخستین شهردار رشت، در نشریات آن دوره به چاپ رسیده است.

وی پس از مدتی همکاری با میرزا کوچک در نهضت جنگل، از نهضت کناره گرفت و در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در سن ۵۴ سالگی در ملک شخصی خود در روستای “سقالک سار” دیده از جهان فرو بست و در گورستان سلیمان داراب رشت آرام گرفت.

اینک سند مورد نظر را مورد باز خوانی قرار می دهیم: 

مقام منیع ریاست دارالشوری کبرای ملی ایران ارواحنا فداه هرگز تصور نمی­کردم بتلافی این همه جان فشانی ها و زحمات، اینک مدتی است در انزلی برای جلوگیری از اشرار و متمردین آستارا  […] علی التکلیف حیران و سرگردان هیچ توجهی به فدوی و سربازان داوطلب همراهانم  نفرمائید. چون کار برسوائی و افتضاح فوق العاده کشیده ناچار […] خود را عرضه میدارم و بهیچ وجه خود را مسئول امورات سربازان داوطلب نخواهم دانست. تفنگ ها و فشنگ ها از این ساعت آن چه […] میشود، بجان نثار مربوط نیست وای بوطن و آرزوهای بی پایان ما، فدوی حسین خان کسمایی.

منبع: کتابخانه مجلس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *