اخباریادداشت

نویسنده کتاب«خانه فرهنگ و طبیعت» : در هیچ دوره ای الگوهای معماری ایران جمع آوری نشده است

به گزارش گیل مهر، محمدرضا حایری، نویسنده کتاب«خانه فرهنگ و طبیعت» و مدیر مسئول فصلنامه اندیشه ایرانشهر بر احیای معماری ایران تاکید کرده و می گوید: معماری ایران به مثابه یک نهاد اجتماعی است ولی متاسفانه شهرسازی معاصر از گذشته تهی است و نیازمند بازگشت به اصول معماری گذشته با کارکردهای اجتماعی آن است.

وی ۵ مفهوم در مفاهیم میراث فرهنگی در معماری و شهرسازی ایران را تشریح کرده و افزود: معماری و شهرسازی ایران تا سال ۱۳۰۰خورشیدی به طور متوالی مبتنی بر سنت بود اما از سال یاد شده به بعد در قالب دولتی به شدت تمرکز گرا، معماری ایران در ترکیب متعادلی از دست آوردهای تمدنی ظاهر شد و از سال ۱۳۴۰ به بعد با شتاب شهرنشینی و استفاده از ملزومات تمدنی در ساخت و ساز، شهرسازی معاصر از معماری گذشته تهی شد. به نحوی که آنچه ساخته می شود هیچ مناسبتی با گذشته ی ساخت و ساز کشور ندارد.

شهرسازی امروز، ساخت و سازی سست و شتابزده است

نویسنده کتاب«خانه فرهنگ و طبیعت»، بر احیای معماری ایران تاکید کرد و افزود: «احیا» تکیه گاه می خواهد ولی متاسفانه معماری ایران تاکنون مرجعِ مدونی برای معماری نداشته است. متاسفانه در هیچ دوره ای الگوهای معماری ایران جمع آوری نشده است.

وی تاکید کرد: معماری ایران که شهرسازی را هم شامل می شود به مثابه یک نهاد اجتماعی که سازماندهی آگاهانه فضا را مبتنی بر سرزمین، زندگی و معنا تحقق می بخشید؛ نیازمند تحول است و از مدرن شدن نیز گریزی نیست اما چگونگی استفاده از دست آوردهای مادی و معنوی جامعه مهم است.

حایری ابراز کرد: معماری گذشته ما نه میراث فرهنگی در معنی ایستایی در فرهنگ است، بلکه باید معادل آن باید واژه «سرمایه های فرهنگی» یا سرمایه های تمدنی را درنظر گرفت که نیازمند تدوین و بهره مندی از آن برای تحول و معاصر شدن است.

سخنران کنگره تاریخ معماری ایران تاکید کرد: آنچه امروز به عنوان معماری و شهرسازی شتاب زده در سراسر کشور می بینیم، نه معماری بلکه ساخت و سازی سست و بی هویت است.

برای ارایه الگوی معماری باید سرزمین را خوب شناخت

مدیر مسئول فصلنامه «اندیشه ایرانشهر»، در ابتدای سخنرانی خود گفت: معتقدم ما هنوز در مرحله قبل از هویت هستیم. و هنوز صحبت کردن در مورد هویت و پیشینه تاریخ و جغرافیای این سرزمین یک بحث لوکس در ایران است.

حایری اضافه کرد: همه ما در علاقه به تاریخ و گذشته یک آرمان مشترک داریم ولی در مفاهیم باهم اختلاف نظر داشته و هنوز به یک روشنگری نرسیده ایم.

وی ادامه داد: هدف ما از بررسی تمدن گذشته، به این علت است که می خواهیم آینده با کیفیت تری داشته باشیم. امروز ما نیازمند معمارانی هستیم که هم تاریخ و جغرافیای این سرزمین را به خوبی بشناسند و هم باستان شناسی بداند،تا بتواند برگرفته از تجربه نیاکان در معماری، اثری بسازد که هم معاصر باشد و هم ایرانی.

حایری ادامه داد: همانطور که داریوش در کتیبه تخت جمشید اشاره دارد که «معماران را از سراسر سرزمین ها آورد»، ولی کاخ آپادانا یک اثر ایرانی است. برای اینکه ایرانی در طول تاریخ توانست با جهان بیرون ارتباط برقرار کند ولی آن را درونی نماید.

مترجم  کتاب «الگوهای طراحی» تاکید کرد: از مدرن شدن گریزی نیست اما آنچه از الگوهای معماری از دوره مادها تا معاصر برای ما باقی مانده، از یک سرزمینی برخاسته که دارای سابقه ای کهن است. به همین جهت برای آنکه معمار و معاصر باشیم، نخست باید سرزمین خود را خوب بشناسیم.

مدرس اسبق دانشگاه تاکید کرد: مهمترین درس سازمان ملل این است که «یا تعریف کن یا تعریف می شوی». اما ما به عنوان معمار اواخر قرن ۱۴ چه پروژه ای برای خود تعریف و ابداع کرده ایم؟!

مولف کتاب «خانه های ابریشم» اضافه کرد: مدل تفکری من این است که همه چیز از سرزمین برمی خیزد. و بعد مکان است و چون زمان بر مکان می گذرد، تاریخ، جامعه، فرهنگ و معنا ساخته می شود و همه اینها همانند قله هایی هستند که از سرزمین برخاسته است. به تعبیری؛ معماری و شهرسازی ایران دست آوردهای تمدنی تاریخ و جغرافیای ماست. بنابراین برای شناخت معماری یک سرزمین، باید زمان و مکان را خوب شناخت.

مشارکت اجتماعی می تواند معماری ایرانی را احیا نماید

حایری با تاکید بر شناخت درست داشته های نیاکان تاکید کرد: تا پیش از ۱۳۰۰ خورشیدی، خود مردم وظیفه حفظ و احیای معماری ایرانی را برعهده داشتند. همانطور که نوروز و محرم قرنهاست به صورت خودجوش حفظ می شود، و ما وزارت نوروز و محرم نداریم، این شیوه حفاظت و احیا که برخاسته از مشارکت مردم است، می تواند  در معماری معاصر تحول ایجاد  کند.

وی در توضیح مفهوم معاصر شدن  ابراز کرد: عناصر ثابتی در هر دوره تاریخی تکمیل و تکامل یافته و مثلا معماری اشکانی نسبت به هخامنشی معاصر است ولی مکمل معماری قبلی است.

نویسنده کتاب «نقش فضا در معماری ایران»، تاکید کرد:  معماری ایرانی فضا را در برمی گیرد که به آزادی برسد و در بسیاری از الگوهای فاخر معماری بجامانده از دوره های تاریخی ایران، می توان سیالیت و شناوری  را در فضا دید.

حایری همچنین گفت: برخی واژه ها و معادل معناهای نادرستی که به ما تحمیل شده، ما را از هدف بازمی دارد. مثلا ۱۴۰۰سال است اسلام به ایران آمده و معماران هنوز درگیر لفظ بین ایرانی – اسلامی هستند. وقتی می گوییم معماری ایرانی، اسلام درآن هست، اسلام جدای از فرهنگ ایران نیست. و یا لغت «کالبد» که ترجمه ای برای فیزیک است و مابرای معماری خودمان برگزیدم! درحالی که معماری و شهرسازی ما «جسد» نیست.

در معماری ایران، سنت احیاگر و تکامل دهنده بود

وی با اشاره به تعریف شهر از دیدگاه «مقدسی» که می گوید؛ «شهر جایی است که در آن حد زنند و نماز جماعت خوانند»، افزود: شهر محل قدرت است و اگر در شهری قدرت و ثروت متمرکز نباشد، آنجا شهر نمی شود.

سخنران کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تعاریف مختلف سنت و کارکردهای اجتماعی آن را هم بیان نمود و ابراز کرد: سنت سازوکاری است که پدیده های خوب و بد جامعه را تشخیص داده و به دوره ی بعد منتقل می کرد. در معماری نیز مثلا کاربرد بادگیر ویا آجر، مورد آزمون و خطای جامعه قرار گرفت و با خوب تشخیص دادن آن باقی می ماند و تکامل می یافت.

قرار بود قانون جای سنت بنشیند، اما نقض قانون بسیار زیاد است

حایری ضمن توضیح پیامدهای مشروطه خواهی در ایران گفت: هدف مشروطه و ایجاد پارلمان این بود که قانون به جای سنت بنشیند. اما اتفاقی که از سال ۱۳۰۰ به این سو افتاد این بود که دولت مرکزی می خواهد تمام زمام امور را بدست بگیرد. بنابراین تا پیش از این، معاصر شدن جامعه توسط سنت صورت می گرفت. تا ۱۳۴۰ نیز قانون و سنت باهم این انتقال را برعهده داشتند. اما از دهه ۴۰ به این سو، قانون می آید که کار سنت را انجام دهد ولی «نقض قانون» در کشور به مراتب از «نقص قانون» بیشتر است. نظیر آن جایگزینی کامپوزیت به جای آجر در معماری کنونی ایران است که با وجود آنکه در مضراتش بارها گفته ایم، یک رانت قوی همچنان اجازه ورود کامپوزیت را به ایران می دهد.

مترجم کتاب «شهر در ایران» افزود: با وجود تعاریف مختلف معماری؛ از دیدگاه های عرفان، فلسفه و اسطوره، معتقدم شناخت ما از معماری می باید مبتنی بر پژوهش باستان شناسی، انسان شناسی، گونه شناسی و نشانه شناسی باشد.

نقش خلاقانه فضا در معماری ایران

حایری تاکید کرد: جوهره معماری ایران کاری است که با فضا می کرده است. و هیچ چیز در معماری ایران بی معنا نبوده است. از دوره مادها تا قرن ۱۹ ما با ۳گونه فضای باز در معماری ایران روبرو هستیم. ۳گونه فضای باز، پوشیده و بسته حضور دایمی در ساختمان دارند و در طول تاریخ به ۳ شیوه خلاقانه توسط معماران ما ارایه شده است.

نویسنده کتاب «خانه فرهنگ و طبیعت» یادآور شد: برای نگارش این اثر ۶شهر از اقلیم ایران و ۸۷اثر تا سال ۱۳۰۰ بررسی شده و نشان می دهد معماری ما تا این زمان ساختاری موزون بین مضمون و صورت و محتوا به ما ارایه می داد.

سخنران کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، بر شناخت جغرافیای تاریخی توسط دانشجویان معماری تاکید کرد و افزود: ما ۶حوزه آبریز در کشور از دریای کاسپین تا فلات و دریای خلیج فارس داریم که هر کدام از این ۶حوزه آبریز، نوعی از الگوی معماری را به عنوان تمدن این سرزمین دربردارد. الگویی که معمار ایرانی یک شبکه فضایی از تابش، وزش، و بارش و شیوه زندگی را در ساخت اثر خود پیاده می کرد، به گونه ای که پاسخگوی  نیازهای جامعه بود.

از دهه ۴۰ به این سو ساختمان سازی کردیم نه معماری

حایری افزود: این مطالعات که بعد از سال یادشده هم ادامه دارد، نتیجه می دهد که ما از دهه ۴۰ به این سو با یک شیر بی یال و دم و اشکم در معماری به نام ساختمان سازی مواجه ایم که نه نظام معنایی دارد و نه بر اساس شیوه زندگی ایرانی ساخته شده. و تنها بر اساس قیمت زمین و اشیای بکار رفته در آن ارزش گذاری می شود.

مدیر مسئول فصلنامه «اندیشه ایرانشهر» ضمن تشریح شرایط اقتصادی و تغییرات شتابزده در دهه ۴۰ به این سو تاکید کرد: افزایش نقدینگی در اثر فروش نفت، اصلاحات اراضی و اعمال قانون های از بالا تعریف شده بدون مشارکت و خواست اجتماعی، معماری ایران را با آن پیشیه غنی، اینگونه دچار برهم ریختگی کرده است.

ما از بیرون مدرن شدیم نه از درون

حایری تفاوت های مدرنیته در ایران و اروپا را توضیح داد و افزود: مدرنیته در اروپا متکی بر استعمار بود، ولی در ایران در مقابل استعمار شکل گرفت. در اروپا در نتیجه مدرن شدن، استبداد تحلیل رفت و در ایران تحکیم شد، در اروپا شاهد مشارکت تمام نهادهای اجتماعی در همه سطوح اعم از کلیسا، مردم عادی  و دانشگاهی هستیم ولی در ایران تنها با مشارکت قشر بالای جامعه رخ داد.

وی افزود: در اروپا دهها اتفاق نظیر انقلاب فرانسه، صنعتی شدن و نوزایی رخ داد ولی در ایران مدرن شدن برای تقویت نظامی گری و تقویت قشون رخ داد. به عنوان نمونه؛ ایجاد دارالفنون در حقیقت بخاطر شکست عباس میرزا  و تلاش برای پیشرفت قشون ایجاد شد. اروپا در نتیجه مدرنیسم ماشین تولید کرد ولی ما مصرف کننده ماشین شدیم.

این محقق حوزه معماری، تاکید کرد: بین مدرن شدن از درون و مدرن شدن از بیرون تفاوت زیادی است؛ جامعه ما شتابزده از بیرون مدرن شده است و آن هم مبتنی بر خواست طبقه حاکم و یا سلسله مراتب اجتماعی. به همین دلیل مدرن شدن ما هم در معماری بدین صورت بروز کرد که از دهه ۴۰ به میزان حجیم شهر درست کرده ایم، اما شهرهایی فاقد معماری در معنی سازمان دهی آگاهانه به فضا. بنابراین تا سال ۱۳۰۰ معماری ما پاسخگوی نیاز اجتماعی بود ولی اکنون پاسخگو نیست.

حایری اذعان کرد: احیای معماری با تکیه بر گذشته صورت می گیرد و باید گذشته را به آینده پیوند داد. ولی این پیوند نیازمند تدوین نظام مرجعی در حوزه معماری است.

وی یادآور شد: رضا شاه دستور داد ۵استاد زبان و ادب فارسی، دستور ما را تدوین کنند و حاصل آن کتاب ۵استاد شد و یا همین اتفاق در دهه ۴۰ در مورد تدوین موسیقی ایرانی رخ داد و وزیر فرهنگ وقت به موسی معروفی دستور داد و اساتید فن ردیف های موسیقی ایرانی را جمع کردند ولی متاسفانه در حوزه معماری ایرانی تاکنون چنین کار پژوهشی جامعی رخ نداده است.

مدیر مسئول فصلنامه «اندیشه ایرانشهر» یادآور شد: رفع این ضعف نیازمند جنبش های فکری مرتبط با معماری و شهرسازی و همچنین ایجاد روابط میان رشته ای میان متخصصان معماری است تا با برگرفتن از جغرافیا، تاریخ ، باستان شناسی و انسان شناسی سرزمین خود، بتوانند در یک فرآیند، دست آوردهای جوامع بشری را متحول کرده و  اثری معاصر و ایرانی خلق کنند.

این نوشته بر اساس سخنرانی دکتر حایری در کنگره تاریخ معماری و شهرسازی گیلان که هفدهم فروردین ماه ۹۶در تالار خاتم الانبیای رشت برگزار شد، تنظیم شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *