اخبارتاریخ

نقش اساطیر در تاریخ ایران در انجمن مفاخر گیلان بررسی شد

🖊گیل‌مهر-الهام کیانپور
جلسه‌ای دیگر از سلسله نشست‌های تخصصی انجمن مفاخر گیلان، صبح روز یکشنبه ۱۲ خردادماه با مدیریت دکتر ابراهیم صفری در دفتر این انجمن در مجتمع خاتم الانبیاء رشت برگزار شد.
صفری ضمن خیرمقدم به مدعوین، پیرامون موضوع نشست به کتاب‌های اسطوره‌شناسی جلال ستاری، کزازی، ژاله آموزگار و‌ احمد تفضلی اشاره نموده و به نقل از «جان هینلز» گفت: هرگاه تاریخ در بازتاب اوضاع از به روزآوری مطالب خود بازمی‌ماند، اسطوره چون‌ مادری، آن را در برمی‌گیرد و‌ فرهنگِ آدمیان را از دوردست به زمان ما می‌آورد.
سپس، سخنران جلسه، اکبر خیرخواه حسن‌کیاده، سخنان خود را با موضوع« نقش اساطیر در تاریخ ایران از دیدگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی» مطرح نمود.
خیرخواه با این مقدمه که اساطیر، جمع مکسر بوده و از زبان سُریانی وارد شده است‌، گفت: گروهی باور دارند که این واژه از History یونانی گرفته شده که امروزه در زبان انگلیسی به معنای تاریخ است. وی با اشاره به اینکه این واژه در شاخه‌های زبانی عربی، یونانی، ایرانی و انگلیسی ریشه دارد افزود: اسطوره وابسته به دانش«میتولوژی» است که تعریف جامعی از آن در دست نیست. اساطیر مانند بسیاری از پدیده‌های ذوقی، هنری، مرز و رسم ندارند ولی در فرهنگ‌ها، میتولوژی را علم خدایان، پهلوانان و‌ دنیای ماورای طبیعه می‌شمارند.


این پژوهشگر با بیان آن‌که رخدادهای اسطوره، ریشه‌ی تاریخی راستین ندارند اما از رویدادهای تاریخی سرچشمه گرفته‌اند، افزود: حکیم فردوسی با بیت« یلی بود رستم در سیستان/ من‌اش کرده‌ام، رستم داستان» به روشنی به اسطوره بودن شخصیت رستم اشاره دارد نه وجود راستین او. وی در ادامه‌، گفته‌ی هربرت اسپنسر، فیلسوف قرن ۱۹ را محور سخنان خود قرار داده و‌گفت: اساطیر از یادواره‌های نیمه‌تاریخی خدایان و پهلوانانی یاد می‌کند که نماد شاهان، قهرمانان و اندیشمندان راستینی هستند که در باستان می‌زیستند و از زندگی آنان، باورهایی در اندیشه‌ی آیندگان آفریده شده و به جا مانده است.خیرخواه اساطیر ایران را مورد توجه نویسندگان، شاعران، سخن‌وران و حتی مردم کم‌سواد و عامی دانست که همواره پادشاهانی چون: کیومرث، هوشنک، جمشید و‌ پهلوانان و نیک‌‌کرداران در اندیشه‌ی آنان زنده است.
وی در ادامه گفت: فردوسی علاوه بر زنده کردن زبان فارسی، سبب بالیدن و سرافرازی فارسی‌زبانان شده است. هومر، شاعرِ بزرگ یونانی و آفریننده‌‌ی دو کتاب اساطیری«ایلیاد و اودیسه» با داستان‌هایی از موجودات خارق العاده چون خدایان، خدابانوان، قدیسین، اسطوره‌ی یونان باستان را روایت می‌کند، همانگونه که فردوسی از سیمرغ، رخش، دیو سفید، جام‌جم و موجودات خیالی سخن می‌گوید. همانندی و به‌کارگیری موجودات خیالی و انسان‌های نیرومند در ایلیاد و اودیسه و شاهنامه‌ی فردوسی به گونه‌ای است که گویی این دو شاعر حماسه‌ساز در آفرینش اسطوره‌های سرزمین‌های خود از هم اقتباس کرده‌اند، در حالی‌که زیستگاه آن‌دو از یکدیگر دور بوده و شناخت و آگاهی آن‌‌ها از زبان و کتاب‌هایشان وجود نداشت.
سخنران جلسه در ادامه به دیدگاه محمدعلی فروغی پیرامون منظومه‌ی فردوسی اشاره نمود و گفت: غالب روایات فردوسی، عاری از حقیقت است و نمی‌تواند سند تاریخی محسوب شود، چرا که در هر حوزه از تاریخ، تحقیقات باید حقیقت مقصود باشد و حذف حقیقت، مایه‌ی گمراهی است، ولی در اسطوره سازی، حقیقت بودن یا نبودن نقشی ندارد و در این راستا تمام کشورهای متمدن و اقوام، آغاز و تاریخ‌شان، مجهول و‌ آمیخته به افسانه است. هر اندازه پیشینه‌ی تمدن و تاریخ آن سرزمین بیشتر باشد، اندیشه‌ی اسطوره‌سازی آنان قوی‌تر و مستحکم‌تر است، زیرا در روزگاران باستان، نوشتار، تدوین کتاب رواج نداشت و رویدادها به صورت شفاهی و‌ سینه به سینه به دیگران می‌رسید.
خیرخواه در پایان گفت: این اسطوره‌ها اگرچه، رخدادهای راستینی نیست، اما اقوام جامعه و سرزمین را با یادگارها و باورهای مشترک در یک مسیر قرار می‌دهد و این باور در درازای سده‌ها و هزاره‌ها، بذر ایمان را در دل باشندگان آن سرزمین می‌پاشد و همبستگی را بارور می‌کند.
در پایان این جلسه، اعضای انجمن و‌ میهمانان نیز، پرسش‌ها و‌ مطالب مرتبط به موضوع جلسه را مطرح نمودند.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *