اخباریادداشت

پایداری شادی، و نقش نهادهای حاکمیتی در ایجاد آن

گیل مهر- یادداشت

 عباس ایمانی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی

«شادی» مقوله ای است که در ابتدا ساده بنظر رسیده و آنچه به ذهن متبادر می سازد؛ لبخند زدن ، خندیدن و رقص و پایکوبی است. اما تنها این موارد نیست. با شادی های گذرا نمی توان روحیه یک ملت را به شاد بودن و یا ناشاد بودن تعبیر کرد.

«پایداری» از جمله ویژگی هایی است که در شاد بودن نقش محوری دارد. اینکه چه زمانی یک ملت، شاد خواهد بود، به شاخصه هایی وابسته است که منجر به تداوم شادی در روحیه یک ملت می شود و بر اساس آن می توان میزان شاد بودن مردم یک جامعه را ارزیابی کرد.

نگاهی گذرا به محافل شادی در جامعه ایران نشان می دهد، آن چه در این شادی ها برجسته می شود، شادی و خندیدن به همدیگر است. اینکه مجری برنامه ای سوتی داده باشد و یا کسی کلمه ای را بد ادا کرده باشد، تا مدتها نقل محافل و دست مایه خنده های مکرر می گردد. حتی طنزهایی که دردهای جامعه را حکایت می کند، با خنده از کنارش می گذریم. اینگونه موارد نشان می دهد ، ما از جمله مردمانی هستیم که خودخواهی هایمان سوژه خندیدن های ماست.

بنابراین، موضوع شاد بودن یک جامعه عمیق تر و پیچیده تر از آن چیزی است که تصورش را داریم. انسان ها به گونه های متفاوتی احساس شادی می کنند. برخی با محبت کردن به دیگران شاد می شوند. گاه دیدن مناظر طبیعی اعم از کوه و دشت و دریا برای برخی شادی آور است. بنظر می رسد، سرنخ شادی های امروز جامعه دغدغه های مردم است. بعبارتی، هر جا بخشی از جامعه اظهار ناراحتی می کند همان مکان شادی حضور کمرنگ تری دارد:

یکی از این مقوله ها، نظافت عمومی محیط مسکونی است. یکی از مواردی که بخش عمده ای از جامعه از آن صحبت می کند و به نحوی اعصاب و روان جامعه را درگیر می کند، این است که چرا بهداشت عمومی رعایت نمی شود، چرا سر و صدا و انواع آلودگی ها زیاد است، چرا خیابان ها، رودخانه ها، پیاده روها ، فضای سبز و پارک ها پر از زباله است، چرا سیمای شهری کثیف است و… .

دکتر محمد رضاخدایی، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی وتوان‌بخشی در این خصوص می گوید:آلودگی‌هاشامل آلودگی هوا،آلودگی آب وآلودگی خاک می‌شوند.

آلودگی‌هوا بر همه افراد، چه سالم و چه بیمار، اثردارد و اثرعمده آن، کم‌شدن آستانه تحریک افراد است. آلودگی هوا روی جسم افراد هم اثر می‌گذارد و آنها را دچار تنگی نفس، تپش قلب و سایر علایم می‌کند. این آثار روی همه افراد، چه سالم وچه بیماران جسمی یا بیماران اعصاب و روان، مشاهده می‌شود.» ( پایگاه بیتوته ۳۱تیر۱۳۹۸)

در بخش معماری بناها نیز همین عدم آرامش خود را نشان می دهد. ساخت و سازهایی بی رویه و بدون ضابطه و در نظر نگرفتن بافت فرهنگی منطقه و ناهمگونی ساختمانها در یک محدوده و اشراف داشتن ساختمان ها به یکدیگر، در سلب آسایش مردم نقش اساسی دارد.

شهرهای امروزی برخلاف دوره صنعتی شدن صرفا مکانی برای خواب نیست بلکه مکانی برای زندگی است و زندگی تعریف خود را برخلاف گذشته صرفا با کار پیوند نمی دهد. بلکه در کنار کار،«فراغت» هم جایگاهی بس وسیع پیدا کرده است. معنایی که مردم برای «کار» امروزه تعریف می کنند بدان معناست «کار می کنم تا زندگی کنم نه زندگی کنم تا کار کنم.» واین امر ضرورت توجه به شهر و زندگی شهری را دو چندان می کند. پس مردم دنبال مکانی برای زندگی کردن هستند نه زنده بودن. متاسفانه در ۲۰سال گذشته شهرداری ها با تراکم فروشی و مجوزهای بلندمرتبه سازی در بافت های تاریخی و هویت ساز بنام نوسازی در بافت فرسوده، به جان معماری شهرها افتاده و ماشین تخریب، هرآنچه از هویت و آرامش گذشته را در خود داشت، به تلی از خاکستر تبدیل می کند. آنچه در معماری امروز عرضه می شود نتیجه آن نوعی فرار دائمی ساکنین از سکونتگاه های جدید است. و آرامش را در جای دیگری غیر از مسکن خود می جویند.

افزون بر آن در کنار معماری امروز، به ایجاد و نگهداشت بناهای عمومی و عام المنفعه هم کمتر توجه می شود. کمبود فضاهای عمومی نظیر بوستانها، میدان ها و تفرجگاههای شهری- که  کارکرد حیاط و باغ های گذشته را برای گفتگو و تفریح دارند- بویژه در شهرهای امروز با تراکم بالای جمعیتی مشهود بوده و بر مشکلات مساکن و  معماری امروزی افزوده است. درنتیجه، شهر فضای بی روحی شده که نه تنها نمی تواند برای ساکنان شادی بیافریند، بلکه خود فرساینده روان ساکنان بوده و به مرور پیامدهای افسردگی را بروز می دهد.

در این فضای ناهماهنگ شهری، حوادث اجتماعی نیز به نحوی دیگر آرامش را از جامعه سلب می کنند. نرخ بالای تصادفات و جرایم بویژه در حوزه خانواده و کودکان، مزید بر علت می شود، فقر و مشکلات اقتصادی در کنار آمار اختلاس ها و دزدی ها- که هر روز افزوده می شود- آرامش ذهنی افراد جامعه را برهم می ریزد، شُک های ارزی و تورم افسار گسیخته، ذهن و روان جامعه را برهم می ریزد.

بی اعتمادی به محیط های عمومی ، دغدغه خانواده ها را دوچندان می کند کم نیست خبرهایی که روزانه بر این بی اعتمادی می افزاید.آسیب های اجتماعی نظیر اعتیاد نیز در ایجاد اضطراب برای جامعه نقش مهمی دارد.«بحران بهداشت ملی ما به دلیل مجاورت با بزرگ‌ترین تولیدکننده موادمخدر، اعتیاد است که به شدت فراگیر است که اضطراب و افسردگی از جمله پیامدهای آن است».( دکترحسین نجمی، خبرگزاری ایسنا۱۰آذر۹۴)

بنابراین، «شادی» ریشه در ساختارهای اجتماعی و محیطی یک جامعه داشته و دائم نیازمند سنجش است و به راحتی می تواند توسط نهادهای حاکمیتی و سیاست ورزان با اجرای برنامه های درست و غلطشان، کاهش و یا افزایش یابد. محیط اجتماعی امروز ایران بیش از هر دوره تاریخی نیازمند شادی است. در این محیط پرتنش حتی از شادی های گذرا هم نباید غافل بود.

 نقش شهرداری ها، کانون ها و ادارت فرهنگی و هنری-  که از درآمدهای عمومی تغذیه می کنند- پررنگ تر است و غفلت از این وظیفه می تواند پیامدهای ناخواسته ای را رقم بزند. پیامدهای خطرناکی که در سالهای آتی قابل جبران نیست.

 فرصت های شاد بودن و شهری را بر مولفه های شاد زیستن ساکنانش بنا نمودن بسیار کم است. با کمی تامل و همت مسئولان و نهادهای حاکمیتی نه تنها می توان از تنش های عصبی کاست بلکه شهرسازی و اداره کردن شهرها را به گونه ای پیش برد که ساکنان با شادی های پایدار در آن زندگی کنند.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *