اخبارتاریخچهره ها و یادبودها

سنگ قبری می خواهد و همتی درخور افشین

(این گزارش بررسی میدانی محل قتل و دفن حیدرخان عمواغلی، یکی از اعضای اصلی جنبش جنگل است که برپایه روایت های شفاهی تهیه شده و در شماره ۸۸ ماهنامه ره آورد گیل منتشر و در گیل مهر بازنشر داده می شود)
مهری شیرمحمدی
«سیاه وانِه وَر». جنگلی در دل کوه های فومنات. اگرچه اهالی آلیان این محل را متعلق به مردی می دانند که گوسفندانش را آنجا نگهداری می کرد، اما در هیچ مکتوبه ای ننوشته اند که سیاه وانه ور، محل فروشدن «حیدر بمبی» در زمین بود. جنگل سیاهی که هرچند برخی اهالی معتقدند پیش از حیدر، تنی چند از درگذشتگان تالش را در خود نهفته دارد، اما خونِ این مرد غریبه در بستر رودخانه سیاه وانه ور بر زمین ریخت و کسی هم محل دفنش را نیافت.
مرد مرموزی که به گفته «محمد رادمنش» به ماجراهای حزبی بیش از هر چیز اهمیت می داد. و شاید همین رحجان منافع حزبی بود که موجب شد «حیدرخان عمو اغلی» نتواند میان جنگلیان و بالشویکها وفاق ایجاد کند.
اگر چه منابع مکتوب عنوان کرده اند که وی در حین فرار کشته شده است، اما روایت های محلی به قاطعیت خبر از قتل او می دهد.
حیدر دیر به نهضت جنگل پیوست. ۲۴خرداد ۱۳۰۰خورشیدی با یک کشتی بارِ اسلحه از سوی مقامات مسکو وارد نرگستان شد. به انزلی نرسیده، با توطئه ای ساختگی دستانش را بستند، سلاح ها را به میرزا تحویل دادند و حیدر در رشت به احسان الله خان دوستدار پیوست.
برنامه بود تا وی با تشکیل کمیته ی پنج نفره نقش میانجی بین بالشویکهای رشت و جنگلیان را بازی کند. ولی پیش از آنکه بتواند، میان جنگلیان و انقلابیون افراطی وفاق ایجاد کند، گرفتار توطئه ای شد که مرگش را رقم زد.
حیدر خان عمواوغلی گرچه تبار ارومیه ای داشت، ولی از ۱۱سالگی در روسیه زندگی و درس خوانده بود. در جوانی با پیوستن با اجتماع عامیون باکو، فنون مبارزه را آموخت. پس از آن، هر جا تروری در ایران و برخی کشورهای همسایه رخ می داد، ردی از حیدر دیده می شد.
اینکه حیدر به دستور چه کسی کشته شد و محل دفن او کجاست، هنوز مورد اختلاف راویان و مورخان است. اگرچه منابع مارکسیستی قتل حیدر را به میرزا نسبت می دهند و اشاره دارند که دو روز پس از واقعه ملاسرا یعنی ۹مهر ۱۳۰۰ به قتل رسیده ، (رادمنش پی نوشت ۷۴) اما پس از انتشار خاطرات « یان کولارژ» (بیگانه ای در کنار کوچک خان) و کتاب « نهضت جنگل و معین الرعایا»، مشخص شد که حیدر توسط عوامل حسن خان دستگیر می شود و شاهپور آلیانی تلویحا اذعان داشته که دستور قتل حیدر را پدربزرگش صادر کرده است:« نویسندگان بر حسن خان خرده می گیرند که موجب مرگ حیدر خان شده است. اگر به درستی بیندیشند، درمی یابیم که او مستحق مرگ بود.»


شاهپور آلیانی می نویسند که حیدر بخصوص در جلسه ملاسرا قصد توطئه داشته است: «حسن خان افزایش نیروهای مسلح حیدر خان را در آن مجلس، دلیلی بر توطئه علیه او دانست و دست به کار زد. در حالی که حیدرخان دشمن میرزا، معین الرعایا و همراهان بود و ماموریت داشت در صورت قبول نکردن مرام کمونیستی و ایجاد حکومت در گیلان بوسیله جنگلیان، آن ها را نابود کند».
مورخان هم به کرات نوشته اند که بعد از تشکیل کمیته پنج نفره و به حاشیه رانده شدن حسن خان، معین الرعایا نقشه ای برای حذف وی کشید. بعکس، رادمنش اظهار می دارد که میرزا به دلیل سیاست های حامیانه حیدر از حزب کمونیسیت خواهان محاکمه حیدر بود (ص:۶۲) و می نویسد که حیدر کوچک خان را مانع اصلی انقلاب می دید و می خواست وی را از سر راه بردارد (ص:۶۷).
با این تفاسیر نحوه تفصیلی قتل حیدر ، قاتل اصلی و محل دفن وی مورد اختلاف مورخان است. اینکه بعد از دستگیری حیدر را به کدام منطقه از آلیان برده اند نیز مورد اختلاف است. شاهپور آلیانی می نویسد ابتدا وی را به روستای زیده می برند و سپس ۳نفر آلیانی به نام های شعبان سیاه خانوانه ای، رجب علی خانوانه ای و الله قلی میان رزی، حیدر را را به میان رز می برند: « حیدر را به فرمان حسن خان در زیده تحویل گرفتیم و به میان رز بردیم.»
شاهپور آلیانی می نویسد که حیدر در هنگام فرار توسط یکی از نگهبانها تیر خورده است.
ناصر عظیمی هم می نویسد که وی را به روستای میان رز می برند. این نویسنده تصویر خانه ای را هم در میان رز منتشر می کند که حیدر با دستور معین الرعایا ۶۴ روز در آن زندانی بوده است.
این خانه که هنوز در میان رز سرپاست، خانه شادروان صالح صلاحت است. در حال حاضر این بنای قدیمی کاربری غیر مسکونی دارد. نگارنده ۲بار(آذرماه ۹۴ و مرداد ۹۵) با سیاره کوهی هفت خوان، همسر مرحوم صالح صلاحت دیدار و گفتگو کردم.
وی گالش به پا و کلید بدست ما را به خانه ی متروک راهنمایی می کند. خانه ای که می گویند حیدر در آن اسیر بوده، اکنون حکم انبار و طویله را دارد. طبقه پایین که گفته می شود زندان حیدر بوده اکنون محل زندگی گاو و گوساله تازه بدنیا آمده این زن تالش زبان است.

وی به تالشی توضیح می دهد که این خانه ۲۰ یا ۲۵ سال پیش بازسازی شده و قبلا به این شکل نبوده، تالار در سمت دیگر خانه قرار داشته و اتاق های طبقه ی بالا هم تنها یکی بوده است.
از او می پرسم، حیدرخان اینجا اسیر بود، به تالشی می گوید:« حیدر امامقلی، نزونوم ؟ عزیزالله نگهبانش بود.»
سیاره، به گفته ی پسرش، متولد۱۳۳۴ است یعنی سیاره ۳۴سال بعد از مرگ حیدر متولد شده است. بنابراین روایت وی نیز بر مبنای شنیده هاست. خصوصا اینکه محلی ها هم تاکید دارند خانه ای که زندان حیدر بود خراب شده و جای بنای قبلی را بنای دیگری به همان فرم ساخته اند.
با این حال روایت «یان کولارژ» از محل اسارت حیدر متفاوت است:«حیدر خان در اثر پرت شدن از بالکن زخمی شده بود. او را اسیر و در کلبه کوچکی در کیش دره زندانی کردند که بعدها خفه شده بود» (ص:۱۶۷)


نگارنده دی ماه ۹۴ از روستای کیش دره بازدید و با سالخوردگان و دهیار این روستا گفتگو کردم. کیش دره در اصل زادگاه حسن خان آلیانی بود و خانواده وی، میرزا و گائوک و یان کولارژ در آخرین روزها در کیش دره بودند.
کارگاه اسلحه سازی جنگلیان نیز در کیش دره برپا بود و این را می توان از خاطرات یان کولارژ دریافت. ولی هفته منتهی به ۱۱آذر، بخاطر نا امنی این روستا توسط محاصره قزاق ها، میرزا، گائوک، یان کولارژ و حتی حسن خان و خانواده اش این روستا را ترک می کنند.
یان کولارژ صحنه وداع خود با میرزا و گائوک را در کیش دره به تصویر کشیده ولی ننوشته است که میرزا به کجا رفته است. ولی شاهپور آلیانی و برخی روایت های شفاهی حکایت دارند که میرزا و گائوک در روستای «میان رز» پنهان می شوند.
اگر چه یان کولارژ می نویسد حیدر در کیش دره خفه می شود، ولی از محلی ها کسی مکان دفن وی را نمی داند. تنها برخی اشاره دارند که شاید در قبرستان قدیمی کیش دره دفن شده باشد.
این قبرستان تا دهه ۶۰ پابرجا بود، ولی بعد از آن زمین قبرستان را شخم می زنند. به گفته ی«حمید بیابانی»، دهیار وقت و «حسن انعامی» رئیس شورای روستای کیش دره، بخشی از این قبرستان در سالهای اخیر خانه بهداشت شده و زمانی که برای زیرسازی خانه بهداشت زمین را می کندند، بقایای استخوان های اموات هم دیده شده است.
با این وجود اگر به صفحات قبل خاطرات یان کولارژ رجوع شود، متوجه می شویم که وی در زمان قتل حیدر در کیش دره نبوده است. اصولا وی به عنوان مامور تعمیر اسلحه پس از واقعه ملاسرا(۷مهر۱۳۰۰) تا آخرین دیداری که با میرزا در کیش دره داشته، بین گوراب زرمیخ و کیش دره در رفت و آمد بوده و به تصریح خودش برخی مواقع تلفنی چگونگی تعمیر اسلحه را از گوراب زرمیخ به متصدی در کیش دره توضیح می داده است. بنابراین هرچند روایت وی به لحاظ زمانی به صحت نزدیک باشد، ولی خاطره وی نیز بر اساس شنیده هاست.
برخی منابع از جمله اسماعیل جنگلی، خواهر زاده میرزا نیز در خاطراتش نوشته که حیدر در حین فرار از زندان کشته شده است. وی حتی اشاره دارد که حیدر قبل از میرزا کشته شده است: «خبر رسید که حیدر عمواغلی که بدست افراطیون جنگل گرفتار شده بود از زندان خارج و در حین فرار از طرف نگهبانان به قتل رسیده است. کوچک خان از شنیدن این خبر بسختی آزرده شد و با تاثر شدید اظهار داشت او به تقاضای من به ایران مراجعه کرده بود و مسئولیت این قتل شانه های مرا فشار می دهد» (ص: ۲۴۸)
روایت کشته شدن حیدر موقع فرار، در برخی منابع مکتوب و روایت های محلی هنوز دیده می شود. با این وجود آنگونه که بنده از روایت های شفاهی و بازدیدهای میدانی از نقاط صعب العبور کیش دره و میان رز دیدم، استنباط می کنم، حیدر نه تنها امکان فرار نداشته است بلکه بنظر می رسد زندان وی بین روستاهای آلیان مرتب تغییر می کرده است. بنظر می رسد علاوه بر میان رز و کیش دره وی در «اشکلن» هم اسیر بوده است. روایت های متفاوت، این برداشت را بهمراه دارد که حیدر مرتب بین روستاهای آلیان جابجا می شده به نحوی که نه امکان فرار داشته باشد و نه بتواند با سران اصلی جنبش و شخص میرزا ملاقات نماید.
یکی از راویان محلی عنوان می دارد که پس از واقعه ملاسرا، نیروهای حسن خان، حیدر را اول به اشکلن می برند و مدتی در تلمبار یکی از اهالی این روستا زندانی می شود.
نازقلی نیازمند در دومین دیدار و گفتگو با نگارنده(دی ماه۹۶) اظهار داشت که زندان حیدر نه یک بار که ۳بار تغییر مکان پیدا کرد. وی به صراحت عنوان کرد که اولین زندان حیدر اشکلن بوده است.
البته عباس اقبال آشتیانی نیز به اسارت حیدر در اشکل اشاره نموده است. (اقبال آشتیانی، عباس. حیدر خان عمواغلی ماهنامه یادگار، سال سوم شماره ۴۸)
اگر اظهارات شاهپور آلیانی را بپذیریم، می توان پذیرفت که حیدر ابتدا به زیده سپس به میان رز و یا اشکلن برده شده است. و در تاریخی که میرزا کیش دره را ترک گفته، به کیش دره برده می شود و دوباره وی را به میان رز می برند. یعنی حیدر مستقیم به کیش دره برده نمی شود. زیرا در آن زمان مقر میرزا در کیش دره بود و این را می توان از پیام تلفنی میرزا به یان کولارژ در آستانه واقعه ملاسرا مبنی بر بازگشتش از رشت به کیش دره هم دریافت. چه اگر نوشته اسماعیل جنگلی و ناراحتی میرزا از کشته شدن حیدر را بپذیریم، و حیدر به کیش دره برده شده باشد، امکان ملاقاتش با میرزا هم ممکن بود رخ دهد.
نازقلی نیازمند همچنین بیان می دارد که حیدر بعد از اشکلن در کیش دره اسیر بوده و سپس به میان رز آورده می شود. اما نکته قابل تامل در روایت این فرد ساکن آلیان که خود میوه علی عاشوری از نگهبانان حیدر را هم ملاقات کرده بود، تاریخ اسارت حیدر در میان رز است. وی اظهار می دارد که حیدر پس از درگذشت میرزا به میان رز آورده شد و ۶۴ روز در میان رز اسیر بود. و ۲۰ یا ۳۰ روز بعد از بهار ۱۳۰۱ طبق دستور رسیده احتمالی از حسن خان در سیاه وانه ور کشته شد.
وی حتی به نقل از کربلایی ابراهیم میان رزی( فردی که میرزا را در روزهای آخر در خانه خود پنهان کرده بود) اظهار می دارد که وی سعی داشت مانع مرگ حیدر شود. نازقلی نیازمند تاکید دارد که خانه صالح صلاحت که هنوز نیز در میان رز سرپاست، زندان حیدر عمواغلی بوده و نگهبانان وی میوه علی عاشوری و سیاه شعبان، حیدر را در طبقه زیرین این بنا نگهداری می کردند. وی همچنین بیان می دارد که حیدر در مدت زمان طولانی اسکان در آلیان توانسته بود زبان تالشی را یاد بگیرد. و زمانی که نگهبانان حیدر را به سیاه وانه ور می برند تا او را بکشند، حیدر به نگهبانها وعده می دهد که در صورت اجازه فرار به وی حاضر است با ارتباطاتی که دارد، ایشان را در یکی از سفارتخانه ها بکار گمارد.
صبح جمعه، ۸دی ماه ۹۶، همراه نازقلی نیازمند به قصد دیدن «سیاه وانِه وَر» به میان رز رفتم. این منطقه، بخشی از جنگل های بالادست روستای میان رز است. هرچند اکنون از یک راه سربالایی مالرو و طولانی می باید بالای کوه رفت، ولی نازقلی روایت می کند که در گذشته محل عبور اصلی مردم میان رز به سیاه وانه ور، از وسط دره و کنار رودخانه بود.
نزدیک به رودخانه -که اکنون خیلی پر آب نیست- تخته سنگ های بزرگ پراکنده ای دیده می شود که به گفته نازقلی، حیدر همین حوالی کشته شده است. وی به نقل از میوه علی عاشوری اذعان می دارد که:« محلی ها به زبان تالشی به حیدر امامقلی می گفتند. ظاهرا حیدر را دست بسته از دره و کنار رودخانه به همین مکان می آورند. من شنیدم که ۲۰ تا ۳۰ روز بعد از بهار بود. آن فصل سال رودخانه هم پر آب تر است. من نشنیدم که حیدر قصد فرار داشته و در حین فرار گلوله خورده باشد. اصلا او را به قصد کشتن لب رودخانه آوردند. گویا التماس های حیدر برای آزدکردنش سودی نداشت. آن زمان وزارتخانه نبود می گفتند صدارتخانه. حیدر منت می کرده که منو نکشید به یارانم می گویم هر صدارتخانه ای که خواستید شما را مشغول بکار کنند. و در نهایت حیدر را به قتل می رسانند. همچنین شنیدم که حیدر را در همین مکان دفن می کنند ولی چون وی را در گودال عمیقی دفن نکردند، گویا سگ های گله دست و پای وی را از قبر بیرون کشیده و می خورند.. البته حسن خان انکار می کرد که او دستور قتل را صادر کرده و شاید می خواسته از گردن خودش ساقط کند.»
به گفته نازقلی، فیلم میرزا کوچک ساخته امیر قویدل، در همین میان رز فیلمبرداری شد و همین خانه صالح صلاحت نیز زندان حیدر بود.« پدرم چراغعلی نیازمند نقش نگهبان حیدر را داشت و بازیگر میوه علی عاشوری را از شفت آورده بودند. و برخی از عوامل این سریال تا چند ماه در مدرسه میان رز ساکن بودند.»
وی همچنین اظهار می دارد که میرزا از کوه های میان رز به سمت خلخال رفت که گرفتار بوران شد:«میرزا وقتی می خواست به سمت خلخال برود از ییلاقات میان رز رفت نه از سمت ماسوله. ییلاقی به اسم نِسا در این منطقه هست که چوپانی برایم تعریف کرده بود که روزها میرزا پنهان می شد و شبها نزد آن چوپان می رفته است.»
البته روایت دیگری از «احد زیرانی» شنیدم که اندکی متفاوت است. وی از اهالی میان رز و دامپزشکی است که در میان اهالی معروف به دکتر زیرانی است. زیرانی در دی ماه ۹۴ برای نگارنده تعریف کرد که حیدر قصد فرار داشت که توسط نگهبانان تیر خورد و کشته شد: «دستور رسیده بود حیدر را بکشند، یک نگهبان جلوی و دو نفر دیگر پشت سرش بودند. وقتی می خواستند او را بکشند، حیدر خودش را به نگهبان نفر اول چسباند و نتوانستند به او تیر بزنند. وقتی به دره ای نزدیک می شوند؛ نگهبان نخست، خود را به درون دره پرت می کند و عقبی سریع تیر می زند. حیدر زخمی می شود و می گوید: نامردها، اینجوری می خواستید مرا به آذربایجان برسانید. پس لااقل تیر خلاصم بزنید. گویا حیدر به نگهبانها وعده داده بود اگر او رابه آذربایجان برسانند؛ پول و جواهر به آنها می دهد.»
زیرانی حرفی از دفن حیدر نمی زند و تصریح می کند که جسد رها شده وی در جنگل، طعمه حیوانات شده است.
اینکه حیدر زمانی به میان رز آورده می شود که میرزا دیگر در این روستا نبوده، کاملا منطقی بنظر می رسد. زیرا خانه صالح صلاحت و خانه کربلایی ابراهیم میان رزی(فردی که به دستور حسن خان میرزا و گائوک را در خانه اش پنهان کرده بود) (روایت شاهپور آلیانی و اهالی میان رز) به فاصله اندکی از هم و به نوعی روبروی هم قرار دارد. و بنا بر روایت محلی ها، میرزا در میان رز اسیر نبود که نتواند از خانه کربلایی ابراهیم خارج و با حیدر ملاقات نماید.
اما اینکه حیدر ۳۰ روز پس از بهار هنوز زنده بوده، قابل اطمینان نیست. بخصوص اینکه یکی از معلمان تاریخ اهل آلیان- که خاطرات شفاهی از کربلایی ابراهیم دارد- این نظر را تایید نمی کند.
فریدون واحدی پور در گفتگو با نگارنده می گوید: « منطقه آلیان ناگفته های زیادی دارد. روزهای آخر میرزا و گائوک در میان رز بودند. شخصی که خیلی گمنام مانده مرحوم کربلایی رحمان میان رزی است که حقیقتا انسان برجسته ای بود. نیروهای منطقه ما را بیشتر او هماهنگ می کرد. از جمله پدربزرگم جزو همراهان و نیروهای کربلایی رحمان بود. ایشان میزبان میرزا و همراهانش در روزهای آخر بود. البته دقیقا معلوم نیست روزهای آخر چند روز در میان رز بودند، اما بالای یک هفته بوده است.
میان رز یک خاطره دیگر هم دارد و آن محلی است که حیدر خان عمو اغلی در آنجا کشته شده است. خود مرحوم کربلایی رحمان در روز قتل حیدر همراه بقیه بود. البته کربلایی رحمان در کشته شدن حیدر نقشی نداشت و بی میل هم نبود که دستان حیدر را باز کنند تا او فرار کند. اما او و یکی دو نفر که همراه او بودند، گوش به این مشورت نداند.
در میان رز جایی است به نام سیاه وانه ور. برخی آدرس هایی هم داده اند که آنجا یک قبرستانی هم هست اما معلوم نیست که باشد یا خیر. در همین مکان حیدر کشته می شود.»
وی کشته شدن حیدر در زمان فرار را نفی کرده و می گوید:« اینکه برخی از مورخان نوشته اند که وی در حین فرار کشته شد، کاملا غلط است. اصلا بنده خدا را وقتی می بردند به سمت سیاه وانه ور خواهش و تمناهایی که می کرد و همراهانش کاملا مشخص است. متاسفانه برخی دور از وقایع چیزهایی نوشته اند که با واقعیت جور در نمی آید. هنوز هم تاریخ جنگل ناگفته های زیادی دارد. از جمله در مورد قاتل حیدر که کاملا مشخص است، برخی خانواده ها دوست ندارند نامی از قاتل برده شود. آنچه مسلم است اینکه بعد از واقعه ملاسرا، دستور انتقال حیدر را معین الرعایا صادر کرد. و در سیاه وانه ور به قتل رسید.»
واحدی پور درباره احتمال دیدار حیدر با میرزا را هم رد کرده و اظهار می دارد: « حیدر تلاش داشت که ملاقاتی با سران جنبش جنگل داشته باشد، ولی التماس و تمناهایش بیفایده بود و نشنیدم که ملاقاتی هم صورت گرفته باشد. ولی فردی برایم تعریف کرد که بیچاره حیدر خیلی تلاش می کرد و تقاضا می کرد که بزرگان جنبش را ببیند و وساطت کنند ولی به خواسته اش گوش ندادند. افرادی که می خواستند او را به سمت سیاه بنه ور ببرند، یکی مشهدی رجب خانوانه ای معروف به سرباز کوچولو بود. و سیاه شعبان. ولی میوه علی عاشوری در روز واقعه اصلا همراه حیدر نبود. کربلایی ابراهیم هم بود که آنطور که من شنیدم، تازه داشت دیگران را متقاعد می کرد که حیدر را آزاد کنند که پیش از آنکه موفق شود، یکی از همراهان -که از نام بردن وی معذورم- گلوله را به حیدر شلیک می کند.»
نزدیک به یک قرن از تراژدی جنبش جنگل می گذرد. تراژدی که مرگ خیلی ها را رقم زد. از جمله حیدر خان عمو اغلی که تلاش داشت با ایجاد وفاق میان جنگلیان به رهبری میرزا و بالشویک هایی که با کودتا انقلاب را مصادره کرده بودند، وفاق ایجاد کند. وفاقی که هیچگاه حاصل نشد و جنگل مرگ حید را رقم زد.
شادروان افشین پرتو، در سال ۱۳۹۱ در مصاحبه با سایت تاریخ ایرانی، خاطره ای تعریف کرد که چگونه برای احسان الله خان دوستدار سنگ قبری ساخت و با چه مشقتی از ایران با خود به محل دفن او در باکو برد.
اگرچه برای برخی مورخان، آرا و اندیشه های رهبران نهضت بیش از چگونگی کشته شدن و یا محل دفن آنها مهم باشد، ولی بنظر نگارنده، ساخت بنای یادبودی برای سران نهضت، آغازی است برای فهم عمیق اندیشه هاست. برای یادبود حیدر ارومیه ای تبار- که نقش های فراموش ناشدنی اش در جنبش مشروطه هم خواندنی است- سنگ قبری باید. بخصوص آنکه از رشت تا سیاه وانه ور راهی نیست.
منابع:
– نهضت جنگل و معین الرعایا(حسن خان آلیانی)، شاهپور آلیانی، با همکاری و ویراستاری علی رفیعی جیردهی، انتشارات میشا.
– حیدر خان عمواغلی، محمد را دمنش، چاپ اول:۱۳۸۱٫ ویژه همایش بازشناسی نهضت جنگل.
– یادداشت های میرزا اسماعیل جنگلی، با مقدمه اسماعیل رائین، تهران:۱۳۵۷ جاویدان.
– بیگانه ای در کنار کوچک خان، یان کولارژ، ترجمه رضا میرچی، تهران: ۱۳۸۴ فروزان.
– سردار جنگل، ابراهیم فخرایی، تهران:۱۳۷۶، جاویدان.
– جغرافیای سیاسی جنبش و انقلاب جنگل، دکتر ناصر عظیمی، مشهد: ۱۳۷۹، نیکا
– تقویم تطبیقی تاریخی، روبرت واهانیان تبریز
– «مرگ مشکوک یکی از سران نهضت جنگل، عامل مرگ حیدرخان عمواغلی کیست؟ » مهری شیرمحمدی، هفته نامه هاتف، دی ماه ۱۳۹۴٫

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *