اخبارتاریخیادداشت

مردی که غرب گیلان را به اسلام دعوت کرد؛ «رشتی ها برای فاتحه خواندن به شهرداری می روند»

گیل مهر- مهری شیرمحمدی

تازه عهده دار ریاست بلدیه رشت شده بود، اوایل سال ۱۳۱۱ خورشیدی. اما ریاستش دوامی نداشت. تنها چند ماه بود که از مدیریت «احمد خجسته» می گذشت که یک روز تصمیم گرفت از برج ساعت شهرداری بالا برود  و از بالای برجی- که قبلا تنها کارکرد نگهبانی داشت- وضعیت شهر را رصد نماید. خجسته تنها و بی اطلاع از پله های مارپیچ برج بالا رفت. اما آغاز صعودش، سقوطی جانکاه درپی داشت و «خجسته» با ناخرسندی زندگی را بدرود گفت.

مردم که پیشتر زخم خورده شهرداری رشت برای مصادره املاکشان به منظور احداث خیابان پهلوی و تخریب بقعه «اُستابجعفر» برای احداث عمارت بلدیه بودند، شایعه انداختند که؛« نفرین امامزاده دامن شهردار را گرفته است.»

«عباس حاتمی» که جای خجسته آمد، تصمیم گرفت فکری به حال بازسازی بنای بقعه ای نماید که  قبلا وسط گورستان عمومی مرکز رشت بود و قرنها مردم رشت برای زیارت بدانجا می رفتند. بدین منظور اطلاعیه ای در روزنامه پرورش منتشر کرد تا از تُجّار و خیرین برای بازسازی کمک بگیرد. (سال ۹، شماره ۱۰۵۹، سه شنبه ۱۸مرداد ۱۳۱۱) اما حاتمی هم نتوانست راه به جایی ببرد.

 مشابه این اطلاعیه  بار دیگر در  شماره ۴۷ روزنامه فکر جوان(۳۰/۷/۱۳۲۱) چاپ شد. و گروهی از تجار رشت به سرپرستی صدرالموسوی (صدرالشریعه) قصد داشتند آرامگاه را تعمیر کنند:« دعوت برای امر ملی و مذهبی- جهت تجدید و عمران آثار محو شده بقعه متبرکه حضرت سید ابوجعفر. تصمیم راسخ گرفته شده است و به همین نظر پیشنهادی که به حضور فرماندار محبوب و معظم گیلان گردید و معزی الیه با ابراز موافقت کامل کتبا اجازه و امر فرمودند که در انجام این آمال و آرزوی ملی و مذهبی اقدام سریع معمول گردد. چون برای اکمال تعمیر آن احتیاج به هزینه دارد، لذا به عموم بانوان و آقایان و عامه شیعیان اثنی عشری اعلام می شود که در چهار محل زیر: ۱- شهرداری دفتر بازرس نظارت هزینه، ۲- سرای محتشم حجره اقای حاج شیخ حسن ساجدی. ۳سرای حاج میرزا احمد بزرگ حجره آقایان حاج یوسف و حاج غلامعلی اخوان ۴در خارج از شهر توسط دفتر بخشداری و شهرداری محل تعیین گردید.»

اما باز هم این آرزو محقق نشد، تا وقتی که «عبدالله شیرخانی» شهردار رشت شد. شیرخانی  در دو مقطع زمانی(۱۳۵۱ تا ۱۳۵۲ و ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷) شهردار رشت بود. اگرچه «محمود نیکوییه» در کتاب «تاریخچه بلدیه» بانی احیای مزار را شیرخانی می داند، ولی دقت در سالهای خدمت شیرخانی از یک سو و اطلاعیه روزنامه کیهان(۲/۲/۱۳۵۵) با عنوان «رشتی ها برای فاتحه خواندن به شهرداری می روند» استنباط می شود که مطالبه مردمی برای بازسازی بقعه آغاز شده بود و با دوباره شهردار شدن شیرخانی، به نوعی شهردار، تسریع کننده احیای مزار می شود.

آنچه از یادداشت های جهانگیر سرتیپ پور، شهردار رشت (۱۳۳۱ تا ۱۳۳۳) برمی آید، بقعه «ابوجعفر الثومی»، پیش از احداث ساختمان بلدیه، ساختمانی فرسوده بود و در زمان احداث بلدیه برچیده و بر روی مزار، گنبدی با چهارپایه بتونی احداث می شود و این گنبد بعدها خراب می شود. (نام ها و نامدارها).

با این حال لوئی رابینو کنسول انگلیس در رشت ( اوایل قرن بیستم) توصیف مبسوطی از بنای بقعه ارایه داده که شباهت به بقعه «شیخ زاهد لاهیجان»

 

داشته  و از کتیبه برمی آید که بنای مورد اشاره در دوره صفویه ساخته شده و برای وی شجره نسب ارایه داده اند:« مهمترین بقاع متبرک رشت امام زاده آقا سید ابوجعفر نام دارد که نزدیک مقر حکومتی بالای تپه ای در محوطه گورستانی که با دیواری محدود شده است. در یکی از راه های ورودی آن برجی شش گوشه با سقفی مخروطی که روی پایه ای قرار گرفته است، دیده می شود، تمام آن از کاشی است، نوشته ای که در مدخل آن است، نشان می دهد که این اثر زمان شاه عباس  اول بوسیله فرستاده او در گیلان ساخته شده است. در داخل بقعه طبقی چوبی است که روی آن نوشته ای وجود دارد و ضریحی از چوب روی مقبره قرار داده اند. کتیبه حاکی است که مقبره متعلق به سید ابوجعفر پسرخاله پیغمبر و برادر رضاعی امام حسین بن علی می باشد.

صندوق در زمانی که ملا شمس الدین متولی مقبره بود، به وسیله حسام الدین ساخته شده است و نوشته  روی قبر اثر محمد صوفی مورخ ۱۰۰۹ هجری (۱۶۰۱- ۱۶۰۰) است. عبدالفتاح فومنی کسی را که در این مقبره مدفون است، استاد ابوجعفر نامیده است و بودن شک این همان کسی است که نامش را به محله استادسرا داده است.»  (رابینو همچنین در سفرنامه مازندران و استرآباد دوزاده بیت از اشعار کتیبه را که پاره ای از کلمات آن از میان رفته آورده و جعفر خمامی زاده نیز در کتاب گیلان  آن را نقل کرده است.

اما صاحب مزار که بود که مردم رشت تا این اندازه به وی ارادت داشتند و حتی محله ی «استادسرا» ی رشت وجه تسمیه خود را از نام وی گرفته است؟

طبق برخی از کتب تاریخی، «استاد ابوجعفر» فردی است که مردم غرب دره سفید رود با هدایت وی اسلام آوردند. « قدیمی ترین سندی که پیرامون مذهب مردم رشت سخن گفته ابوالقاسم کاشانی نویسنده کتاب تاریخ الجایتو است که از قول اصیل الدین زوزنی حدود سال ۶۵۲ ه. ق ۱۲۵۴ م نقل کرده است: «رشت در مغرب شمالی کوتم کهدم سنگر کنونی است و تربت استاد ابوجعفر که اکثر قوم گیلان از ارشاد و هدایت او اسلام آوردند.» مولف کتاب تاریخ الجایتو درباره مقبره و آرامگاه استاد ابوجعفر می نویسد: «برکنار گور، آبگاه و میدان بزرگ و مسجدی به وی منسوب است.» (نقل از کتاب رشت شهرباران)

در کتاب تاریخ گیلان از سلسله تحقیقات گروه تاریخ ایرانی دانشگاه کمبریج در فصل سلسله های شمال ایران آمده: «گیل های مغرب سفید رود یعنی بخش بزرگترگیلان به وسیله ابوجعفر الثومی که فقیهی حنفی مذهب از مردم آمل بود، در همان ایام مذهب سنت اختیار کرده بود. استاد ابوجعفر چنانکه بعدها بدین نام شهرت یافت در رشت به خاک سپرده شد.» (همان)

عبدالفتاح فومنی در شرح حوادث سال های ۱۰۳۸ تا ۴۰ ه. ق می نویسد: «در عهد سلطنت شاه صفی که مردم گیلان زیر لوای کالنجار سلطان، پسر شاه جمشید خان اسحاقی جمع شده بودند، گرگین سلطان حاکم گسگر مامور خواباندن فتنه می شود. موقعی که کانجار سلطان ملقب به عادشاه سرگرم پیکار با امیران کوچصفهان و لشت نشا و لاهیجان بود، گرگین به رشت می تازد. گروهی از مسلمانان از ذکور و اناث، اموال و اسباب خود را برداشته در بقعه استاد ابوجعفر ملتجی می شوند. عساکر گرگین که تا محله استادسرا پیش آمده بودند، به سوی بقعه تاخته، اموال بست نشینان را به تالان می برند. (پیشین)

بست نشینی سنتی رایج بود که بنای بقعه ای که از نظر مردم کرامت داشت، مردم به آن پناه می بردند. در تاریخ به کرات آمده که ظالمین نیز برای آنکه مورد تعقیب ماموران قضایی قرار نگیرند، به بقعه ای پناه می برند که از نظر مردم حرمت و جایگاه ویژه ای داشت. سنت بست نشینی بعدها توسط فرمان دولتی برچیده شد.

اما برچیده شدن بقعه و گورستان مزکر رشت تنها مختص دوره پهلوی نبود. «مهدوی لاهیجانی» اشاره دارد که نخستین بار در دوره ناصرالدین شاه مقداری از اراضی مرکز رشت برای احداث ساختمان دارالحکومه تصرف می شود. و دومین بار «محمد ولی خان تنکابنی»(۱۲۲۵- ۱۳۰۵) زمانی که والی گیلان بود، مقداری از اراضی گورستان را بردند و« در عوض حصار آجری محکمی به دور بقعه کشیدند و بار سوم بالمره آن را خراب کرده و آثاری از آن باقی نگذارشتند.»(محمود نیکوییه، رشت شهر باران، ص: ۲۳۰)

نیکوییه شرح مفصلی ارایه داده از اینکه در زمان احداث بلدیه، با تصویب انجمن بلدیه استخوان های باقی مانده اموات مرکز رشت به گورستان محلات آفخرا و چله خانه منتقل شد. باغچه ای که بعدها بعنوان نشان مزار استاد ابوجعفر در میان مردم شهره بود، سنگ مزاری قرار گرفت و درخت نخلی نه چندان کهنسال در کنارش که امروز در حیاط عمارت بلدیه رشت زائری ندارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *