چهره ها و یادبودها

قرائت فاتحه در قرنطینه خانگی؛ گورستان سلیمانداراب و مفاخر آرمیده در آن

به گزارش گیل مهر، رفتن بر سر مزار درگذشتگان در جمعه پایانی سال، رسمی است بجامانده از هزاران سال پیش و نوروز در واقع بازگشت فِرَوَهَران بود تا نیک و بد اموات را فراموش نکنیم.

هرساله در آخرین جمعه سال، اعضای «انجمن مهروزان گیل» و «انجمن مفاخر گیلان» با حضور در گورستان «سلیمانداراب» با اهدای شاخه گلی، یاد فرهیختگان و اندیشمندان این مرز و بوم را گرامی می داشتند.

اگرچه امسال دکتر محمدی فائق، ریاست انجمن مهروزان گیل، را نیز از دست داده ایم، رسم ادب حکم می کرد که این سنت دیرین بر سر مزار آن مرحوم نیز اجرا گردد. با این حال شرایط قرنطینه خانگی ناشی از شیوع ویروس کرونا، مانع از آن نیست که یاد درگذشتگان را گرامی نداریم و در خانه ها با قرائت فاتحه ای برای روح آن عزیزان از خداوند متعال آرزوی علو درجات ننماییم.

گورستان های تاریخی امروزه به مثابه بخشی از هویت فرهنگی هر منطقه محسوب می شوند و «گورستان سلیمانداراب رشت»، یکی از همین قبرستان هاست که مدفن مفاخر زیادی از جمله میرزاکوچک جنگلی و تعداد زیادی از یارانش می باشد.

برخی از این افراد خفته در این گورستان، در تاریخ معاصر گیلان نقش بسزایی داشته اند، و چه بسا، اولین های رشت مدیون تلاش ایشان است. از جمله: دایی نمایش(پدر نمایشی ایران)، جهانگیر سرتیپ پور(سازنده اولین تماشاخانه رشت)، میرزا حسین خان کسمایی(از سران اصلی مشروطه فاتح تهران)، حاج احمد کسمایی (مرد شماره ۲نهضت جنگل بعد از میرزا)، الله وردی وطن آبادی (پدر باغداری گیلان).

 ابراهیم فخرایی،نویسنده (کتاب سردار جنگل) شیون فومنی(پدر شعر گیلکی)، شکرالله خان کیهان، فرهنگ توحیدی، سید محمد تقی میرابوالقاسمی، جعفرخمامی زاده، فریدون نوزاد، علی فروحی، رضی شبان(پزشکی که رایگان نیازمندان را مداوا می کرد) شیخ علی ورزلی، نصرت رحمانی،  سید علی زیباکناری (شاعر و موسیقی دان ) و… .

این نوشتار برخی از این چهره ها را معرفی می نماید؛

میرزا حسین خان کسمایی و نوشته هایش در روزنامه جنگل

   این روزها -که در فضای مجازی تصویری از روزنامه جنگل با تیتر« امسال عید نداریم» (بتاریخ ۱۲۹۷) دست به دست می شود- بیش از هر زمان یاد و خاطره ی «میرزا حسین خان کسمایی»، سردبیر «روزنامه جنگل» زنده می شود. وی که خانه اش اکنون به عنوان «موزه رشت» تغییر کاربری داده، زودتر از میرزا کوچک خان به دلیل مشکل کلیه چشم از جهان فروبست. مزار وی در ابتدای ورودی حیاط گورستان سلیمانداراب است.

میرزا حسین خان، فرزند آقا محمّد ابراهیم ارباب در سال ۱۲۴۴ خورشیدی در رشت به دنیا آمد و پس از تحصیل فقه و اصول در مدرسه صالح آباد رشت، امام جماعت شد. در همین ایّام نزد موسیو ژان فرانسوی زبان فرانسه را آموخت و با سفر به نجف اشرف، به مدّت دو سال، فراگیری علوم دینی را تکمیل کرد. سفرهایش به روسیه و برخی از کشورهای اروپایی در تغییر افکار وی و تلاش برای آزادیخواهی او تاثیر زیادی داشت و با زمزمه های مشروطه خواهی، میرزا حسین خان در کسوت ریاست فرقه مجاهدین رشت درآمد.

   کسمایی پس از به توپ بسته شدن مجلس و تعطیل مشروطه در سال ۱۳۲۶ قمری، به پاریس فرار کرد و چندی با روزنامه فروشی امرار معاش می کرد. در همان ایّام با مراکز انقلابی تفلیس و باکو تماس گرفت و با هماهنگی آنان به رشت بازگشت. در رشت با عضویّت در کمیسیون جنگ کمیته ستار به مجاهدان تعلمیات نظامی می داد. و بخشی از هزینه های مبارزه را هم با فروش اموال شخصی خود تأمین نمود. منابع مکتوب نوشته اند که هزینه فتح تهران توسط مشروطه خواهان با گرو گذاشتن ارثیه پدری اش یعنی بازارچه سبزه میدان و جواهرات همسرش تامین گردید.

  مقارن با حوادث جنبش جنگل، جزو نخستین افرادی بود که به میرزا کوچک پیوست و اداره ی روزنامه جنگل را- که ارگان نهضت بود- از شماره سوم بر عهده گرفت و تا شمارۀ هشتم این روزنامه را انتشار داد.

میرزا حسین خان کسمایی در سال۱۲۹۹ خورشیدی در سن ۵۹ سالگی بر اثر بیماری کلیوی، زندگی را بدرود گفت.

حاج احمد کسمایی، تاجری که تمام اموالش را برای نهضت جنگل هزینه کرد

«حاج احمد کسمایی (۱۲۵۹- ۱۳۳۰ش) از تاجران معتبر ابریشم و توتون و از مشروطه­خواهان گیلان بود و بعدها مرد شماره دو نهضت جنگل لقب گرفت. وی  فرزند حاج صالح کسمایی از متمکّنان و معتبران منطقه بود و در سال ۱۲۵۹خورشیدی  در دهستان کسما از توابع فومنات به دنیا آمد.

وی نخستین کارخانه تولید ابریشم را در کسما دایر کرد و به این واسطه، با شرکت­های فرانسوی رابطۀ تجاری خوبی داشت. احمد کسمایی در سفرهای تجاری خود به تهران، با افکار و عقاید مشروطه­خواهان آشنا و از طرف کمیته سرّی مشروطه­خواهان تهران مأمور تشکیل کمیته­ای مشابه در گیلان شد و درآذر ۱۲۸۴ با عدّه­ای از اصناف، نخستین کمیتۀ سرّی مشروطه­خواهان را در رشت و کسما تشکیل داد.  او و همفکرانش همزمان با تحرّکات صورت گرفته در نقاط مختلف ایران، ده­هزار نفر از اهالی کسما و روستاهای فومنات را بسیج کرده  و با شعار مشروطه­خواهی راهی رشت شدند.

پس از سرکوب مجاهدان مشروطه، احمد کسمایی، برادران و عدّه­ای از اقوام و دوستان وی، از نخستین کسانی بودند که به میرزا کوچک خان جنگلی ملحق و پایه های جنبش جنگل را استحکام بخشیدند. گرداندن تشکیلات مالیه جنگلی­ها به حاج احمد کسمایی محوّل شد و او تمامی سرمایه­اش را برای نهضت هزینه کرد و عملاً مرد شماره دو این نهضت شد.

حاج احمد در اسفند سال ۱۳۳۰خورشیدی و در سن ۷۱ سالگی به دیار باقی رفت و نزدیک به مزار میرزا کوچک، آرمید.

ابراهیم فخرایی و نخستین اثر پیرامون انقلاب جنگل

«ابراهیم فخرایی» را بیشتر با کتاب «سردار جنگل»، نخستین کتاب پیرامون جنبش جنگل، می شناسیم. وی در سال ۱۲۷۸ خورشیدی در رشت متولد شد. وی یکی از دانش آموختگان دارالفنون تهران بود. نوجوانیش مقارن با اوج گرفتن جنبش جنگل بود و وی نیز در همین دوران به نهضت پیوست.

فعالیت های فخرایی پس از جنبش جنگل، معملی و فعالیت در روزنامه هایی همچون پیام و طلوع بود. در ۱۳۰۶ او همکاری با هیات موسس جمعیت نشر فرهنگ گیلان را آغاز کرد و با کمک اعضا

 کتابخانه ملی رشت را بنیان نهاد.

در ۱۳۱۱فخرایی درس های حقوقی را که توسط وزارت عدلیه ارایه می شد، گذراند و گواهی  وکالت گرفت. او از سال ۱۳۱۳ تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۳۳، در سمت هایی مانند: امین صلح(رئیس دادگستری)، بازرس، وکیل پایه یک دادگستری به فعالیت پرداخت و اوقات فراغت خود را نیز با تحقیق و تالیف سپری کرد.

فخرایی در سال ۱۳۶۶ در تهران درگذشت و به خاک سپرده شد، ولی در سال ۱۳۷۰ شمسی بقایای جنازه اش به رشت منتقل و در سلیمانداراب ، نزدیک مقبره میرزا کوچک خان به خاک سپرده شد.

فریدون نوزاد، از اجرای تئاتر تا انتشار کتاب تاریخ نمایش در گیلان

فریدون نوزاد، شاعر، نویسنده، محقق و هنرمند گیلانی در ششم بهمن ماه ۱۳۰۱ در رشت زاده شد.

وی اگرچه از  سال ۱۳۰۳ به استخدام بانک بازرگانی ایران درآمد، ولی چهره فرهنگی وی بر فعالیت های معیشتی اش سایه افکنده است. وی نخستین شعر را در کلاس ششم ابتدایی سرود و تا واپسین لحظات زندگانی با شعر زندگی کرد.

از پانزده سالگی و در دبیرستان شاهپور پایش به سن تئاتر باز شد و در ادامه با عضویت و تشکیل گروه های نمایشی، بازیگری، نوشتن نمایشنامه، کارگردانی و افتتاح کلاس آموزش بازیگری به این رشته تا سال ۱۳۲۲ ادامه داد. در سال ۱۳۶۸ تاریخ نمایش در گیلان را چاپ کرد.

با افتتاح رادیو گیلان به همکاری قلمی و اجرا در رادیو گیلان پرداخت. از بنیانگذاران (فرهنگ عامه) در رادیو رشت بود. برنامه های مرزاداران گیلان، شیر و خورشید سرخ گیلان، تئاترهای هفتگی و ادب گیلان از جمله برنامه های رادیویی ایشان بود.

با این حال فعالیت های مطبوعاتی نوزاد را نمی توان نادیده گرفت. سردبیری برخی نشریات مثل: صفدر، فکر جوان، تحول گیلان، بنیانگذار نشریه پادنگ در ۱۳۳۵ در شش شماره، خبرنگار رسمی روزنامه های پیام، نبرد امروزو جبهه. شاید همین فعالیت ها بود که منجر شد در سال ۱۳۷۳ تاریخ جراید و مجلات گیلان را چاپ کند

نامه های خان احمد خان گیلانی، مهستی نامه، نقش احسان الله خان دوستدار در نهضت جنگل، مجموعه اسناد نهضت جنگل، گیله گب(فرهنگ گیلکی فارسی)، برخی دیگر از آثار اوست.

فریدون نوزاد، ظهر روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۵ بر اثر کهولت سن در ۹۴ سالگی درگذشت.

جهانگیر سرتیپ پور،ازکسوت شهرداری رشت تا احداث نخستین تماشاخانه

«جهانگیر سرتیپ پور در سال ۱۲۸۲ شمسی در رشت به دنیا آمد. وی در سن ۱۷سالگی به نهضت جنگل پیوست. با وقوع درگیری بین قوای سرخ کودتاچی و جناح کوچک خان، کار جهانگیر به اعدام کشید و حکم تیر باران به نام او قرائت شد، اما  از خطر اعدام نجات یافت.

جهانگیر سرتیپ پور، بعد از شکست نهضت جنگل از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ به امور فرهنگی و هنری روی آورد و به تشکیل جمعیت «آکتورال آزاد» همت گماشت و پس از چندی ضمن اتحاد با جمعیت ترقی ایران تحت عنوان جمعیت آزاد ایران مشغول فعالیت های فرهنگی و هنری شد.

جهانگیر سرتیپ پور برای تامین هزینه های ایجاد قرائتخانه و کلاس های اکابر و تاسیس موسسات خیریه با نوشتن نمایشنامه های تاریخی و اجتماعی  و اجرای این نمایشنامه ها، قسمتی از درآمد حاصله را صرف ایجاد قرائتخانه و کلاس سالمندان و قسمت عمده آن را به خرید زمین ناصریه رشت جهت تاسیس بیمارستان اختصاص داد. بیمارستان مذکور بعدا به همت مردم نیکوکار و سهمیه عوارض شهرداری از برنجهای صادراتی  به نام پورسینا ساخته شد.

وی در سال ۱۳۳۰ از سوی انجمن شهر رشت به سمت شهردار انتخاب گردید و حدود ۲سال در این سمت باقی بود. مهمترین خدمت وی، اگوگذاری اصولی برای فاضلاب رشت بود.

سرتیپ پور در مرداد ۱۳۴۲ به نمایندگی مردم رشت در مجلس شورای ملی انتخاب شد. در دوران نمایندگی، با پیگیری و کوشش های  وی اقدامات ارزنده ای همچون؛ تامین اعتبار خرید زمین برای احداث فرودگاه رشت، خرید بانک خون برای بیمارستان پورسینا، توسعه کتابخانه ملی رشت، انجام مقدمات تاسیس دانشکده کشاورزی و واگذاری ۲۰۰هکتار زمین جهت تاسیس دانشگاه گیلان و تاسیس زایشگاه رشت از خود بجای گذاشت.

جهانگیر سرتیپ پور در دهه ۱۳۵۰، از کارهای سیاسی و اجتماعی کناره گرفت و بار دیگر فعالیت های فرهنگی  و هنری را آغاز نمود. گیلان نامه،  اوخان، نشانیهایی از گذشته دور گیلان و مازنداران، ویژگی های دستوری و فرهنگ واژههای گیلکی ، نامها و نامدارهای برخی از آثار اوست. ساخت تماشاخانه رشت به همت سرتیپ پور و در ملک شخصی همسرش ساخته شد.

سرتیپ پور در سن ۹۰ سالگی به جهان باقی رفت و طبق وصیتش در گورستان سلیمانداراب رشت به خاک سپرده شد.

شیون فومنی و ترانه های گیلکی اش

شیون فومنی(میراحمد سید فخری نژاد) شاعر و ترانه سرا، سوم دی ماه ۱۳۷۷ در فومن به دنیا آمد. او از جمله مفاخر و مشاهیر نامداری است که به گواهی آثارش در ادبیات معاصر به عنوان شاعر دو زبانه در عرصه ی شعر گیلکی و فارسی خوش درخشیده است. آلبوم گیله اوخان که با صدای خودش اجرا شده انعکاس زبان و فرهنگ گیلان است.

شیون فومنی در شعر فارسی نیز از چهره های توانای ادبیات معاصر و در غزل امروز از زمره غزلسرایان شاخص و ممتاز محسوب می گردد.

او در بیست و سوم‌ شهریورماه ۱۳۷۷ پس از یک دوره بیماری نارسایی کلیوی چشم از جهان فروبست و در سلیمانداراب آرمید.

 جعفر خمامي زاده  مترجمی پرکار

جعفر خمامي زاده به سال ۱۲۹۹ در رشت متولد شد. پس از فراغت از تحصيل در رشته تاریخ و جغرافیا، به كار تدريس پرداخت. طي دوران خدمت در آموزش وپرورش مشاغلي مختلفي از قبيل رياست دبير ستان ، رياست اداره امتحانات ، رياست اداره تربيت معلم و نيز رياست امور دانشجويان مدرسه عالي بازرگاني رشت را بر عهده داشت وي از محققان، نويسندگان و مترجمان فاضل گيلان است.

معروفترين اثر وي ترجمه «ولايات دارالمرز ايران،گيلان» اثر رابينو است.ترجمه هاي ديگر وي روزنامه هاي ايران از آغاز تا سال ۱۳۲۹ هجري قمري ، صنعت نوغان ايران، گويش گيلكي ، اثر كريستين سن ،  ترجمه کتاب برنج در گيلان و ولايات جنوب درياي خزر از لوئی رابینو از آثار وی است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *