اخباریادداشت

فوتبال به مثابه تنفس اجتماعی

یادداشت- دکتر عباس نعیمی جورشری
نفس نمی کشی!
ضربان قلبت را می شنوی!
جلوی تلویزیون همه نفسشان را حبس کرده اند!
پنالتی!
سوت…
حرکت…
شوت…
گلللل! گل!
“هرچند ایران صعود نکرد اما با اقتدار از جام جهانی خداحافظی نمود” . این مضمون مشترکی است که چندین رسانه رده اول جهان بعد از تساوی ایران و پرتغال نوشتند.
ساعت ١٢.٣٠ شب است. به خیابان می آیی. موج موج جمعیت. بوق بوق ماشین ها. پرچم پرچم که در دستهاست. سرود سرود و فریاد فریاد که: ایران! ایران!
موسیقی سکوت شب را شکسته. مردم دست می زنند. هر شیپوری که نواخته می شود، آنسوتر شیپوری به صدا در می آید. همه چیز سرایتی شده مثل لبخند. مثل فریاد. مثل شوق. مثل شادی! هرچند ایران صعود نکرد و این پارادوکسی است که شادمانی ایرانیان را معنادار می‌کند!

شادی مدتهاست در جامعه ما گم شده است. شادی در تقویم ما کمرنگ است. با خودم می گویم چقدر خوب است که مردم شادند. چند نوجوان گوشه خیابان می رقصند. اتومبیل‌ها ترافیک کرده اند اما همه مهربانند. مردم کنج پیاده روها تجمع کرده اند. دست می زنند. هورااا می کشند. یا در سکوتی گرم جمعیت فعال را تماشا می کنند. ایران و ایران می گویند!

به خودت می گویی چقدر خوب است مردم سرزمینت شاد باشند. فوتبال منفذی شده برای نفس کشیدن. تو در جعبه ای گیر افتاده ای. جعبه ای به نام جبر تاریخی و جغرافیایی. از شش جهت، شش دانگ فشار و حالا فوتبال دریچه ای شده تا نفس بکشی. از شدت فشار فقر و بیکاری و فساد اقتصادی و بحران مدیریتی و جهل فرهنگی که هرروز گلوی مردم را می جود، در این دریچه تنفس کنی. اگرچه به قدر ساعاتی!

نمی‌خواهم به فردا فکر کنم. نمی‌خواهم به تمام آن معضلات بغرنج فکر کنم. نمی خواهم به این فکر کنم که به لحاظ جامعه شناختی در لب پرتگاه هستیم و یا حتی در حین سقوط درونش. می‌خواهم به ذهنم استراحت بدهم. لابه لای جیغ ها و فریادها و موسیقی و شیپور، شیشه ماشین را پایین بیاورم باد به صورتم بوزد و فریاد بکشم: زنده باااد ما! زنده باااد ایران!

از مشاهده جهان واقع به جهان مجاز چشم می دوزم. شبکه های اجتماعی و مشخصا اینستا پر از تبریک است. پر از تحلیل و نکته و تذکر و تنبه و آرزو و یادداشتهای کوتاه. تعداد کپشن هایی که وزن اجتماعی دارند و قوی هستند، کم نیست. چه آنها که به گذشته فقیرانه بیرانوند قهرمان پرداخته اند و چه آنها که از مشکلات اجتماعی روزگارشان سخن گفته اند و چه آنها که تحلیل فنی بر تیم و سرمربی نوشته اند. میخوانمشان و برایم لذت‌بخش است که تعدادشان کم نیست. اینها سرمایه های فکری وطن هستند و کاش به دام کم بینی و حسادت و بخل نیفتند. افراد زیادی با قلمی خوش و روشنفکرانه از این جهت درباره فوتبال نوشته اند. تعداد زیادتری البته جوک پردازان و خود تحقیر کنندگان پیشین هستند. فحاشان و خرده گیران و بدگویان. بهرحال اگر تعداد اینها زیادتر نبود که جهان سومی نبودیم! علی ایحال می گذرم.

لازم است به نکته ای دقت کنیم.
بازیکنان از مساوی با پرتغال ناراحت بودند. گریستند. این یعنی ارتقا!
باید گفت: تشکر آقای کارلوس کی‌روش. تو جنگیدی. چندین سال. نه فقط با تیم های رقیب بلکه با باندها و رسانه های مخرب داخل. ممنونیم که شخصیت تیم ملی فوتبال ایران را ارتقا دادی.
*جامعه شناس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *