اخبارتاریخیادداشت

روح بی آلایش روستانشینان در گلیم های تالش/ نقوش ۵۰۰۰ساله برآمده از دل تاریخ

گیل مهر- مهری شیرمحمدی

اگر چه شرق گیلان را با پارچه های «چاشو» و لباس های رنگین قاسم آباد می شناسیم، اما «گلیم» های پرنقش و نگار غرب گیلان  زبانزد خاص و عام است.

شهرستان تالش، یکی از مراکز مهم تولید گلیم است که بافندگان آن با الهام از عناصر طبیعت، نقوش گیاهی و جانوری را به زیبایی در دست بافته های خویش خلق می کنند. روح بی آلایش هنرمندان بی نام و نشان روستایی با طبیعت درهم آمیخته و با نقوش تکرارشونده ای همچون؛ ترنج، لانه زنبوری، آیینه و گل، درخت، خرچنگ، گوزن، شکارگاه، برگ مو و برگ چنار و… گویی، نیرویی سحر آمیز را در تار و پود گلیم به جا گذاشته و هر بیننده ای را مسحور خویش می سازد.

اگرچه در گذشته گلیم و جاجیم مصرف خانگی و کاربردی به عنوان زیر انداز داشت، اما بافته های فعلی بسته به ذائقه خریداران امروزی تنوع بیشتری یافته است.

یکی از فروشندگان گلیم در شهرستان تالش می گوید: قبلا گلیم بعنوان کف پوش منازل استفاده می شد و در هر خانه ای هم یافت می شد. بنابراین گلیم ها در ابعاد بسیار بزرگ بافته می شد.

«کیوان طومارزاده»، یکی از گلیم های ۱۲متری بافته شده قدیمی را نشان داده و می افزاید: امروز کسی خریدار زیرانداز های عریض نیست. کوچک شدن مساحت خانه های امروزی چنین اجازه ای نمی دهد. اکنون این گلیمِ عریض را بعنوان پیشخوان میز فروش استفاده می کنم ولی در گذشته هر خانه ای به تعداد اتاق ها گلیم داشت. عشایر تالش هم بیشترین حجم تولید گلیم را با استفاده از پشم گوسفند داشتند.

وی که کارگاه تولیدی دارد، توضیح می دهد: بیشترین بافندگان فعلی  من بافندگان خانگی و زنان  روستایی و عشایر تالش هستند که پا به سن گذاشته اند. البته کارگاهی هم دارم که بافندگان روزانه در آن فعالیت دارند ولی در این کارگاه بیشتر گلیم بافته شده متری تبدیل به کیف دوشی، کیف پول، کوسن، دمپایی و… می گردد.

طومارزاده با بیان اینکه عمده نقوش گلیم ذهنی است، ابراز می دارد: بافندگان سنتی، نقوش را هم بطور سنتی و ذهنی می بافتند.

 وی بیم آن دارد که با درگذشت بافندگان سنتی، گلیم تالش نیز نابود شود و در این باره می گوید: متاسفانه جوانترهایی که قصد فراگیری این هنر را دارند، نه با هدف تولید انبوه، بلکه یا برای دریافت بیمه مشاغل خانگی و دریافت تسهیلات از اداره میراث فرهنگی به دنبال یادگیری هستند و یا بصورت تفننی برای خودشان می بافند و حاضر نیست بعنوان یک شغل درآمدزا برای آن وقت بگذارند.

«پریسا شاد قزوینی» طی مقاله ای گلیم گیلان را «گنج پنهانی» توصیف می کند که با ذوق و سلیقه و خلاقیت بافنده اش در هم تنیده است.

این دکترای فلسفه و هنر دانشگاه الزهرا می افزاید: گلیم بافی یکی از هنرهای بومی ایران است که با سابقه ۷۰۰۰ساله در هر منطقه، روش بافت یکسانی دارد اما تنوع نقوش در هر منطقه آن را با دیگر مناطق متمایز می کند.

این استاد دانشگاه توضیح می دهد: اغلب سازندگان و استادکاران علاوه بر جنبه زیبایی، باورها، عقاید، و علایق و افکار خود را هم در گلیم بجا می گذارند و با الهام از پدیده های طبیعی اطراف خود نقوشی ساده و بی پیرایه را در گلیم تجلی می دهند.

به گفته ی پریسا شاد، نوع بافت، رنگ و نقش گلیم های تالش به دلیل همجواری با استان اردبیل بسیار متاثر از نقوش این استان است و می افزاید: اغلب  این نقش ها- که به صورت ذهنی بافته می شود- در طول سده ها سینه به سینه به بافندگان منتقل شده است. این تصاویر که بنظر هندسی و انتزاعی بنظر می رسد، هرچند در نگاه نخست، ملهم از عناصر طبیعی است که همراه معیشت ساکنان منطقه می باشد، اما این نقش مایه ها شباهت بسیار زیادی با آثار بجا مانده از دوران پیش از تاریخ دارد و برگرفته از اعتقادات اساطیری مردم به عناصر طبیعی است.

در واقع می توان گفت نقوش گلیم بافی از معدود هنرهایی است که فرهنگ و اعتقادات گذشتگان را درون خود محفوظ نگاه داشته  و سینه به سینه به نسل آتی منتقل کرده است.

براساس نوشته های کتاب ۳ جلدی «فرهنگ گیلان» (گروهی از نویسندگان و به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی)، برخی از این نقش مایه های گلیم های تالش، به نقوش اساطیری برمی گردد. در سفالینه هایی که به حدود ۵۰۰۰سال پیش برمی گردد، طرح هایی است که در نقوش گلیم تالش تکرار شده است. طرح هایی نظیر؛ سگ، بز، طاووس، مار، کلاغ و کبوتر، هدهد، شیر ، ببر ، گاو، آهو و گوزن هم در نقوش سفالینه های کشف شده گیلان به چشم می خورد و هم امروز نیز همین نقوش با اندکی تغییر در نقش بندی گلیم قابل رویت است و این تکرار، نشان می دهد این تصاویر نمادی از  باورها و اعتقادات مردم این منطقه  از گذشته های دور بوده است.

نگاهی به نقوش گلیم های تالش ما را به هزاره های دور می برد. نقش «گل خورشید» گویی گرمایی دوباره به زندگی می دهد. نقش «بته جقه» سرو آزاده ایرانی است که تندباد حوادث سرش را خمیده کرده ولی از پا نیانداخته است. خوشه گندم، برکت و نعمت را به مردم ارزانی می دارد.

حیواناتی همچون بز کوهی، آهو و گوزن در همین کوه های تالش با مردم همزیستی داشتند و اسب که نشان وفاداری و نجابت بوده و هست. و کبوتر که استعاره ای بود از خوشبختی و نقش دختری ایستاده با موهای بلند که گویی آزادگی زن  را در طبیعت گیلان به تصویر می کشد.

هزار رمز و راز در پس این بافته های گلیم موجود است که با تغییر اندازه گلیم های امروزی اشکال نیز تکرار و تنوع خود را از دست داده است. حال، با تغییر نسل بافندگان از یک سو و تغییر ذائقه مصرف کنندگان باید دید این نقوش هزاران ساله اساطیری تالش تا چه زمانی دوام می آورد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *