اخبارتاریخگردشگری

قلعه ای در غبار بی مهری/ نگاهی بر تحولات قلعه رودخان

الهام کیانپور، کارشناس ارشد ایران شناسی

وقتی صحبت از گردشگری در گیلان می¬شود، همه یا به ساحل دریا فکر می¬کنند، یا جنگل و ییلاق¬های سرسبزش. اما این بار صحبت از قلعه‌ای تاریخی¬ست، متعلق به دوره‌ی ساسانی، که مدت ها تخت¬گاه و مرکز فرمانروایی گیلان بوده و طی حوادث و رویدادها، تخریب و در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شده است. در اسناد تاریخی پیش از قرن دهم هجری، نام و نشانی از قلعه رودخان وجود ندارد، برای نخستین بار، الکساندر خودزکو در سال ۱۸۳۰ میلادی هنگام تحقیق در گیلان متوجه¬ی این قلعه می¬شود. وی درباره قلعه رودخان می نویسد:« دژی است بر بالای کوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام. بام آن سنگی است و طرفین ورودی دارای دو برج دفاعی مستحکم هستند و روی کتیبه سر در ورودی آن حک شده که این قلعه برای نخستین بار، در سال های ۹۱۸ تا ۹۲۱ هـ- ق برای سلطان حسام الدین بن امیرعلاء الدین اسحقی تجدید بنا شد».

در فاصله ۲۲ کیلومتریِ جنوب غربی فومن، در قسمتی از ارتفاعات پوشیده از درخت، در جنوب غربی استان گیلان، بقایای دژ مستحکم و عظیمی خود نمایی می¬کند که هیبت و صلابت آن هر بیننده‌¬ای را مسحور و متحیر می¬‌سازد. این قلعه‌ی مهم تاریخی که در اصل دژشهر و یک دژ دفاعی- نظامی بوده، از عجیب‌‌ترین و کم نظیرترین دژهای ایران و حتی جهان محسوب می شود. مساحت قلعه حدود ۶/۲ هکتار و در ارتفاع ۶۰۰ متری در بلندترین نقطه کوه واقع شده است. . قلعه‌ای كه دكتر منوچهر ستوده در كتاب «از آستارا تا استرآباد» آن را سومین بنا از ابنیه‌ی عجیب هفتگانه گیلان معرفی می¬كند و می نویسید: «من تاكنون دژی به عظمت و استحكام قلعه رودخان ندیده ام، تنها دژی كه شاید با آن برابری كند قلعه اصطخر فارس است، دژهای خراسان، الموت رودبار و طارم زنجان در مقابل این دژ بسیار كوچك و ناچیزند و شاید مساحت ۱۰ تا ۱۲ دژ مساوی اراضی دژ قلعه رودخان باشد».
قلعه¬رودخان به «سکسار» و «قلعه حسامی» نیز شهرت دارد. این قلعه از سه بخش: شرقی، میانی، غربی تشکیل شده و دارای قسمتهای متعددی مانند: دروازه ورودی، برج و باروهای متعدد، قراول‌خانه، ارگ، حمام، سردخانه، آب انبار، مقر حکمران و واحدهای مسکونی است.
از وصف معماری و قدمت تاریخی و زیبایی های این دژ کهنسال که بگذریم، تغییرات نامطلوب و مشکلات گردشگری و بی مهری به این منطقه، حرف های دیگری دارد .
اگر هر چند وقت یک‌ بار به بهانه‌ی گریز از فضای شهری و دود و سر و صدا، به قلعه رودخان پناه برده باشید، در طی این چند سال، شاهد فعل و انفعلات و تغییرات این مکان بوده‌اید. قلعه رودخان تا اواخر دهه‌ی ۷۰ در غربت تاريخي خويش آرميده بود و تنها تعداد معدودی از طبیعت گردان علاقمند و خوش ذوق گيلان در فصل‌هاي بهار و تابستان به صورت انفرادي يا گروهي به ديدار اين بناي شگفت انگيز و در عين حال غريب مي‌¬شتافتند و همين ديدارها و رفت و آمدها، مسئولين را متوجه‌ی اين قلعه باستاني كرد كه در پي آن اقداماتي در جهت بازسازي جاده ارتباطي و سنگ فرش كردن مسير از پاي قلعه تا بالاي آن صورت گرفت. پس از آن، از طريق عكس، درج مقالاتي در روزنامه ها و مطبوعات و نمايش فيلم‌هاي تهيه شده در رسانه ها، توجه مردم به این دژ معطوف شد. مرمت و بازسازی قلعه نیز در این سالها مورد توجه واقع شد که متاسفانه غیر اصولی و گاه ویرانگر بود از آن میان می توان به اضافه کردن یک درب چوبی بزرگ در بخش ورودیِ قلعه اشاره کرد که از نظر ظاهری، هیچ مناسبتی با ساختار قلعه نداشت و متاسفانه چشم انداز بصری ناهمگونی ایجاد کرد.
در سال‌های بعد، حضور گردشگران، چنان چشمگير و غافلگير كننده بود كه مشكلات فراواني را براي بازديدكنندگان پدید آورد و مسئولان نيز با حركت‌هاي نه چندان سريع خود قادر به پاسخگویی به اين حركت جدید گردشگری در منطقه نبودند، نداشتن پاركينگ مناسب براي اتومبيل‌ها، نبودن امكانات پذيرايي مانند رستوران و اقامتگاه، نبود سرویس بهداشتی مناسب، فقدان هرگونه امكانات رفاهي و امثال آن از مشكلات موجود در گردشگری اين مكان تاريخي بود.
اکنون سال‌ها از آن زمان گذشته است، اگرچه گردشگر امروز در قلعه رودخان از تعدادی رستوران محلی و دیگر امکانات رفاهی برخوردار است، اما مشکلات دیگری این منطقه‌ی زیبا را تهدید می کند.
از روزی که زمزمه های واگذاری قلعه رودخان به بخش خصوصی شنیده شد، تا امروز همواره دغدغه‌‌هایی پیچیده در لایه‌هایی از بیم و امید وجود داشته است. آیا واگذاری مدیریت چنین مکان تاریخی و ارزشمندی به بخش خصوصی، به حفاظت و بهره برداری بهینه از این منطقه می‌ انجامد و یا بالعکس باعث بی مهری، ویرانی، تغییرات نامطلوب خواهد شد ؟! گاه متصدیان و موافقان خصوصی سازی این قلعه در خبرگزاری‌ ها و نشریات، با عنوان کردن حضور بی سابقه گردشگران و طبیعت دوستان و ارائه اعداد و ارقام در فصل‌های گردشگری در این منطقه، تلاش بر صحت ادعای خود داشتند!
آیا به راستی تنها، تعداد زیاد گردشگران در بازدید از یک مکان تاریخی، دلیل بر موفقیت گردشگری آن منطقه است؟؟ آیا بریدن ده‌ها درخت تنومند به بهانه‌ی گسترش پارکینگ در این منطقه به گردشگری طبیعی ضربه وارد نخواهد کرد؟
مدت¬هاست از این جا و آن جا زمزمه‌ی احداث تله کابین در قلعه رودخان نیز مطرح شده است، هنوز قلعه رودخان از آسیب های ناشی از مرمت¬های ناشیانه و حتی ویرانگر در رنج است که حال قرار است رنجی مضاعف نیز بر آن اضافه شود! کوه، جنگل و قلعه در این منطقه در کنار هم می تواند یکی از بزرگترین قطب¬های گردشگری گیلان باشد. از نگاه عده ای، بعد از احداث تله کابین و تسهیل در امر نقل و انتقال گردشگر به بالای قلعه، تعداد بیشتری گردشگر جذب این منطقه خواهند شد، اما به چه قیمتی؟ به قیمت تخریب بافت طبیعی، تاریخی و فرهنگی منطقه؟ با وجود تله کابین، جنگل و فضای بکر و طبیعی قلعه رودخان را باید در حصار انبوهی از دکل و سیم و … نظاره¬گر بود، پس سهم گردشگر طبیعی در این میانه چیست؟ آیا متصدیان و دیگر عوامل طرح احداث تله کابین هدفی جز منافع مالی ندارند؟! گویی نگاه کارشناسانه به مسائل زیست محیطی منطقه، تنها موردی است که به فراموشی سپرده شده است.
جاذبه های طبیعی و متنوعی چون درختان انبوه و تنومند، رودخانه‌ی خروشان و پوشش گیاهی زیبا می‌تواند فضای بسیار مناسبی را برای گردشگری طبیعی فراهم آورد. از طرفی پیاده روی تا قلعه¬ی تاریخی، خستگی درکردن کنار رودخانه، گوش دادن به صدای پرندگان و آب های خروشان می تواند بهترین موقعیت در پیوند میان گردشگری طبیعی و گردشگری تاریخی باشد.
بیشتر کشورهای دنیا مسیرهای مشخصی را برای عبور و راهپیمایی در مکان‌های گردشگری طبیعی تعریف می کنند که گردشگران فقط حق حرکت در همان مسیر مشخص شده را دارند که این مهم باعث حفظ و نگهداری طبیعت و پوشش گیاهی آن منطقه می شود. متاسفانه در قلعه رودخان و خیلی از مکان¬های گردشگری ایران، این قانون مفهومی ندارد. گردشگران قلعه رودخان از هر راه و مسیری که مورد نظرشان باشد راه پیمایی می¬کنند، زباله ها در تمامی نقاط جنگل پخش شده و گاهی وارد مسیرِ رودخانه می‌شود،گاه بدون توجه به طبیعت، برای پخت غذا و یا گرم شدن، در میان درختان آتش روشن می کنند و اینگونه است که گونه هایی از پوشش گیاهی کم کم از بین می رود، جنگل کوچک و کوچک تر می¬شود. اکنون فرض را برآن بگذاریم که با اجرای طرح های توسعه‌ی گردشگری، تعداد گردشگران منطقه دوچندان شود، حال چه وضعیتی را می توان برای آن متصور بود؟
بی توجهی به مسائل فرهنگی در گردشگری قلعه رودخان نیز داستان دیگری دارد. گردشگرانی که از نقاط دیگر ایران به گیلان می‌‌ آیند، انتظار دارند در مکانهای گردشگری تاریخی حداقل با صنایع دستی بومی منطقه روبرو شوند. متاسفانه جز چند مورد، بیشتر بساط‌هایی که به عنوان مرکز فروش در ورودی قلعه رودخان مشاهده می شود، مملو از اجناس چینی و وارداتی است که در هر بازاری و در هر شهری پیدا می¬شود. آیا نمی شود با نظارتی دقیق این بازارهای شلوغ و بی هدف را به سمت بازارهایی هدفمند و سودمند سوق داد تا در این میان بتوان صنایع دستی گیلان را به گردشگر شناساند، آیا به جاتر نیست، اگر به جای شمع‌های خارجی و انواع و اقسام بدلیجات و صنایع دستی وارداتی و امثال آن، سبدهای حصیری و بامبو، بافته های رنگی و شاد مثل چادرشب، نمد، رومیزی های رشتی دوزی شده و صنایع چوبی را ببینیم. بی شک عرضه و فروش صنایع دستی و کالاهای بومی استان، در مکان¬های گردشگری تاریخی، می¬تواند حرکتی فرهنگی و هدفمند را در راستای شناسایی ظرفیت¬های گیلان رقم بزند.
مکان‌های تاریخی، جنگل‌ها و دیگر مواهب طبیعی از آثار تکرار ناشدنی‌اند. متاسفانه با وجود داشتن چنین اماکن تاریخی ارزشمندی، نظارت و توجه به آنها به باد فراموشی سپرده شده است و همواره به بهانه‌ی بازسازی و بهره‌وری، نظاره‌گر نابودی و ویرانی آنها بوده‌ایم! استفاده فرسایشی از میراث فرهنگی برای کسب درآمد، نوعی خیانت تاریخی محسوب می¬شود و هزاران افسوس در پی خواهد داشت. این بی مهری تا کی و تا کجا؟!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن