تاریخ

صندوق چوبی که به یغما رفت/ هنری به قدمت قرن چهارم

گیل مهر- مهری شیرمحمدی
«این صندوق راستی قابل این است که از راه های دور به تماشای آن بیایند.» «فقیر هنوز در عمر خود چیزی به این نفاست و خوبی ندیده ام. به اندازه ای خوب نوشته است که یقینا الان کسی که به این خوبی بتواند بنویسید در ایران نیست. از شدت لمس اصل خط که به این خوبی خط بتواند بنویسد در ایران نیست.» این را ظهیر الدوله می گوید، درباره صندوق چوبی نفیس بقعه سلیمانداراب رشت. وی داماد ناصرالدین شاه قاجاربود که در سفر مظفرالدین شاه به فرنگ وی را همراهی می کرد و چون خود از سرسپردگان به خانقاه صفی علیشاه بود، به سلیمان دارابی به دیده احترام می نگریست و در سفر خود به رشت به زیارت این بقعه رفته بود. ظهیرالدوله مدتی هم حاکم گیلان بود.
پس از ظهیرالدوله افراد دیگری هم به دیدن این بقعه و صندوق چوبی نفیس رفتند؛ لوئی رابینو کنسول انگلیس در رشت در اوایل قرن بیستم و یا دکتر منوچهر ستوده که دهه ۴۰شمسی مامور شده بود تا از بناهای میراثی گیلان و مازنداران گزارش تهیه کند.
حتی فریدون نوزاد نیز از این بقعه دیدن کرده و از این صندوق نفیس عکس تهیه کرده است. شاید وی آخرین نفری بود که از صندوق دیدن کرده باشد و عکسهای فریدون نوزاد، سندی است که این صندوق تا دهه ۱۳۴۰ شمسی برجای خود بوده است. شاید انتشار این عکسها کمک کند این صندوق نفیس پیدا شود.
هرچند یکی از هیات امنای بقعه سلیمانداراب همین اواخر به شادوران نوزاد گفته بود، اصل صندوق در طبقه بالای بقعه نگهداری می شود و وی نیز به همین خیال بود. هیات امنا همین سخن را یک سال پیش به نگارنده هم گفته بود. بنابراین برای بررسی آن شخصا به طبقه فوقانی بقعه رفتم. اگرچه یک صندوق چوبی نفیس در طبقه بالا در یک محفظه شیشه ای نگهداری می شود، اما این صندوق آنی نبود که ظهیرالدوله خطوط نستعلیقش را توصیف کرده و فریدون نوزاد هم از آن عکس تهیه کرده بود.
ظهیر الدوله به قدری از این صندوق چوبی به حیرت افتاده بود که می نویسد: «کمال تاسف است که این جور صنایع که نظیرگیر تمام روی زمین است، رفته رفته به کلی از ایران رفته است و دیگر کسی نیست از این قبیل کارها بداند و بتواند. یقینا اگر این دو پارچه تخته در اکسپزیسیون پاریس بود، بدون شک هزار لیره می خریدند.»
معلوم نیست این صندوق چوبی نفیس به چند لیره فروخته شده و در کدام کشور مسکن دارد.
ظهیرالدوله خاطراتی از سفر خود نوشته که هر کدام یک سند تاریخی است.

می کند. «عصر به سلیمان دارابی که تقریبا ربع فرسنگ به طرف جنوب از شهر رشت دورتر است رفتیم. به قدری نقطه باصفای طبیعی روحانی است که باید دید، به تعریف نمی آید. طرف شمال اصل خود بنای بقعه تا به شهر همه زمین زراعت برنج و طرف جنوبش چمن و جنگل کوتاه است. عرض و طول بنای بقعه شاید ده ذرع در پانزده ذرع باشد. در زیر یک سقف شیروانی سفالی مثل تمام بناهای رشت سه طرفش که سمت مشرق و مغرب و شمال باشد، ایوان است، یک اطاق بزرگ در وسط دارد که قبر مولانا شیخ سلیمان دارابی در وسط و صندوق چوبی بزرگ به روی آن است. خیلی کهنه دارای نقش و نگار و گل بته های بسیار ممتاز. کتیبه ای در بالای صندوق به خط نسخ به قلم شش دانگ کنده کاری شده که فوق العاده خوب نوشته و کنده شده است. دو پارچه تخته از این صندوق که هر کدام به عرض نیم ذرع و طول سه چار یک ذرع به فاصله یک ذرع و نیم در جهت شمالی آن صندوق است نیز به خط ثلث نوشته و کنده شده است که فقیر هنوز در عمر خود چیزی به این نفاست و خوبی ندیده ام. به اندازه ای خوب نوشته است که یقینا الان کسی که به این خوبی بتواند بنویسید در ایران نیست. از شدت لمس اصل خط که به این خوبی خط بتواند بنویسد در ایران نیست. از شدت لمس اصل خط که از زمینه و متن تخته به کلفتی ده یک گره ذرع برآمدگی دارد، رنگ فولاد شده است و براق. بی نهایت مورد تعجب است که چطور کارهای به این خوبی می کردند و کمال تاسف است که این جور صنایع که نظیر گیر تمام روی زمین است، رفته رفته به کلی از ایران رفته است و دیگر کسی نیست از این قبیل کارها بداند و بتواند. یقینا اگر این دو پارچه تخته در اکسپزیسیون پاریس بود، بدون شک هزار لیره می خریدند. ».

ظهیرالدوله سپس عین عبارت و تاریخ ساخت روی صندوق را هم می نویسد. پس از ظهیرالدوله ، لوئی رابینو کنسول انگلیس در رشت نیز مضمون عبارات عربی صندوق را مو به مو می نویسد. ولی عجیب آنکه شادوران خمامی زاده در ترجمه عبارت عربی دچار خطای فاحشی شده و تاریخ (سنه ثلث و خمسی و اربعمائه) را ۹۵۲ هجری نوشته است. در حالی که صندوق به سال ۴۵۳ساخته شده است. متاسفانه همین خطای ترجمه ای خمامی زاده موجب تکرار دیگر نویسندگان هم می شود.
ظهیرالدوله می نویسد: « مضمونی که در آن دو تخته نوشته بود و تاریخش این است که عینا می نویسم: (قد امر بجعل هذا الصندوق المبارک السلطان العادل الکامل العاقل قدوه الامراء العظام، انیس الخواقین الفخام، المختصّ بعواطف الله الملک العلام، الموید بتائیدات الملک المنان، سلطان سرافراز خلد الله تعالی ظلال سعادته و رفعهته و جلالته و عظمته و اقباله العالی للمرقد المعطّر و قبر المنور للشیخ المرحوم المغفور و السالکین المبرور، زبده المشایخ العظام و اسوه ارباب الحقایق فیمابین الانام، الشیخ الفاضل السالک الکامل پیر سلیمان دارابی الرشتی جعل الله تعالی من الامنین الفائزین الذین لاخوف علیهم و لا هم یحزنون، فی ذی الحجه سنه ثلث و خمسی و اربعمائه(۴۵۳) تقبل الله تعالی من السلطان العادل مد ظله العالی هذه المبره و سایر المبرات و الخیرات و رزقه یوم القیماه المراتب العظمی و الدرجات الکبری و خلد الله ظلال عظمته و سعادته و جلالته فی الدنیا علی ما یهوی و یتمنّی و ضاعفه الحسنات)
این صندوق راستی قابل اینست که از راه های دور به تماشای آن بیایند. شرح این شیخ کامل واصل را جناب شیخ عطار قدس سره در کتاب تذکره الاولیا مفصلا متعرض است که چقدر فقیر زحمت کشیده ی زحمت دیده ای بوده است».
اینکه صندوق چوبی اصلی از چه سالی مفقود شده، برما نامعلوم است. به گفته ی «تقی زاده»، یکی از اعضای هیات امنای بقعه سلیمانداراب ، نوسازی این بقعه در سال ۱۳۶۱ آغاز شده است.
البته وی می گوید که در جریان این مرمت، صندوق چوبی را به طبقه بالای بقعه و بخش بانوان منتقل می کنند. وی که به گفته خودش جداندر جد متولی این بقعه بوده اند، نمی داند که صندوق چوبی فعلی، همان صندوق نفیس چوبی نیست.
تقی زاده همچنین یادآور می شود که بقعه درهای چوبی نفیسی هم داشته که در آشوب های اول انقلاب یکی از درهای بقعه را ،کنده و برده اند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *