اخبارسلامت

وقتی کرونا، آسیب های اجتماعی درون خانواده را افزایش می دهد

به گزارش گیل مهر، در بحران های اجتماعی میزان توسعه یافتگی کشورها به بوته نقد گذاشته می شود و دولت هایی که اعتنایی به برنامه ریزی های کلان اجتماعی ندارند، اکنون شاهد گسترش بحران های اجتماعی وسیعتر از کرونا هستند .

«افزایش ۵برابری کودک و همسر آزاری در دوران قرنطینه خانگی». این خبری بود که پنجشنبه گذشته به نقل از مدیر کل دفتر آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی منتشر شد. اگرچه این آمار دقیق نیست و تنها بر اساس تعداد تماس های شهروندان با شماره های اورژانس اجتماعی احصا شده، ولی همین خبر کافی است تا نگران روبه رشد یکی از آسیب های اجتماعی باشیم.

به سراغ یکی از کارشناسان حوزه اجتماعی و فرهنگی رفتیم تا برخی از دلایل افزایش خشونت های خانوادگی را واکاوی نماییم. «عباس ایمانی» معتقد است، تمامی جوامع کم و بیش با معضلات اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند. اما کم و کیف آسیب ها  با توجه با میزان توسعه یافتگی و پیشینه تاریخی در هر جامعه متفاوت است و نوع حل مساله نیز به میزان وجود و کیفیت فعالیت موسسات و نهادهای آموزشی و درمانی بستگی دارد.

  • شما معتقدید، تمامی جوامع کم و بیش با معضلات اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند. اما کم و کیف آسیب ها  با توجه با میزان توسعه یافتگی و پیشینه تاریخی در هر جامعه متفاوت است. بیشتر در مورد این پیشینه توضیح دهید؟

کشورهای «جهان سوم» سالهای مدیدی است که با بحران هایی نظیر؛ طلاق، خشونت های خانوادگی، کودک آزاری و سادیسم روبرو بوده اند. بررسی های جامعه شناسان  نشان می دهد بخش عمده ای از این آسیب ها ، با معیشت و اقتصاد خانواده در ارتباط  است.

مسلما هرچقدر یک کشور بیشتر با مشکلات اقتصادی گریبانگیر باشد، این تنش ها به دیگر ساختارهای اجتماعی جامعه بویژه خانواده -که کوچکترین سلول اجتماعی است- بیشتر سرایت می کند.

در چند سال اخیر کشورهای کمتر توسعه یافته نظیر ایران، به شدت دچار مشکلات اقتصادی و آسیب های ناشی از کاهش ارزش پول ملی بوده است. حالا تصور کنید شیوع ویروس کرونا، اقتصاد کل دنیا را تحت شعاع قرار می دهد. از این مرحله به بعد نقش و وظایف دولت ها و سازمان ها و نهادهای حمایتگر است که به چگونه گذر کردن از این بحران کمک  کنند.

  • نمونه های  تاریخی می توانید مثال بزنید؟

بعنوان نمونه،  می خواهم درباره کتاب «خودکشی» صحبت کنم. این کتاب را  امیل دورکیم، جامعه شناس شهیر فرانسوی نوشت. نویسنده که خود بین قرون ۱۹ و اوایل قرن بیستم زندگی کرده، شاهد بحران های اجتماعی است که بخش عمده ای از آن ناشی از شرایط و بحران های اقتصادی  عصر خود در فرانسه بود و شاید همین بحران ها وی را برای نوشتن  کتاب «خودکشی» ترغیب کرد. در این کتاب با استفاده از داده های آماری چهار نوع خودکشی بررسی شده و میزان خودکشی در میان اقشار مختلف بررسی شده است.

تشکیل سیاست های دولت رفاه در کشورهای توسعه یافته امروزی، راهکار برون رفت از این بحران ها بود.

  • پس شما معتقدید باید نهادهای حمایتی در راستای کاهش آسیب های اجتماعی شکل بگیرد.

چاره ای جز این نیست. تشکیل نهادهای حمایتی در راستای کاهش و مدیریت بحران های اجتماعی ضرورتی بود که دولت ها به مرور به اهمیت آن پی بردند و در راستای ضرورت آنها گام های اساسی و بنیادین برداشتند. انواع موسسات حمایتی، درمانی که به شکل سازمان های مردم نهاد و یا سازمان های دولتی – که امروز در سطح دنیا فعالیت می کنند – نتیجه همان پیش بینی هایی بوده که  برنامه ریزان برای آینده ی پیش روی خود ترسیم کرده بودند.

در همین بحران کرونا خبرهای خوبی از نقاط مختلف کشور در فضای مجازی و رسانه ها بازتاب پیدا کرد مبنی بر اینکه مردم به صورت خود جوش لوازم پزشکی مورد نیاز کادر بیمارستانی را فراهم کرده و یا اهل فرهنگ و هنر با حضور در بیمارستان ها، روحیه مریض ها و کادر درمانی را بالا بردند. خوب اگر این رفتار ها و کنش ها از قبل سازمان دهی شده و به شکل مردم نهاد مدون می شد، شاید در مواجه با این بحران با سرعت و دامنه گسترده تر  می توانست خدمات دهی کند.

  • و حالا فکر می کنید با شیوع کرونا، باید سطح فعالیت این نهادها گسترش یابد؟

 دقیقا. اصلا ضرورت اینگونه اقدامات در شرایطی بحرانی خود را بیشتر نشان می دهد. مثلا تصور کنید بحران بیماری های تیفوس و تیفوئید و یا کچلی در آغاز این قرن، باعث رشد شاخه های مختلف علوم پزشکی و درمان شد. همانطور که نظام پزشکی دنیا اکنون با بیماری کرونا دچار بحران شده و سعی در ارتقای خود دارد. این بحران در حوزه پزشکی در بلند مدت بیشتر خود را نشان می دهد.

به نظر می رسد، برخی نظام های پزشکی توان چند سال آینده خود را نیز صرف مهار این بیماری کرده  و به احتمال قوی در سالهای آتی اگر بیماری مسری دیگری نمایان نشود، به شدت با چالش های عظیمی در حوزه ارائه خدمات پزشکی روبرو خواهند بود.

اما کشورهایی که از توان و انرژی پیش بینی پذیری خود با این بحران روبه رو می شوند، در اسرع وقت خود را ترمیم نموده  و حتی این بحران را سکوی ارتقای نظام پزشکی خود و دنیا قرار می دهند.

  • و عقیده دارید، اگر در کشوری زمینه های توسعه بدرستی رشد کرده باشد، بهتر می توانند از پس آسیب های اجتماعی این دوران برآیند؟

بله. در بحران های اجتماعی هست که میزان توسعه یافتگی کشورها به بوته نقد گذاشته می شود. کشورهایی که بسترسازی های اساسی و بنیادی در این خصوص داشته اند ،در مواجه با مشکلات سریع تر وارد عمل می شوند و می توانند از شدت آسیب ها بکاهند.

بالا رفتن خشونت های خانوادگی از جمله مواردی بود که سازمان بهداشت جهانی در بحران کرونا در چند روز اخیر نسبت به آن هشدار داده و بنظرم باید ابتدا پرسید، قرنطینه کردن و یا سیاست باز گذاشتن، کدامیک آسیب های کمتری را متوجه کشورهای توسعه نیافته می کند.

اکنون کشورها در مواجه با این موضوع با شرایط متفاوتی روبرو هستند و جوامعی که از برنامه ریزی و بستر سازی مناسبی برخوردار بودند، امروز با مشکلات کمتری روبه رو هستند و حتی با قرنطینه طولانی مدت  نیز می توانند از مرگ و میر بالای مردم خود جلوگیری کنند. و دیگر آسیب های اجتماعی خود را نیز در سطح مورد قبولی پایین نگه دارند.

 اما کشورهایی که بیشتر امورشان به اداره روزمرگی می گذرد و برنامه ریزی های اجتماعی چندان مورد اعتنایی ندارند، اکنون شاهد گسترش بحران های اجتماعی وسیعتر از کرونا هستند. و کلاف مشکلات آنها خود را نمایان تر کرده است. بالا رفتن نزاع ها خانوادگی نمونه بارزی از این مشکلات است که به نظرم دولت ها چاره ای جز رها کردن سیاست قرنطینه ندارند.

  • اشاره کردید به پیشینه فرهنگی جوامع در مواجه با بحران. در مورد ساختار فرهنگی ایران بیشتر توضیح دهید.

«پدرسالاری» و «مردسالاری» در کشور ما ریشه دار است. هرچند نوع خشونت ابراز شده در جوامعی مثل ایران اندکی متفاوت است. مثلا خشونت های فیزیکی غالبا توسط مردان به اعضای خانواده صورت می گیرد. البته خشونت زن به مرد نیز در خانواه هست.

  • حالا چرا قرنطینه موجب افزایش خشونت شده

آنتونی گیدنز جامعه شناس معروف معاصر می گوید: خانه خطرناکترین مکان در جامعه امروزی است. آمار رسانه ها نیز بیشتر از خشونت و حتی قتل های خانوادگی حکایت دارند. اما اینکه در ساختار خانوادگی برخی کشورها خشونت آمار بیشتری دارد، به سبغه فرهنگی آن بازمی گردد. بعنوان نمونه این مثل را خیلی از مردان ایرانی بکار می برند:«درخانه اگر کس است یک حرف بس است» این عمق تحکم مرد خانواده را به اعضای خانواده اعم از همسر و کودکان نشان می دهد. رفتار بین اعضای خانواه ترکیبی از عشق و نفرت و تفاهم است. همین بستر گاها کمک می کند به تداوم چنین خشونت ها و تحکم هایی و اعضای خانواده نیز آن را چون یک حکم و قانون می پذیرند و  طبیعتا ابراز نشده و در آمارهای رسمی هم گنجانده نمی شود.

حالا بحرانی به نام کرونا، وضعیت اقتصادی را سخت تر و بار مسئولیت زندگی را بر مرد خانواده غیر قابل تحمل کرده است. از طرف دیگرترس از ابتلا به این بیماری و یا مبتلا شدن اعضای خانواده، فشار مضاعف و استرس گاها غیر قابل تحملی را به اعضای خانواده وارد می کند. استرس هایی که قبلا بخشی از آن در خارج خانه تخلیه می شد و اکنون در چهاردیواری خانه تخلیه می شود.

اینجاست که اگر هم سازمان های امداد رسان جهانی بخواهند نسخه ای برای کاهش اثرات اجتماعی کرونا برای خانواده ها بپیچند، به دلیل  عدم تناسب یکسان در منابع مالی، نهادها و سازمان ها دولتی و مردمی امداد رسان، و سطح سواد و فرهنگی جوامع، قابلیت اجرایی موثر نخواهد داشت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *