اخبار

جای‌نام‌ها و وجه تسمیه اماکن گیلان، در انجمن مفاخر گیلان بررسی شد

گیل‌مهر-الهام کیانپور
جلسه‌ای دیگر از سلسله نشست‌های تخصصی انجمن مفاخر گیلان، صبح روز یکشنبه ۱۲ آبان ماه با مدیریت دکتر ابراهیم صفری در دفتر این انجمن در مجتمع خاتم الانبیاء رشت برگزار شد.
صفری ضمن خیرمقدم به مدعوین، به معرفی سخنران نشست و آثار قلمی وی پرداخت که از آن میان می‌توان به فرهنگ عامه رودبار و دیگر مقالات پژوهشی در حوزه فرهنگ و زبان اشاره نمود.
صفری با بیان این‌که برخی از اسامی آبادی‌ها، ریشه در بنیاد‌های طبیعی دارند، گفت: در اسامی آبادی‌ها، آیین‌های زندگی پیشینیان موجود است و برای بازشناسی آن‌ها، نیاز ضروری به فرهنگ جامع معناشناسی وجود دارد.
سپس، محمدعلی جعفری دوآبسری، نویسنده‌ی گیلانی، سخنان خود را با محوریت «جای‌نام‌ها و وجه تسمیه اماکن گیلان» مطرح نمود.
جعفری دوآبسری با این مقدمه که سیزده‌سال به پژوهش‌های میدانی در حوزه‌ی گیلان مشغول است و به این کار عشق می‌ورزد گفت: درباره‌ی جای‌نام‌ها در خیلی از کتاب‌‌ها کار شده و پیرامون آن پژوهش‌هایی صورت گرفته است، چکیده سخنان امروز من نیز، به روش میدانی از طریق صحبت با روستاییان بوده و البته جای بحث دارد و‌ همراهانِ این نشست، می‌توانند آن را تکمیل کرده و نظرات دیگری ارائه دهند.


این پژوهشگر، با بیان این‌که نامگذاری آبادی‌ها و اماکن معمولا بر اساس نوع معیشتِ مردم، تاریخ، جغرافیا و مانند آن صورت می‌گیرد، پیرامون پسوندها و پیشوندهای اماکن گیلان، به پسوند «مان» در نام مکان‌هایی چون: دیلمان، لولمان، شلمان و مانند آن اشاره کرده و گفت: «دئل» مکانی است که در آن گوسفند نگهداری می‌کنند و در معنای کلی «دیلمان» محلی بلند جهت نگهداری دام است، یعنی سرزمین بلندی که مردم در آن دامداری می‌کنند. «لول» نیز به مفهوم‌ نی، در جاینام «لولمان»، به مفهوم مکان رویش نی است.
این نویسنده، به پسوند «سی» در جای‌نام‌هایی چون: سیاهکل، سی‌بن، سی‌دست و‌ امثال آن اشاره کرده و «سی» را به مفهوم قله کوه و یا احتمالا درفک دانست و افزود: سیاهکل در واقع «سی‌کل» بوده و بعد با سیاهکل تبدیل شده است. سی‌بن و سی‌دشت نیز روستا‌هایی در زیر قله درفک بوده‌اند که به این نام مشهور شده‌اند.


وی در ادامه به وجه تسمیه مازندران، صومعه‌سرا(سوماسرا)، سفیدرود، فومن، رودبار و مانند آن پرداخته و پیرامون تپه‌ی مارلیک گفت: این واژه در واقع مارلوک بوده که در گذشت زمان تغییر یافته و به مارلیک تبدیل شده است.
این تپه در روستای نصفی شهرستان رودبار واقع شده و وجه تسمیه آن، مارلوک به معنی لانه‌ی مار است.
جعفری درباره‌ی وجه تسمیه «درفک» یا «دال‌فک» گفت: نام قله‌ی درفک دارای روایت‌های مختلفی است. در زبان تاتی، «دال» نام پرنده‌ای است از خانواده‌ی عقاب و فَک به معنی آشیانه است؛ بنابراین دالفک، یعنی آشیانه‌ی عقاب. اما بر اساس روایت دیگری، نام درفک از قوم «دربیک» آمده که تیره‌ای از ساکنان حوالی دریای کاسپی بوده‌اند و در نگاهی دیگر باید گفت: رودباری‌ها به شکاف‌های پربرف، دَرفَه» می‌گویند و از آن‌جا که قله‌ی درفک پر از شکاف‌های عمیق است، می‌توان به این نکته نیز در نام این قله تامل کرد.
سخنران این نشست در ادامه، وجود رودهای فراوان در رودبار را علل نامگذاری آن دانسته و تاکید کرد: «بار» در کلمه رودبار به مفهوم ساحل و اراضی کنار رود است که به صورت کلی به سرزمین رودها معنا می‌شود.
این نویسنده در پایان ، لویه رودبار را محور سخنان خود قرار داده و به قبر شهزادگان بی‌سر یا قلعه‌ی طاهر و زهره در این منطقه و داستان عاشقانه‌ی این دو دلداده در عصر خوارزمشاهیان پرداخت.
در انتهای این نشست، پژوهشگران و مدعوین، پرسش‌ها و‌ مطالب مرتبط به موضوع جلسه را مطرح نمودند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *