اخبارتاریخگردشگری

درنگی در موزه ی تاریخ چای ایران

الهام کیانپور-گیل مهر

لاهیجان یكی از قدیمی‌ترین شهرهای استان گیلان که قرن ها مقر حکومت سادات کیایی بوده، معروف به «شهر چای» است. چای‌كاری در ایران برای نخستین ‌بار به همِت «محمد میرزا كاشف‌السلطنه چای‌كار» در سال ۱۳۱۹ هـ.ق در لاهیجان آغاز شد و به ‌سرعت در این شهر و دیگر مناطق سواحل جنوبی دریای کاسپین توسعه یافت.
کاشف‌السلطنه در ۱۳۱۴ه.ق (۱۲۷۵ خورشیدی) با سمت كنسول ارشد ایران به هند رفت و در آن‌جا به عنوان یك تاجر فرانسوى به مطالعه، پیرامون كشت چاى پرداخت. کاشف‌السلطنه هنگام بازگشت از چین و هند به ایران، با خود مقدار زیادى تخم و نهال چاى به همراه آورد و در نواحى شمال ایران به طور وسیع كشت كرد. او در زمان مظفرالدین شاه به ریاست سازمان چاى منصوب شد.
موزه‌ی تاریخ چای ایران در لاهیجان، تنها موزه‌ی تخصصی چای در کشور است که صنعت چای ایران را از ابتدای ورود به ایران تا وضعیت فعلی‌اش به مخاطبان معرفی می‌کند.
آرامگاه کاشف السلطنه و موزه‌ی تاریخ چای ایران، در میان تپه¬ای پوشیده از چای، در انتهای خیابان کاشف شرقی، بعد از میدان دکتر حشمت لاهیجان، قرار دارد.
بنای فعلی آرامگاه در سال ۱۳۳۵خورشیدی به سبك معماری غربی طراحی و به همِت «انجمن آثار ملّی» به شكل كنونی، با اسكلتی از بتن و نمای سنگ تیشه‌ای با زیربنای ۵۱۲ مترمربع ساخته شد. از سال ۱۳۷۱ نیز سالن مستطیل‌شكل وسیع کنار برج آرامگاه، برای احداث «موزه تاریخ چای ایران» درنظر گرفته شد. این موزه با پیشنهاد، نظارت و اجرای سازمان میراث فرهنگی در دو طبقه پلكانی‌شكل در شهریورماه ۱۳۷۵ خورشیدی شروه به کار نمود.

دیدنی‌های موزه‌ی تاریخ چای
سالن اصلی موزه‌ی تاریخ چای ایران دو طبقه‌ی مجزا دارد. طبقه‌ی هم¬کف توسط دو پلکان چوبی که در ابتدای سالن تعبیه شده است، به طبقه‌ی فوقانی متصل می¬شود. تزیینات چوبی و سنتی درون سالن، با الهام از فرهنگ بومی منطقه، منظره‌ی بی‌نظیری را فراهم آورده است.
وقتی وارد تالار اصلی در بخش همکف این موزه می¬شویم، غرفه‌های موزه در دیوارهای جانبی، به‌صورت جعبه¬های آئینه‌ای خودنمایی می¬کنند و از گذشته‌ی مردم این سرزمین حکایت¬ها دارند. سماورهای بزرگ و کوچک ذغالی با نشان روسی، قوری های خوش‌رنگ و نگار چینی، سری‌های متعدد قهوه‌خوری از عصر قاجار و پهلوی، قندشکن، قهوه‌خوری چینی، سینی نقره، پیمانه و جعبه‌ی چای، چیق، كیسه‌ی توتون، نعلبکی‎‌های قدیمی، نمونه دانه¬های چای، منقل و اشیای مرتبط در زمینه‌ی صنعت چای و مراحل شرب آن، در داخل غرفه¬ها برای لحظاتی طولانی، می‌تواند ما را به گذشته¬های دور و دراز ببرد.
در این طبقه همچنین، اسناد، مدارک، دست نوشته‌ها و عکس‌های کاشف السلطنه به همراه سردیس او به نمایش درآمده است. در انتهای طبقه‌ی همکف کنار راه پله، دو دستگاه مربوط به چای، یک ساطور جهت خرد کردن برگ خشک چای و وسیله‌ای برای حمل چای دیده می‌شود.
دو پلكان چوبی در طبقه‌ی همکف با حالتی نیمه‌دوار، ما را به طبقه‌ی دوم می‌رساند. طبقه‌ی فوقانی این موزه، مربوط به بخش مردم¬شناسی است. در ویترین‌های آن، وسایلی مانند: ظروف مسی، ظروف‌ سفالی، انواع روشنایی(چراغ و پیه‌سوز)، وسایل چوبی (پیمانه‌ی شیر، هاون چوبی، تغار و انواع قاشق چوبی)، اسناد و قباله، تسبیح، جاجیم و پوشاک محلی مردم قاسم آباد، دیلمان، املش و امثال آن دیده می‌شود.

آرامگاه کاشف السلطنه
در انتهای سالن در طبقه‌ی همکف، پلکانی سنگی از مرمر سفید، بنای موزه‌ی تاریخ چای ایران را به آرامگاه کاشف السلطنه می‌رساند. در فضای داخلی بخش مقبره، كف آرامگاه با مرمر سفید فرش شده و دیوارهای جانبی به‌صورت مدور و با ستون‌هایی مرتفع تا سقف امتداد یافته‌اند.
بر شكاف‌های نیمه ‌مدور دیوارهای داخلی، عكس‌ها و اسناد مربوط به شخص كاشف‌السلطنه به دیوار آویخته شده است. سنگ مزار كاشف السلطنه به رنگ قهوه‌ای یوده و نوشته‌ی¬ روی آن با خطّ نستعلیق، شرح حال و زندگی او را نشان می‌دهد:
«هوالباقی. جایگاه و مزار شاهزاده حاجی محمد میرزا کاشف السلطنه چایکار است که پس از اتمام تحصیلات در اروپا در سنه ۱۳۱۴ هجری در سن ۳۵ سالگی به سِمَت ژنرال قنسولی هندوستان رفت و در ضمن توقف در آن سرزمین فن زراعت چای را آموخته و این محصول گرانبها را با هزاران مشقت به رسم ارمغان به وطن عزیز خود آورده، اول کسی بود که چایکاری را در ایران وظیفه همت خود دانسته و تمام عمر، علاوه بر خدمات عمده که بر دولت و ملت نموده با نهایت سعی در این راه کوشیده و مجدداً برای توسعه کشت چای در سن ۶۵ سالگی مأمور به هندوچین و ژاپن شده و در مراجعت از راه بوشهر در روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۰۸ شمسی دو ساعت بعداز ظهر در کتل ملوب با اتومبیل پرت و این جهان را با جهانی آرزو به جهانیان واگذار و شهید راه وطن شد».

نقدی بر موزه‌ی تاریخ چای
از توصیف نمای بیرونی و درونی موزه که بگذریم، نگاه موشکافانه به این موزه، حرف‌های دیگری دارد. در این موزه سری‌های متعدد قهوه‌خوری از عصر قاجار و پهلوی، دو دستگاه مربوط به چای و انواع، اقسام سماورهای دوره‌های مختلف و ابزار زندگی مردمان گذشته در موزه دیده می‌شوند. نکته این‌جاست که شبیه این‌ها در موزه‌های مردم‌شناسی زرتشیان کرمان، ابیانه، کاشان و دیگر شهرها نیز یافت می‌شوند. با این حساب، موزه بیشتر به موزه‌ی مردم‌شناسی شباهت دارد تا موزه‌ی تاریخ چای! شاید اگر در این موزه، اسناد، مدارک، دست نوشته‌ها و عکس‌های کاشف السلطنه موجود نبود، به سختی امکان پی بردن به موضوع و عنوان موزه مهیا بود. اگر نام این موزه، موزه‌ی تاریخ چای است، چرا هیچ نشانی از مراحل نمادین کاشت تا برداشت، خشک کردن و آماده شدن چای در آن دیده نمی‌شود؟
متاسفانه بعد از ۲۴ سال که از افتتاح موزه‌ی تاریخ چای می‌گذرد، تغییرات رو به جلویی در آن مشاهده نشده است. سوال مهم این‌جاست که آیا نباید بین موزه‌ی تاریخ چای با موزه‌ی مردم شناسی تفاوتی باشد؟

عکس‌ها: فرزاد فخرایی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *