اخبار

سفر قاب های مه گرفته از انزلی به رشت

گیل مهر- مریم ساحلی

تماشای هجوم ابرها؛ شولای مه بر تن شهر؛ وهم جاری در تالاب؛ سپیدناکی پر و بال پرنده مهاجر؛ ژرفای خواب لنج های تکیه داده به لنگرگاه و … آدمی را مسافر شهری می سازد که آب و خاکش نشان از بلندای شکوهی دارد که در زمهریر نامهربانی آدمی رنگ می بازد.
۱۶ اثر از نقاشی های زهرا (آرزو) صیاد نقره تاب در نمایشگاهی با عنوان «قاب های مه گرفته ی شهرم» در نگارخانه الهی رشت از ۱۳ تا ۱۹ مهرماه در معرض نمایش عموم قرار گرفته است.
آن چه در ادامه پیش روی شماست، حاصل گپ و گفتی است که با این هنرمند جوان اهل انزلی ترتیب داده ایم.
داستان آفرینش تابلوهای مه گرفته چیست؟
ادای دین به شهرم که ریشه ها و هویتم را از آن می دانم، رسالتم برای خلق این آثار است که پیش از این سال ۹۴ در تهران با عنوان «نوستالژی های شهر من» به نمایش درآمد. تصاویر این تابلوها همه واقعی و حاصل ترکیب حس و حقیقت است. این نقاشی ها از روی عکس های زیادی که گرفتم، کشیده شده اند. گاهی با تلفیق چندعکس و تغییراتی در زاویه دید و حاکم‌کردن حال و هوای رنگی که مدنظرم بود همراه با ایجاد فضای حاکم ‌خاکستری سرد در کنار تعلق خاطری که به دیارم داشته ام، این تابلوها خلق شده اند. برای من عکاسی همیشه دل مشغولی بوده و وسیله ای برای تمرکز و خلوت با طبیعت و مراقبه و مکاشفه درونی با هرآنچه که از خدای خود در درون دارم.
چرا به جای این تابلوها، نمایشگاهی از عکس هایتان ترتیب ندادید؟


نمایش نقاشی هایی فارغ از واقعیت صرف و برگرفته از حقیقت و در تلفیق با احساسات درونی برای من ارجح و قابل اهمیت تر بوده است. گاهی اضافه کردن جزئی از طبیعت مثل درخت یا پرنده که نیاز ترکیب بندی و فضای کارم بود و گاهی تلفیق چند عکس مختلف در موقعیت های متفاوت برای رسیدن به حس درونی خویش را به عکس ها افزوده ام. البته در تمام نقاشی های مجموعه سعی براین بوده که فضای رنگی نزدیک به هم ایجاد شود تا به مه آلود و سرد بودن برسم.
در فراز و نشیب عکاسی و تابلو کشیدن ها آیا خاطره ای هست که با مخاطبین ما به اشتراک بگذارید؟
خاطره که بسیار است. در برف سال ۹۲، حدود دومتر در مزارع حوالی روستای اشبلاء برف بارید و درحالی که تنها برف بود و کلاغ، من با چکمه های پلاستیکی تا کمر درون برف بودم اما عاشقانه عکس می گرفتم. درتابلوی «راه بی پایان »مردی روبه افق در حرکت است؛ فضای موجود در تابلو حاصل عکاسی آن روز برفی است و تصویر مردی که می رفت مربوط می شود به دقیقا ماه رمضان همان سال که هوا در روستای تربه بر بسیار گرم بود و دایی عزیزم با لباس صیادی و با زبان روزه و خورجین به دست بارها روبه تالاب رفت و آمد تا حس و حالی که مد نظرم بود از عکس هایم بیرون بیاید. پرنده های انتهای افق نیز که در این تابلو هستند بر اساس عکس هایی است که در ساحل دریای شهرم انزلی گرفتم و ازهرکدام بارها اتود زدم تا حالتی هماهنگ‌ با فضا ساخته شود.


چه حسی در نقاشی هایتان هست که در عکس ها شاهدش نیستیم؟
گاهی عکس ها ثبت اتفاقات لحظه ای بوده، مثل پرواز پرنده یا شکار تصویر صیادان در زمستان برفی سال ۹۲ در تالاب اشبلاء، اما گاهی کارگردانی شده اند نظیر مرد در جاده یا زنی که در جاده ای آب گرفته بین مزارع در حرکت است که خودم دوربین کاشتم و بارها رفتم و برگشتم تا تصویر دلخواهم ثبت شود. ولی تمام این فضاها می بایست درمتریال نقاشی به گونه ای با فضای رنگی و احساسات درونی من تلفیق می شد تا نشانگر همزیستی و نزدیکی من با طبیعتی که عاشقش بوده ام، باشد. واقعیت این است که من موقع عکاسی طبیعت را عاشقانه در آغوش می کشم و از خود بی خود می شوم و فارغ از زمان و نور و هوا و …عاشقی می کنم اما وقتِ نقاشی، احساساتم را با اندوخته ها و تجربیات و هدفم در فضای نقاشی اجرا می کنم. چیزی که عشق بجای می گذارد هرگز عقل را یارای توصیفش نیست.

نقاشی های شما نشان از مناظری دارد که بی مبالاتی ما آدم ها آنها را به محاق برده است. به نظر شما فعالیت هایی این چنین تا چه اندازه تاثیرگزار است؟
گاهی یک تلنگر کافی است و گاهی حتی ضربه ای سهمگین تا جایی و زمانی که باید، تکانمان بدهد. حقیقتا چیز زیاد خوشایندی در بطن و واقعیت جغرافیایی تصاویر نقاشی هایم باقی نمانده است. شاید این تابلوها آنچه را که ریشه و اصالت و خاک و آبمان بوده و طبیعتی که تمامش قرار بود مایه آرامش ما باشد و نقطه اتصالمان به خدای عشق را به یادمان آورد. و در این میان شاید سهم کوچک من یادآوری این واقعیت باشد و تلنگری برای به داد این ویرانی و خاموشی طبیعت رسیدن، باشد. بسیار دردناک است اما باید گفت، متاسفانه از تالابی که در جهان نمونه بود و هرساله جشنواره ای در شهرمان دارد چیزی جز گنداب باقی نیست و از دریای ما هم جز زباله دان و چاه بزرگ فاصلاب شهری چیزی بجای نمانده و شهری که می تواند بهترین جاذبه توریستی در جهان باشد روبه خاموشی است.

   

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *