اخبارتاریخ

دکتر عباسی پناهی، عضو هیات علمی پژوهشکده گیلان شناسی: تاریخ محلی گیلان را از نگاه توده ها  بشناسیم/اروپاییان فهمیدند جهان آن چیزی نیست که کلیسا قرائت می کند/ اسناد تاریخی گیلان در آرشیو کشوهای همسایه نیازمند بازخوانی است

گیل مهر- مهری شیرمحمدی

دکتر عباس پناهی از مورخان پژوهشکده گیلان شناسی است. این استاد پرکار را با تاریخ محلی گیلان می شناسیم. وی که فعالیت های پژوهشی اش عمدتا در حوزه تاریخ صفویه، مشروطه و پهلوی است، تاکید دارد که باید درک درستی از تاریخ معاصر داشت تا بتوان برای آینده برنامه درستی تدوین کرد.

بر همین اساس پناهی سفرهایی به کشورهای همسایه داشته و اسناد زیادی را از تاریخ معاصر گیلان بویژه جنبش جنگل با خود به گیلان آورده است . زستان گذشته مرکز اسناد جنبش جنگل در پژوهشکده گیلان شناسی بازگشایی و بخشی از این اسناد رونمایی شد.

با وی پیرامون ضرورت بازخوانی اسناد تاریخ معاصر به منظور واکاوی نقش توده ها در حوادث تاریخی به گفتگو نشستیم.

  • می خواهم آغاز سخن را با نوگرایی در تاریخ توده ها آغاز کنم، مشخصا انقلاب مشروطه، اگرچه با شکست مواجه شد، ولی تاثیرات عمیقی از خود بجا گذاشت. بنظر من توده ها درک درستی از مفهوم مشروطه و حکومت مبتنی بر قانون نداشتند، و بیشتر دنبال رو روشنفکران بودند. جنابعالی چقدر این نظریه را قبول دارید که جامعه شرقی خود مولد استبداد است؟

با توجه به رهیافت های تاریخی، معتقدم تاریخ ایران را به سه دوره می توان تقسیم کرد؛ دوره اول  دوره باستان است که از نظر ساختارهای جامعه زیر نظر سیطره اندیشه سیاسی ایران شهر بود و تاکید بر خون و نژاد ایرانی داشت. یعنی ما یک مجموعه ای داشتیم بنام «ایران» و یک مجموعه بنام «اَنیران». غیر ایرانی نمی تواسنت وارد جامعه ایران شود. فردوسی نمونه بارز این فلسفه اندیشه سیاسی ایران شهری را در شاهنامه ارایه کرده است.

بعد از اسلام، قاعده تغییر کرد و به محض اینکه فردی شهادتین می گفت، وارد جامعه مسلمانان می شد و می توانست حتی قدرت را به دست بگیرد. البته نقض آن را هم داشتیم مثلا در دوره مغول، فردی بنام «بُراق حاجب»  غیرمسلمان در جامعه مسلمان حاکم شد. (البته بعدا مسلمان شد)یعنی شمشیر ملاک مشروعیت شد،همان گونه پس از آن که یعقوب لیث صفاری بر نیشابور، تختگاه طاهریان، مسلط شد محمد طاهری بدو گفت عهد و لوای خلیفه کو؟ وی شمشیر خود را نشان قدرت مطرح نمود.

در زمان صفویه قدرت و مذهب پیوند عمیقی یافت و فردی که در مقابل حکومت دینی ایستادگی می کرد، در ساختار سیاسی صفویان ملحد به شمار می رفت و جرمش سنگین تر از مجرمی بود که تنها در برابر استبداد سیاسی قد علم کرده است. نظریه سیاسی استبداد شرقی چهره خود را به طور کامل در این دوره آشکار ساخت.

ازدوره مشروطه(۱۲۸۵) به یکباره ساختار سیاسی چند هزار ساله درباره نگاه قدرت سیاسی دگرگون شد و قدرت از آسمان به زمین آمد و حکومت پدیده ای انسانی و عرفی و متکی بر رای و اراده سیاسی مردم شد. بر اساس تفکر سیاسی مدرن انسان مقهور و محکوم نبود،بلکه ملاک و مبانی مشروعیت سیاسی شد. از منظر این دیدگاه دیگر نگاه مردم به شاه نگاه رو به بالا و آسمانی نبود. طبقه ای در جامعه شکل گرفت که می خواست قوانینی وضع کرده و خود مجری قانون باشد و دیگر نمی خواست شاه را ظل الله بداند. دوره اخیر تاثیرات عمیقی بر پیکره فرهنگی و سیاسی ایران برجای گذاشت به گونه ای که اساسا می توانیم از نظر فرهنگی و فکری تاریخ ایران را به دو دوره ماقبل قانون و عصر قانون تقسیم نماییم.

  • چه عواملی در شکل گیری چنین پروسه فکری نقش داشت؟

می توان گفت تحول بزرگی در اروپا و در ایران رخ داد. در اروپا این فرایند منجر به رنسانس شد، اما در شرق منجر به جمود فکری. وقتی اروپاییان در اثر جنگهای صلیبی با مشرق زمین آشنا شد، فهمیدند که چقدر این جوامع از نظر فکری و بویژه تجارت و ساختار فکری و فرهنگی جلوتر هستند. این الگو برداری ها منجر به رنسانس فرهنگی در اروپا شد. اما همزمان جامعه شرقی بسمت استبدادی شدن بیشتر از نوع عقیدتی پیش می رفت.

در عصر قاجار پس از مدتها قطع ارتباط فرهنگی ایرانیان با دنیای غرب، وقتی پس از تحولات رنسانس و وقوع انقلاب صنعتی ایرانیان به اروپا رفتند، متوجه پیشرفت های اروپاییان شدند. مثلا نام اولین سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به اروپا، «حیرت نامه» است. همانطور که از اسمش پیداست نویسنده یعنی ابوالحسن خان ایلچی، از نحوه اداره شهر لندن تعجب می کند. می بیند درختان لندن شماره دارد و یا شهرها کانال کشی و معابر سنگفرش شده است و یا نهادی بنام پارلمانت برای اداره کشور دارند.  ۲۰۰سال بعد در دوره مشروطه و رضا شاه پهلوی تازه ایران صاحب نهادهای مدنی مثل انجمن شهر و ساختار شهری و اداری مدرن شدند. این در شرایطی بود که در دوره قاجار رشت  و دیگر شهر های بزرگ فاقد ساختار های مدرن شهری بودند.

با توجه به تجربه جنگ های صلیبی می توان گفت اگرچه مسلمانان برنده جنگ های صلیبی بودند، ولی برنده فکری اروپاییان بودند زیرا در این جنگها فهمیدند، جهان آن چیزی نیست که کلیسا قرائت می کند و اندک اندک اعتراض ها به جامعه کلیسا زیادتر شد و وارد فرایند توسعه شدند.این نقطه آغاز اروپاییان به سوی مدرنیته و جامعه مدرن بود.

ما در قرن ۱۶و ۱۷ میلادی، اوج تجارت ادویه و ابریشم را در عصر صفویه داشتیم ولی در همان زمان  انگلستان دو برابر تولید ناخالص ملی ما درآمد داشت و یا فرانسه ۷برابر تولید ناخالص ملی داشت آن هم به مدد دریانوردی قدرتمندی و نظام اقتصادی بر پایه تجارت بود.

  • شما هموراه از مدافعان انقلاب مشروطه بودید و معتقدید اگرچه سران مشروطه  نتوانستند پیاده کنند، ولی مشروطه نتایج خود را در جامعه بجا گذاشت.

مهمترین دست آورد انقلاب مشروطه این بود که حکومت را زمینی کرد. تا پیش از انقلاب مشروطه کسی به ظل الله بودن شاه شک و ترددی نداشت و اساسا مدلی دیگری به جز حکومت شاه قابل تصور نبود. اما در نتیجه مروادات تحصیلکردگان ایرانی به اروپا، این بود که حکومت در نتیجه قرارداد من و تو است.رشد فکری و آگاهی مردم نقشی انکار ناپذیر در فروپاشی دیدگاه سنتی درباره قدرت داشت.نخبگان به تقدس زدایی قدرت پرداختند و در نتیجه حق حاکمیت از آنِ مردم شد.

برای حکومت قابل قبول و پذیرفته نبود که رعیت صاحب نفوذ باشد.اساسا همه مردم رعیت شاه بودند. واژه مردم در عصر ماقببل مدرن به معنای دین،آیین و شریعت بود،اما در فلسفه مدرن سیاسی مردم به تمامی اقشار جامعه اعم از زن و مرد و فقیر و غنی تلقی می شد. این نگرش به توده های جامعه نخستین بار در زمان امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه می بینیم،در حالی که وی و نگرش تمامیت خواه نمی پذیرفت و نمی خواست قاطبه مردم صاحب نفوذ باشند ولی مشروطه خواهان با آگاهی کاز این موضوع به شاه فشار وارد کردند که تمام طبقات اجتماعی اعم از تجار، علما، شاهزادگان و قاطبه مردم باید مورد خطاب در فرمان مشروطیت باشند.

از این منظر مشروطیت گامی بلند در اندیشه سیاسی ایران برداشت.مشروطه خواهان آرمان گرایان ایده آلیست نبودند، بلکه خواهان ایجاد نظم و برقراری عدالت و آزادی در ایران بودند.

  • بنظر می رسد سران اصلی مشروطه، نتوانستند آن درکی که خود از حکومت قانون داشتند، به طبقه پایین جامعه تسری دهند و به تداوم این پروسه فکری در بخش های پایین جامعه کمک کنند.

مشروطه حاصل تلاش دو گروه بود؛ گروهی تحصیلکرده اروپایی که زبان فرانسه و زبان خارجی می دانستند. ترقیات آنجا را دیده و به نتیجه رسیدند که اگر حکومت ما برآمده از ملت باشد، جامعه ایرانی از آن فشار نیمه استعماری نجات می یابد. این قشر با فهم این که حکومت باید مردمی باشد، دموکراسی و نظام پارلمانی ایجاد کردند و هدف ایشان ایجاد حکومت مقیده در ایران بود. یعنی شاه فقط سلطنت کند و نمایندگان مردم، حکومت. اما فاصله فکری بین توده های مردم و روشنفکران برای درک این مساله زیاد بود. در نظام مشروطه سلطنتی، شاه حق دخالت در اداره کشور را نداشت فقط سلطنت می کرد با توجه به رفتارهای سیاسی شاهان عصر مشروطه به نظر می رسدتنها شاه دموکراتیک، احمد شاه قاجار بود. وقتی انگلستان به وی فشار آورد که قرارداد ۱۹۱۹ را امضا کند، زیر بار نرفت و گفت من پادشاه حکومت مشروطه هستم و حق امضای قرارداد با مجلس است. با این وجود عدم ترقی در ایران،قفدان حمل و نقل مناسب و پراکندگی ایران، سلطه خوانین بر رعیت، نظام معیشتی، روستایی و عشیرتی نقش مهمی در عدم موفقیت های مشروطیت داشت.

  • جنابعالی معتقدید با وجود شکست مشروطه، باز هم این جریان موجب تحرک اجتماعی شد؟

بله. اما این تحرک اجتماعی به یک باره رخ نداد و عوامل زیادی دست به دست هم داد. مثلا نظام ارباب رعیتی در ایران خود عامل بازدارندگی در تحرک اجتماعی بود. به عنوان نمونه بعدها با شکسته شدن این ساختار، با انقلاب سفید، طبقه متوسط شهری که وابسته به خوانین نبودند، رشد کردند و توانستند تغییراتی ایجاد کنند که به نظر می رسد تغییرات اجتماعی ناشی از انقلاب سفید و دیگر اقدامات دهه چهل خورشیدی،نتیجه خودر در وقوع  انقلاب در ایران چهره خود را آشکار ساخت . و این مساله از پیامد این تحرک اجتماعی بود.

یکی از مهمترین عوامل بیداری مردم در آستانه مشروطیت و بخصوص بعد امضای فرمان مشروطه، تاسیس  و رشد مدارس نوین بود. این مساله پدیده ای فرهنگی بود که اتفاقا خود مردم خواستار آن بودند و از حکومت مطالبه می کردند. مردم به دلیل فقر اقتصادی مفرط، و در نتیجه فقر فرهنگی درک درستی از مشروطه نداشتند. ما اسنادی داریم که اداره شهرها و استانها فروخته می شد و کسی که حاکم می شد، فشار بیشتری برای کسب درآمد بر مردم وارد می کرد درست است که در آستانه مشروطه مردم به دلیل کمی سطح سواد درک درستی از مشروطه و حکومت مبتنی بر قانون نداشتند،اما ایجاد انجمن های مختلف نقش مهمی در آگاه سازی مردم از دموکراسی و بستر سازی جهت درخواست مطالباتشان داشت.

  • مشخصا اسنادی در مورد مطالبه گری مردم برای ساخت مدرسه داریم؟

بله. اسنادی از اواخر عصر قاجار و پهلوی اسنادی داریم که مردم تجار، کسبه و مردم عادی از حکومت مطالبه ایجاد مدارس ۴کلاسه و ۵کلاسه دارند. نمونه آن مدارسی هست که در اشکور، رشت،رودسر ، رشت ودیگر شهرها با هزینه مردم و یا کمک آنهاتاسیس شد. سندی داریم که بازرگانانی که با روسیه تجارت می کردند، از دولت خواسته اند که عوارض نیم درصد ارسال هفته ای یک کشتی فروش تخم ماکیان به روسیه برای ساخت مدرسه در رودسر اختصاص یابد. و یا در ازای پرداخت مالیات دولت برای رودسر مدرسه بسازد.

یا اسنادی داریم که مردم گزارش داده اند که مدیر مدرسه فردی فاسد و یا ناتوان است و یا اهل رشوه هست و خواستار برکناری وی می شوند. و یا می خواستند که در مدارس نوین، جبر و هندسه و مثلثات و حتی ادبیات به شکل نوین تدریس شود.

  • برمی گردیم به تفاوت ساختار فکری جامعه شهری و روستایی. فکر نمی کنید، اقتصاد پررونق گیلان و به ویژه رشت، و ثروتی که وارد جیب جامعه شهری نمود، این قشر را مطالبه گرد کرد؟

به طور کلی انقلاب های سده ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ را تجار و قشر بورژا بوجود آوردند. انقلاب مشروطه ایران که گیلانیان نقش اساسی در اعاده آن داشتند ، مبتنی بر ثروت تجار و مشارکت مستقیم و حمایت آنان شکل گرفت.

  • در جنبش جنگل نیز ثروت حاج احمد کسمایی باعث پاگرفتن جنبش شد.

البته قبل از ورود حاج احمد، زمانیکه میرزا هنوز در تهران بود، اسنادی داریم که سردار محیی و رحیم شیشه بر، یعنی نماینده قدرت و اصناف  کمک هایی در اختیار میرزا کوچک قرار می دهند و می گویند تو به مازندارن برو و ما هم به تو می پیوندیم.  میرزا پس از بررسی، شرایط را در مازنداران مناسب نمی بیند و وارد گیلان می شود. در گیلان هم اگر پشتوانه مالی و انسانی حاج احمد بعنوان تاجر ابریشم و توتون نبود، جنبش جنگل با مشکل مواجه می شد.

  • جنابعالی در یک سخنرانی اعلام کردید که ۹۹درصد اسناد گیلان باخوانی نشده است. افزون بر آن اسناد زیادی هم داریم که در کشورهای همسایه است و هنوز به ایران بازگردانده نشده علت آن چیست؟

دلایل مختلفی دارد. اولا سند خوانی کار دشواری است. بویژه سندهای دروه قاجار بسیار بد خط بوده و متخصص لازم در سند خوانی کم داریم. دوم مراکزی که اسناد را آرشیو می کنند، اسناد را به راحتی در اختیار پژوهشگران قرار نمی دهند. و این شده که کتاب های تاریخ نگاری ما بویژه در گیلان رونویسی خاطرات و داده های قبلی است.  ما از نظر اسنادی فقیر هستیم و عمدتا رونویسی شده است.

  • جنابعالی سال گذشته و اخیرا سفرهایی به برخی از کشورهای همسایه داشتید و اسناد زیادی را حتی با هزینه شخصی به گیلان آوردید. این اسناد حاوی چه مطالبی است و چه نقشی در تاریخ نگاری توده ای دارد؟

بیشترین داده های ما برای تاریخ نگاری توده ای در عصر معاصر، اسنادی است. آن زمان نه مطبوعات رشد چشمگیری داشت و نه مثل امروز فضای مجازی به رشد داده ها کمک می کرد. ما از روی عریضه هایی که مردم به دست اندرکاران حکومت در استانها می نوشتند  و تحلیل آنها می توانیم نقش توده های اجتماعی را در تغییرات اجتماعی تحلیل کنیم.

یک نمونه ذکر می کنم، در همین اسناد متوجه شدم که قدیمی ترین بیمارستان رشت ، بیمارستان آمریکایی ها بوده است و همزمان بیمارستان کیایی را هم داشتیم که به سال ۱۲۹۸ ساخته شده بود. بنابراین اکنون می توان به قاطع نظر داد قدیمی ترین بیمارستان رشت، بیمارستان پورسینا نبوده است.این که چه گروهی مخاطب این مرکز بوده اند نشانگر کارکرد این مراکز در جامعه است.

و یا می توان سیر تحول فکری مردم را در این اسناد تحلیل کرد  و به یقین گفت؛ مردم بعد از مشروطه از دولت مطالبه گر شدند. پیش از مشروطه مردم مطیع حکومت بودند. البته بجز مدارس، توسعه و انتشار مطبوعات نیز به این پروسه فکری کمک کردند.

  • مشخصا چه اسناد و با چه موضوعاتی و از کدام کشور ها آوردید؟

بیشترین اسناد ما در تاریخ معاصر در آرشیو اسنادی کشورهای دیگر بویژه روسیه و ترکیه و حتی واتیکان است. و طی نمودن پروسه اداری  و اسکن این اسناد و آوردن کپی آن به ایران بسیار هزینه بر است.

طی سفرهایی که بنده و برخی از دوستان پژوهشگر از جمله مهندس واهانیان، دکتر صفری،دکتر فلاحی و دکترموسوی به ارمنستان، گرجستان، آذربایجان و ترکیه داشتیم، توانستیم اسناد زیادی درباره جنبش جنگل به دست آوریم. و یا توانستیم دوره کامل مجله ارمنی «زانگ»- که اطلاعات زیادی در مورد جنبش جنگل و تحولات آن دوره در آن منتشر شده تهیه نماییم. اکنون مهندس واهانیان زحمت ترجمه آن را قبول کرده است.

اسناد زیادی در آرشیو اسناد انگلستان، فرانسه و آلمان درباره جنبش جنگل وجود دارد. شخصا شخصا سفری به ترکیه داشتم و هزاران برگ اسناد تجاری گیلان را در آرشیو اسنادی عثمانی دیدم ولی به دلیل هزینه سنگین، تنها توانستم اسناد جنبش جنگل را بیاورم.  اسناد زیادی در روسیه داریم که هنوز امکان بازگرداندن آن فراهم نشده. متاسفانه سفارتخانه ها و رایزن های فرهنگی نیز همکاری مطلوبی  نداشتند.

  • پس از بازخوانی این اسناد، می توانید تحلیلی از تاریخ نگاری توده ای ارایه دهید؟

البته اگر همه اسناد را بتوان تهیه نمود و بازخوانی و تحلیل کرد، بله. فعلا می توان اسناد جنبش جنگل را تحلیل کرد و درک قابل قبولی تری از این جنبش ارایه داد و بقول دکتر زرین کوب تاریخ را بازشناسی کرد و از آن برای اداره بهتر جامعه درس گرفت.نکته این است که تاریخ علمی کاربردی جهت نسل امروز و فردا است. داده های تاریخی همانند گورهای قبرستان ها نیستند، بلکه تجربیاتی انسانی اند که بر پایه آن می تواند جامعه بهتری برای مردم امروز و فردا ساخت.

 

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *