اخبارتاریخکتاب

نگاهي به كتاب ” آستاراخان – گیلان در تاریخ روابط روسیه – ایران “

ترجمه و تحقيق :مسعود حقاني پاشاكي
به گزارش گیل مهر، “آستاراخان – گیلان در تاریخ روابط روسیه – ایران”
Астрахань – Гилян в истории русско-иранских
Отношений
نام کتابی است که نويسندگان آن: آنتونينا ايوانونا آلكسييِوا-آنا آناتولييونا وارانُوا-گنادي گريگوريِويچ ايسايِف-پيوتر ويكتارُويچ كازاكُف-سيرگِئي ولاديسلاويچ لِبيدِف-آلكسي ميخايلُويچ ليپچانْسكي –ايرينا سيمونُونا مِدْوِديك-نيكلاي آلكساندرُويچ پوپُف-آنا پِترُونارومانُوا هستند.
ناشرآن دانشگاه دولتي آستاراخان است و به زبان روسی نوشته شده است. این کتاب نگاهی دارد به گیلانشناسی در خارج از کشور که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده است.

«در ساليان اخير تحقيقات گيلانشناسي در خارج از كشور رشد فزاينده اي داشته است.اگر چه اين تحقيقات با مقاصد مختلفي همراه بوده ،ولي همگي آنها با دقت و نگاهي خاص و ژرفي صورت مي گيرد. موضوع اين تحقيقات از زبانشناسي -پيرامون زبان گيلكي-گرفته تا معماري و شهرسازي،تا مسائل اقتصادي ،اجتماعي ،تاريخي و…را در بر مي گيرند.در اين زمينه بيشتر آلماني ها،فرانسوي ها ،آمريكايي ها ،كشور هاي شرق آسيا و روس ها فعال بوده اند.از اين ميان روس ها به علت داشتن رابطه تاريخي ۴۰۰ساله و همچنين داشتن مرزهاي دريايي (يا به نوعي همسايه شمالي گيلانيان بوده اند)بيشتر از ديگران كوشش هايي داشته اند.
يكي از آخرين تحقيقات روس ها، در امرگيلانشناسي ،در قالب كتابي به نام” آستاراخان – گیلان در تاریخ روابط روسیه – ایران” صورت گرفته است.اين كتاب در سال ۲۰۰۴ توسط دانشگاه دولتي آستاراخان ،اين بندر شمالي درياي خزر،منتشر شد.
ابتداي كتاب با مقدمه اي از استاندار وقت استان آستاراخان ، “آناتولي پِترُويچ گوژْوين”(۱۹۴۶-۲۰۰۴) ،درمورد اهميت رابطه دو كشور ايران و روسيه و حسن همجواري دو استان گيلان و آستاراخان آغاز مي شود.كتاب” آستاراخان – گیلان در تاریخ روابط روسیه – ایران” زير نظر پرفسور” آلكسي ميخايلُويچ ليپچانْسكي”(۱۹۵۱-۲۰۰۹)،به همراهي يك گروه ۹ نفره از اساتيد برجسته ي علوم تاريخي دانشگاه آستاراخان و در هشت فصل به كاوش درباره ي تاريخ مناسبات دولت هاي ايران و روسيه و نقش پر اهميت دو استان در ۴ قرن گذشته ، نگاشته شده است.


عناوين سر فصل هاي اين كتاب و بخش هاي مختلف در اين كتاب به شرح زير مي باشد:

*فصل اول:روابط سياسي_ديپلماسي(نوشته:ليپچانْسكي. آ.م-آلِكسييِوا .آ.اي)
-آغاز روابط بين روسيه و ايران/اردوكشي پُيوتْراول به ايران و پيامد هاي آن/گسترش روابط سياسي _ديپلماسي در قرن ۱۸/ قفقاز شمالي در روابط بين روسيه و ايران/ جنگ هاي متقابل[بين] روسيه و ايران.
اين فصل كه توسط آقاي ليپچانسكي و خانم آلِكسييِوا نگاشته شده ،از آغاز همكاري رسمي بين حكومت هاي ايران و روسيه در زمان پادشاهي شاه عباس اول و تزار فئودور ايوانويچ درنيمه هاي قرن شانزدهم و همكاري هاي ديگر در زمان صفويه و همچنين اشغال ده ساله ي گيلان توسط پُيوتْر كبير و وقايع پس از آن تا جنگ هايي كه موجب شد قفقاز به طور كلي از ايران (در سال هاي ۱۸۱۳-۱۸۲۸)جدا شوند، مي پردازد.
*فصل دوم:روابط بين روسيه و ايران در نيمه دوم قرن۱۹ تا اوايل قرن ۲۰ (نوشته: مِدْوِديك.اي.س)
– مرزهاي بين روسيه و ايران/ روابط بين روسيه و ايران از جنگ هاي كريمه تا انقلاب [مشروطه]ايران/ روابط كنسولي بين روسيه و ايران/ رقابت بين[دول] روس و انگليس در ايران/ روسيه و ايران در دهه اول قرن ۲۰( [از]انقلاب [مشروطه] ايران تا جنگ جهاني اول).
نويسنده اين فصل آقاي مدويِك مي باشد و بيشتر اين فصل كه در زمان قاجاريه مي گذرد ،به رقابت هاي روسيه، عثماني ،فرانسه ، انگليس و ديگر قدرت هاي جهاني آن زمان باهم داشته اند و چگونگي تاثير اين رقابت ها در ايران و همچنين نقش آفريني كنسول هاي روس،از “سيمون آوراموف” (نخستين كنسول روسيه در رشت)در۱۷۲۲وحضور كنسول هاي ايران در آستاراخان تا اواخر دوران قاجار مي پردازد.همچنين نكته جالب اين فصل بازديد ناصرالدين شاه از مناطق مختلف بندر آستاراخان مي باشد. اين بخش تا حضوربالشويك ها در انزلي در مه ۱۹۲۰پايان مي يابد.
*فصل سوم:روابط بين روسيه و ايران در قرن ۲۰(نوشته :لِبيدِف .س.و)
-روابط بين شوروي و ايران و قرارداد۱۹۲۱/ گسترش روابط شوروي و ايران تا پيش از جنگ جهاني [دوم]/ اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي و “غائله ي آذربايجان”/ همكاري روسيه و ايران درعصر حاضر.
اين فصل از آغاز دوستي و همكاري رسمي بين ايران و اتحاد جماهير شوروي با قرارداد معروف ۱۹۲۱(كه موجب سقوط نهضت جنگل شد)،تا اشغال مجدد گيلان – و كل شمال ايران توسط ارتش سرخ –در آگوست ۱۹۴۲(شهريور۱۳۲۰)و نيز گسترش همكاري ها و دوستي ها پس از خروج ارتش شوروي از آذربايجان تا دوران روسيه فدراتيو توسط آقاي لبيدِف شرح داده شده است.
*فصل چهارم:روابط اقتصادي روسيه با ايران از طريق آستاراخان در قرون ۱۷و۱۸(نوشته:كازاكُف.پ.و)
-روابط بازرگاني حكومت هاي روسيه و ايران در قرون ۱۶-۱۷/ روابط بازرگاني روسيه و ايران در قرن ۱۸٫
فصل چهارم كه به وسيله ي آقاي كازاكف نگاشته شده است ،به مناسبات تجاري دو كشور در قرون هفدهم و هجدهم و نقش دو منطقه آستاراخان و گيلان در تاريخ اين مناسبات مي پردازد.
*فصل پنجم: اجتماعات گيلكان در آستاراخان درون دستگاه بازرگاني شرقي روسيه در قرن ۱۸-۱۹(نوشته:پوپُف .ن.آ)
– اجتماعات گيلكان در قرون ۱۷-۱۸:تركيببندي جمعيت و رقابت بين تجار روسي و بيگانه/ وضعيت قانوني ساكنان اجتماعات :از “خارجي”تا آستاراخاني/ تصوير زندگي روزمره ايرانيان آستاراخاني :اسباب گرفتاري و آرامش.
يكي از بِكرترين موضوعاتي كه در مورد گيلانشناسي انجام شده است در فصل پنجم اين كتاب توسط آقاي پوپُف آمده است.حضور” گيلكان”در خارج از كشور و به عنوان اقليت قومي جا افتاده اي در كنار تاتارها،بخارايي ها ،ارمني ها،آگريژاني ها(اقوامي از شمال هند) و…در بندر آستاراخان از قرن هفدهم تا نوزدهم به طور وسيع و در چندين نقطه از شهر كلوني ها و اجتماعاتي داشته اند و به طور اخذ”گيلك” گفته مي شدند.شايد برخي از آنها در ابتدا امر به عنوان”خارجي “محسوب مي شدند ولي بعد ها رفته رفته در جامعه آستاراخان پذيرفته شده اند.
تصوير مسجد ايرانيان در آستاراخان در قرن ۱۹-يكي از كلوني هاي گيلكان در اين شهر
*فصل ششم:روابط اقتصادي ولايت آستاراخان و دارالمرز گيلان در قرن ۱۹ تا ابتداي قرن ۲۰(نوشته: وارانُوا.آ.آ)
– شهرهاو بنادر دارالمرز گيلان ايران/ شيلات دارالمرز گيلان/ كشتيراني تجاري كاسپين/ تشكيلات تجاري ،قراردادي و راه هاي بازرگاني/ صادرات كالاهاي روسي از طريق آستاراخان به گيلان در اواخر قرن ۱۹ تا اوايل قرن ۲۰/ واردات كالاهاي ايراني از گيلان به روسيه از طريق آستاراخان.
در فصل ششم خانم وارانُوا به بررسي تاريخي و جغرافيايي شهرها و بنادرگيلان در قرن ۱۹ مي پردازد كه روس ها در اين مناطق، شركت هاي تجاري و صيادي خود را پس از بستن قرارداد هاي مختلف ،با حكومت ايران ، مستقر مي كردند.علاوه بر سواحل گيلان كه به روس ها واگذار مي شد ،حق استفاده صيادي بسياري از رودخانه هاي گيلان نيز به شركت هاي آنها داده مي شد.در اين فصل آمار دقيقي از ميزان و انواع اقلام صادراتي و وارداتي بين گيلان و آستاراخان در آن سال ها ،آمده است.
*فصل هفتم:روابط فرهنگي بين آستاراخان و ايران(نوشته: رومانُوا.آ.پ)
در اين فصل خانم رومانوا به عناصرفرهنگي ايرانيان در آستارا خان و روابط فرهنگي و دانشگاهي بين دو استان نامبرده در سال هاي اخير مي پردازد.از جمله وجود خيابان” گيلان “،سراي ايرانيان،مجسمه عمر خيام ،كنسولگري ايران درآستاراخان و …و نيز تبادلات دانشجويي كه بين دانشگاه گيلان و آستارخان در زمينه زبان و ادبيات فارسي و روسي و ديگر همكاري هايي كه بين اين دو نهاد آموزشي وجود دارد نام برد.
*فصل هشتم:گيلان در ادبيات روسيه(نوشته:ايسايِف.گ.گ)
– پيدايش[اوليه]سيماي گيلان در ادبيات روسيه/ روند شكل گيري واقعي تصويرگيلان در ادبيات قرن ۱۹/ زيبايي شناسي گيلان در عصر نقره اي/ انقلاب گيلان در آثار و.خلِبنيكوف و ل.رِيسنر/ گيلان دررمان هاي تاريخي روسيه در سه دهه اول قرن۲۰/ گيلان ازمنشور رئاليزم سوسياليسم.
يكي از فصل هاي جذاب اين كتاب فصل هشتم مي باشد كه به بررسي موجوديت” سرزمين گيلان “و گيلكان در تاريخ ادبيات روسيه(با اين ابعاد وسيعش)مي پردازد.اين فصل توسط آقاي ايسايِف استاد زبان و ادبيات روس نگاشته شده و از منظومه ها و روايات فولكلور ادبيات روسيه ،كه گيلان زمين به عنوان سرزمين افسانه اي و زيبا ي شرقي شروع مي شود.رفته رفته در رمان هاي قرن نوزدهم تصوير جديدتر و واقعي تري از گيلان شكل مي گيرد.حضور گيلان در مكتب هاي آوانگاردي مختلف ادبيات روس در دو دهه اول قرن ۲۰ كه تحت عنوان عصر نقره اي ياد مي شود(پس از عصر طلايي و پيش از عصر برنزي در تقسيم بندي ادبيات روس) همچنان ادامه پيدا مي كند. موضوع گيلان و مردمان آن ،حتي دررمان هاي تاريخي و رمان هايي كه ادبيات رسمي شوروي ،تحت عنوان رئاليزم سوسياليسم ،تا دهه ۸۰ قرن بيستم مي باشد ، موجوديت دارد.البته بيشترموضوعات منظومه ها و رمان هاي تاريخي با سوژه ي”زينب و رازين”(زينب دختر خان آستارا ي گيلان و استپان تيموفِيِويچ رازين رهبر شورشي قزاقان دهقان نواحي دن و ولگا كه به شمال ايران در ميانه قرن ۱۷ حمله نموده بود) كه اين دو عاشقانه هاي با هم داشتند ، هست.يك بخش اساسي اين فصل بررسي شعر ولِمير خلبنيكوف(بنيان گذار مكتب فوتوريسم روسي كه در گيلان به روسˇدرويش معروف بود)و داستان لاريسا رِيسنر(نويسنده و روزنامه نگار انقلابي و همسر ف.ف.راسكولنيكف فرمانده بالشويك ها در زمان نهضت جنگل)هست ؛كه هردو در زمان قيام جنگل حضور داشتند و در آثارشان انقلاب گيلان را بازتاب داده بودند.البته آقاي ايسايِف به طور كامل مبحث گيلان در ادبيات روسيه را در كتاب”سِرفرهنگ اسلامي در آثار نويسندگان روس”(۲۰۰۹-آستاراخان)توضيح مي دهد.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *