اخبارکتاب

پیشنهاد مطالعه برای آخر هفته؛ «گیلان در گزاره۵۷»/ روزنوشت های علی اکبر مرادیان گروسی

به گزارش گیل مهر، کتاب «گیلان در گزاره ۵۷»، عنوان کتابی است که شامل روزنوشت های علی اکبر مرادیان گروسی از رخدادهای انقلاب اسلامی در گیلان است که سال ۹۶ توسط انتشارات سوره مهر به بازار نشر آمده است.

«گیلان در گزاره ۵۷»- که به شکل گزارش رخدادهای انقلاب اسلامی تنظیم شده است- روایتگر برخی از رویدادهای مهم استان گیلان در نیمه دوم سال ۱۳۵۷ است که علی اکبر مرادیان گروسی، شاعر و پژوهشگر کهنه کار گیلانی آن را به چشم خود دیده و یا از دیگران شنیده است. این گزارش ها در آن زمان برای واحد خبر رادیو و تلوزیون گیلان تهیه شده بود و در همان زمان برخی پخش  و برخی دیگر نیز سانسور شد.

این اثر- که توسط محمد پرحلم، معاون فرهنگی و هنری حوزه هنری گیلان بازنویسی شده- حاوی خبرها و تصاویری است که علی اکبر مرادیان گروسی در دوران جوانی شخصا تهیه کرده و اکنون آن را در قالب یک اثر منتشر کرده است.

کتاب «گیلان در گزاره ۵۷»،  در شمارگان ۵۰۰نسخه  منتشر شده و شامل روزنوشت های مهر ۱۳۵۷، روزنوشت های آبان ۱۳۵۷، روزنوشت های آذر ۱۳۵۷، روزنوشت های دی ۱۳۵۷ و روزنوشت های بهمن ۱۳۵۷ می باشد.

در بخش روزنوشت‌های بهمن ۱۳۵۷ و در روزنوشت روز ۲۲ بهمن هم آمده است: «ساختمان جهنمی ساواک با حمله چریک‌های مسلح و انقلابیون به تصرف درآمد. در این حادثه ۹ تن از کارکنان ساواک گرفتار و لت و پار شدند و جسد آنها بر روی درختان باغ محتشم به دار آویخته شد. از میان آنان سرهنگ لحسایی، محمد سمیعی آبکناری و رزاقی شناخته شدند.

انقلابیون زمین محوطه را با بولدوزر کندند که زندان زیرزمینی ساواک را پیدا کنند، ولی کاوش بی‌فایده بود. تمام اوراق بایگانی ساواک به وسیله دستگاهی به صورت پودر درآمده، میز و نیمکت‌ها شکسته و اتاق‌ها سوخته است. در زندان قسمت جنوبی جنب پارکینگ لخته‌های خون در اتاقک‌های انفرادی و مرطوب و بتونی دیده می‌شود. زندان انفرادی دو قسمت است که در قسمت انتهایی سه اتاق و در جلو دو اتاق انفرادی دارد و حیاط کوچکی به اندازه ۲ در ۳ متر که از در نگهبانی، زندانی وارد حیاط می‌شد و سپس به داخل بند می‌رفت.

در یکی از اتاق‌های طبقه دوم (اتاق باز چوبی) آلت‌هایی جهت ضرب و جرح و بستن و یک تخت آهنی پله‌دار تعبیه شده بود که در هنگام بازجویی به کار گرفته می‌شد و زندانی را در آن خوابانده و دست و پایش را به میله‌ها می‌بستند و به اصطلاح تعزیر می‌کردند.

تمام اسناد ساواک را داخل پادگان نیروی دریای در اتاقی جای دادند و درش را گِل گرفتند و مقداری را هم به خانه‌ای در گلسار بردند.»

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *