اخبارفرهنگ

 وقتی «مهر» در بلندترین شب سال زاده می شود/ ریشه های اساطیری و نجوم در پاسداشت شب چله

گیل مهر- مهری شیرمحمدی

یلدا، زاده ذهن ایرانی است. ذهنی که مدام در جستجوی خیر است و خوشی. اندیشه آریایی، نورِ خورشید را مظهر حیات و خیرمی داند و در اندیشه های  باستانی اش، « الهه مهر» در شب یلدا متولد می شود تا تیرگی شب را با گردونه ی مِهرش بدراند. در فرهنگ پهناور ایران، زایش نور از دل تاریک شب، فرصتی می شود تا ایرانیان یک شب را تا سحرگاه به نظاره خورشید بنشینند. و در این همنشینی ها، چه خوش افسانه ها کهن بازخوانی می شود.

آنچه لابه لای تنقلات شب چله  سینه به سینه منتقل می شود، همانا فرهنگ غنی ایران است که پدران و مادران به عمق و گستره آن نقب زده ، زلالی آن را به نسل جدید می نوشاندند.

به سراغ یک باستان شناس رفتیم که کتابی با عنوان« میترائیسم در شمال ایران» بر اساس یافته های باستان شناسی منتشر کرده است. میثم نواییان  ضمن تشریح آداب و رسوم شب چله، این آیین را ناشی از دانش قدما به نجوم می داند که زمستان را بر اساس ستاره شناسی به دو چله بزرگ و کوچک تقسیم می کردند.

  • جنابعالی به عنوان یکی از کارشناسان میراث فرهنگی، چه تعریفی از یلدا به عنوان یکی از آیین های فرهنگ ایران دارید.

ما در حوزه میراثی ۳نوع میراث داریم؛ نخست؛ تپه های باستانی و ابنیه های تاریخی ماست که  از سده های گذشته و حتی پیش از تاریخ بجا مانده است. دوم؛ میراث های طبیعی نظیر: کوه درفک، چشمه دمکش  و سرو هرزویل است و دسته سوم؛  میراث معنوی و یا غیر ملموس ماست که آداب و رسوم و زبان و فرهنگ بومی و محلی  ما را شامل می شود. مثلا در گیلان نوروز بل، تیرما سیزده و شب چله را داریم که دو میراث نخست، خاص گیلان است. امروزه میراث معنوی ما در معرض خطر  بیشتری قرار دارد. به عنوان مثال زبان گیلکی در معرض نابودی است.

  • در مورد بستر شکل گیری یلدا در فرهنگ معیشتی ایران توضیح دهید؟

گیلانی ها به شب یلدا، شب چله می گفتند. یلدا یک واژه سریانی است و به معنی زایش نور است. شب چله مربوط به تقسیم بندی هایی است که ما در زمستان داریم. چون زندگی ما در گذشته بیشتر مبتنی بر معیشت دامداری، نیمه کوچ نشینی و کشاورزی بود، قدما  تقسیم بندی فصل کار وزندگی را بر اساس نوع معیشت تقسیم می کردند. مثلا زمستان را به دو چله: «پیلا چله» و «کوچه چله» تقسیم می کردند. پیلا چله ۴۰ روز بود و از اول دی آغاز و تا ۱۰بهمن ادامه داشت. و این تاریخ درست مقارن با «جشن سده» است. کوچک چله یا چله کوچک، تا اسفند بود که «آفتاب به حوت» هم می گفتند.

ما در این اصطلاحات یک سری ریشه ها و کدهای باستانی داریم. به عنوان نمونه، عدد ۴۰ در فرهنگ ما بسیار مقدس است. و یا زمانی که می گوییم اسفند ماه  آفتاب به حوت است یعنی خورشید در صورت فلکی حوت قرار گرفته و حوت یعنی ماهی.

  • علم نجوم تا این اندازه پیشرفت داشت که این محاسبه های با دقت انجام می شد!

بله. ما در گذشته های دور در علم نجوم بسیار پیشرفته بودیم. یک نمونه از این منجمان، «کوشیار گیلانی» یا کوشیار دیلمی است که نامش در اشعار سعدی هم آمده است.

پیشینیان ما بر طریقه اسطرلاب و ذیج هایی که داشتند، حساب می کردند و می دانستند که بلندترین شب سال  دقیقا در کدام صور فلکی قرار می گیرد و محاسبه روز و ماه رانگه می داشتند. از جمله شب یلدا جشن گرفته می شد  زیرا در آن شب باور بر این بود که از فردا زایش مهر و خورشید و گرما و نور خواهد بود.

ما یک انقلابین و یک اعتدالین داریم. در انقلاب زمستانی -که طولانی ترین شب سال هست- ذکر آن در کتاب آثار الباقیه ابوریحان بیرونی هم آمده است. که اولین روز بعد از شب چله «خور روز» بوده یا همان روز خورشید نام داشت. این نامگذاری در حقیقت نشان می دهد که بیرونی در حدود ۱۰۰۰ سال به  چنیین نتایج ستاره شناسی رسیده بود.

  • آیا یلدا هم مثل نوروز در فرهنگ ایران بزرگ گذشته رواج دارد؟

شب یلدا در کشورهایی که در ۳۶ درجه قرار دارند، وجود داشته و دارد. شب یلدا در همه کشور با یک کلیت مراسم آن برگزار می شد ولی در هر استان و با هر قومیتی با توجه به فرهنگ بومی و محلی، آداب و خصوصیات خاصی داشت و زیبایی این شب در همین تنوع  فرهنگی آن است.

  • از باورداشت های یلدا در گیلان بگویید.

در این شب بیشتر از میوه های تو سرخ استفاده می کنیم که یادآور آتش و نور و گرماست و در این زمستان سرد انار و هندوانه جزء جدایی ناپذیر شب یلداست چون قرمز است. در گیلان باور بر این بود که اگر در شب چله هندوانه مصرف شود سرمای زمستان و تشنگی تابستان در ما اثر نمی کند. در تابستان مردم باید در بیجار کشاورزی می کردند و این تشنگی که بر ما غلبه می کرد، اعتقاد داشتند با خوردن هندوانه در شب یلدا تشنگی را رفع می کند.

باور دیگر بر این بود که باید ۷نوع میوه در این شب خورده شود. که در گیلان خوج، سیب محلی و کونوس و آو کونوس (کونوس را در آب نمک می انداختند) بود و در شب چله استفاده می کردند.آب کونوس از عناصر اصلی شب چله بود.

اکنون به برکت کشاورزی نوین و گسترده، انواع میوه ها در همه کشور هست اما در گذشته فقط از میوه های جنگلی و محلی استفاده می شد.

در شب یلدا، خانواده ها سعی می کردند  یک غذای محلی و ویژه تناول کنند و نسبت به شب های قبل و بعد از گوشت کمتری استفاده نمایند و بیشتر سبزی پلو با ماهی بود. مانند شب عید.

در میان گالش های شرق گیلان باور بر این بود که آن شب باید ۴۰ چیز بخورند هرچیز که داشتند می خوردند و باقی را بجایش گندم می خوردند و یا تنقلاتی از این دست مثل برنج که تفت می دادند. بیشتر محصولات خودشان بود و استقلال خوردنی و معیشتی در این منطقه حاکم بود.

  • در مورد فال پوست هندوانه توضیح دهید که خاص شرق گیلان هست.

هندوانه شب یلدا که خورده می شد، بخشی که به بوته اتصال داشت، به ۴ قسمت تقسیم می کردند و معمولا به یک بچه نابالغ می دادند یا یک دختر بچه که سمبل پاکی بود. فال گیرنده نیت می کرد و این ۴تکه را بدون آنکه نگاه کند به پشت سر می انداخت. اگر هر ۴ تکه سبز بود، فال خیلی خوب بود. اگر ۳سبز و ۱ سفید بود باز خوب بود ولی اگر ۳ یا ۴سفید می آمد، می گفتند فال باطل است و آنقدر فال را تکرار می کردند که بالاخره سبز بیاید تا نیت کننده به قسمت خیر و خوشی آن برسد.بیشتر حالت سرگرمی داشت.

البته  مردم اعتقاد داشتند که نیروهای ماورایی در شب های خاصی به آنها کمک می کند که برای خودشان خیر بخواهند.  و از طریق این تفال می توانند به این نیروهای اهورایی کمک کنند.

  • سالهای اخیر باب شده شب یلدا در محافل دوستانه و  در رستوران ها پاس داشته می شود.

در گذشته حتما شب چله در کنار بزرگتر ها برگزار می شد و این کارکردهای زیادی در انتقال فرهنگ بومی داشت. کلمه «جشن» در فرهنگ ایران باستان به معنی ستایش است ستایش کارهای خداوندی است. یکی از این ستایش ها مربوط  به دورهمی و صله رحم است و اینکه در کنار بزرگترها باید رفت. این آداب و رسوم و جشن ها در خودش یک سری کدهای رمزی دارد که ما باید برویم پیش پدر و مادر هایمان و بچه ها هم ببینند و یاد بگیرند و این فرهنگ از طریق آیین های رفتاری مرتب منتقل گردد.

شب های بعد هم می توان رستوران رفت و یا دورهمی های دوستانه داشت. ولی اگر شب یلدا بدور از شبکه های اجتماعی نزد خانواده ها و بزرگتر ها برویم، آیین های گذشته و با هویت خود را زنده نگه می داریم.

در بحث مردم شناسی امروز می گوییم آداب و رسوم محلی ما از بین می رود. حفظ میراث بومی بر عهده یک یا چند نهاد متولی نیست. بلکه اولین و مهمترین نهادی که قدرتمندانه می تواند حافظ و احیا کننده فرهنگ بومی باشد، خود مردم هستند. خود ما باید فرهنگ مان را حفظ کنیم.

  • چله بری هم از آیین های شب یلداست در این مورد هم توضیح دهید

از رسوم این شب، این بود که برای نوعروس شب چله می بردند. دختران جوان فامیل داماد، داخل مجمع ها و سینی های مسی تنقلات مربوط به شب یلدا را می پیچیدند. چادر شب و هدیه ای هم تهیه می شد و با شادی و هلهله به خانه عروس می بردند.

شب چله یک کارکرد پیش بینی هوا نیز برای دامداران داشت. فردای یلدا، دامداران در آغول را باز می کردند. اگر بمحض باز شدن در، گوشفند سفید بیرون می آمد،  نشانه برف بود. اگر گوسفند سیاه بیرون می آمد، نشانه ریزش باران بود. اگر گوسفند بور بیرون می آمد،  نماد خشکی بود و اگر بز بیرون می آمد، نشان دهنده این بود که زمستان سختی در پیش است. چون فصل سخت دامداری در زمستان است و این سنت ها به فرهنگ دامداری و کشاورزی هم کمک می کرد تا حفظ شود.

  • در مورد تاثیر میترائیسم و سال نو میلادی هم توضیح دهید

البته توضیح این تاثیرات طولانی است.  میترائیسم یکی از ادیان باستانی ایرانیان در پیش از ظهور زردشت است که بویژه در شمال ایران نیز گسترده بود. فرهنگ میترائیسم از حوزه آسیای صغیر وارد اروپا شد.  امروز با توجه به تحولات اجتماعی بسیاری از فرهنگهایی که در اروپا رایج است، متاثر از فرهنگ ما ایرانیهاست. شب یلدا در ایران و کریسمس در اروپا ریشه های مشترکی در آیین میترا  و ریشه در فرهنگ مهر و زایش خورشید دارد.

فرهنگها بر هم تاثیر و تاثر داشتند و یافته های باستان شناسی در کشور ما و بویژه در گیلان نشان می دهد فرهنگ میترائیسم تا چه اندازه بر آیین های کریسمس در اروپا تاثیر داشته است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *