اخبارکتاب

کتاب «مالوینای انزلی» وارد بازار شد

به گزارش گیل مهر، مالوینا در را باز کرد و رفت. نصیر پیاده شد. خانه ها، تاریک، کوچه، تاریک، خیابان، تاریک ، قبرستان ارامنه ، تاریک . تنش لرز رفت توی آن گرما. نشست پشت فرمان. آن قدر آشفته حال بود که راه حالی اش نشد. رسید . در را باز کرد و ماشین را گذاشت زیر سایه بان. رفت تو. صدای خرخر آرشاک را از اتاق خوابش شنید. نشست روی صندلی ننویی و فکر کرد : مگر چی مالوینا را خوشحال می کند؟ چطور باید آن فاصله را کم کند؟”
رمان ” مالوینای انزلی ” نوشته سعید جوزانی از نویسندگان جوان اهل انزلی در بیست و سومین روز مرداد ۱۳۹۸ با حضور کیهان خانجانی نویسنده نامی گیلانی و جمعی از دوستداران فرهنگ و ادبیات در کافه کتاب سایه رشت رونمایی شد.
جوزانی در این آیین ضمن خوانش بخشی از این کتاب از جهان داستانش و خشونت موجود در بافت این رمان سخن گفت . از این که چطور امر جمعی که قرار است زندگی مادی و معنوی مردم را تامین کند ناگهان تبدیل به امر فردی چون انتقام می شود. ” نصیر” ارباب زاده ای زخم خورده از عمویش، خانه و دیار را ترک می کند و از تالش راهی بندر انزلی می شود تا در بلبشویی که انتظارش را می کشد بساط انتقام و التیام این زخم را فراهم کند . مصائب مدام در شهری غریب از او نصیری کینه توز و سخت می سازد . تا این که با پیرمرد و دختری به نام مالوینا از جامعه ی ارامنه بندرانزلی آشنا شده و مسیر زندگی اش تغییر می یابد.
*رابطه ی رمان و تاریخ
کیهان خانجانی نیز در مراسم رونمایی از این کتاب به رابطه میان رمان و تاریخ پرداخت. از این که چگونه می توان یک پروژه تاریخی و بزنگاه تاریخی را تبدیل به رمان کرد .
وی با طرح این سئوال که زخم های تاریخی را چه باید کرد افزود: می توان ترومای بنیادین را با خیال بیان کرد . بایستی زخم و ماخولیا و هرچه هست و نیست را به شکل تکنیکال و فرمال روی کاغذ بیاوریم .
خانجانی بیان داشت: شیوه کابوسی کردن تاریخ، بزرگترین شیوه مبارزه با عادی کردن فجایع تاریخی است . باید به ویرانه های پشت سرمان توجه کنیم . با ماله کشیدن و نوستالژیک کردن درست نمی شود . باید نگاه کنیم ولی فلج نشویم بلکه به پیش برویم.
وی همچنین در بخش دیگری از سخنانش ادامه داد: ذات خاطره دو سویه است. از یک طرف ممکن است در آن خیلی التذاذ و نوستالژی باشد، از یک طرف ممکن است در آن خیلی درد و زخم باشد. ورود به یک دوره تاریخی که می‌کنیم، چرا زندگی و مرگ و هستی و امید را توأمان نمی‌بینیم، فقط سیاه‌ها و سفیدها را می‌بینیم. نوعی تداوم ثنویت موروثی از ایران باستان تا پس از اسلام. در آن سو فقط نوستالژی را می‌بینیم، ساده سازی می‌کنیم، خوشگل سازی می‌کنیم. در این سو فقط ماتم می بینیم و نمی بینیم که به قول فاکنر «انسان شکست می خورد اما نابود نمی شود.» یا به قول محمدرضا نیکفر: «ما همگی بدبخت بوده ایم، آنکه ستم دیده و آنکه ستم کرده است.» تضاد هگلی را دو چیز مقابل هم تعبیر می کنیم، در صورتی که تضاد در ذات هر یک از پدیده هاست. این ها را وقتی وارد رمان می‌کنیم، گروهی این سمت می‌ایستند، گروهی آن سمت می‌ایستند.
خالق رمان بند محکومین خاطرنشان کرد: وظیفه رمان نویس آشتی دادن نیست. تبدیل تضادهای متقابل به تضادهای درونی وظیفه اوست. واقعیت این است که در بخشی از رمان نویسی ما، تضادها درنمی‌آیند، یا خاطره را به شکل شادی نوستالژی می‌بینیم، یا خاطره را به شکل ماتمِ زخم می‌بینیم. حواسمان نیست که یکی بازتولید شکوه پوشالی است و یکی بازتولید غمگساری صفوی. البته بحث سوم هم هست، پاک کردن خاطره توسط قدرت و خاطره سازی به شکل شهرِ بازی و پارک و فرهنگسرا و غیره.
خانجانی افزود: سفیدخوانی، همان بخشی است که سایه‌های تاریخ است. آدم های اصلی نیستند اما آدم های فرعی دارند نابود می‌شوند. سفیدخوانی حاشیه ای است که برای رمان نویس مقدم بر متن است. به عنوان رمان نویس، هنگام خواندن تاریخ باید تخیل ‌کنیم. یعنی چیزی را که تاریخ نگفته، بسازیم. آیا خاطرات خاندان سلطنتی و سران نظام همه چیز را شفاف گفته؟ همچنین خاطرات اردوگاه های جنگ، زندان، تبعید و غیره. کجاست که رمان نویس مداخله کرده و بحرانی اش می کند؟ همان جاست که تخیل ما با خاطره آن شخص ادغام شده و بعد به وسیله فرم و ساختار و تکنیک و زبان تبدیل به رمان می‌شود. فاصله بین سطرهای تاریخ، محل جولان رمان نویس است. شخصیت ها و ماجراها بین سطرهای تاریخ جولان می دهند و به انتظار کشف رمان نویس هستند تا که مرئی و عینی شوند.

مارشال برمن نویسنده و فیلسوف امریکایی در تجربه مدرنیته، از یک جور نگاه کردن نام می‌برد که به نوعی سارتر در مقاله «زمان در آثار فاکنر» به کار برده بود. رو به جلو دویدن و به پشت سر نگریستن. اما اتفاقی که دارد در بسیاری از آثار ما می افتد این است: رو به جلو دویدن، به پشت سر ننگریستن، فقط جلوی پا (نوک دماغ) را دیدن. نوعی رمان نوشتن به دقیقه اکنون، لایک به دقیقه اکنون، تاریخ به دقیقه اکنون. این قطع شدن رابطه ما با گذشته و آینده، حیرت انگیز است. این که بگوییم در این لحظه‌ای که هستیم، لحظه تاریخ است، خوب است. به قول اعراب «فرصت بین العدمین» یا به قول خیام. اما به معنای عدم واسازی گذشته به نفع آینده نیست. رسانه مجازی نوعی استوری را پیشنهاد می دهد که ۲۴ ساعت دوام دارد و بعد محو می‌شود، مانند ماندگاری بسیاری از آثار که تولید می شوند.
سعید جوزانی متولد و ساکن انزلی و از اعضای کانون داستان چهارشنبه ی رشت است. تاکنون مجموعه داستان سال دو فصل دارد از این نویسنده منتشر شده و این رمان دومین اثر داستانی اوست.

منبع: ایرنا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *