اخبارچهره ها و یادبودهاهنر

یادبودهای فرهنگی؛ فریدون پوررضا و صدایش در صبحگاه مه گرفته بجارهای گیلان

۳مهرماه ۱۳۱۱ خورشیدی پسری در لشت نشا متولد شد که به گردن موسیقی فولکوریک گیلان حق بزرگی دارد. فریدون پوررضا در خانواده ای بزرگ شد که اهل موسیقی بوند. وی بخاطر آشنایی پدرش با ساز و آواز، موسیقی را نخست از محیط خانه آموخت. هنگامی که پدر با خواندن آوازهای «قمرالملوک وزیری» در مایه ابوعطا التهابی موزون در جان فریدون می انداخت.
پوررضا تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصرخسرو به پایان رساند. در سال ۱۳۲۸ به تهران می رود و ردیف های آوازی را از فرهیختگان آن زمان: یونس دردشتی و سعاتمند قمی فرا می گیرد و در آزمونی سخت، استاد بنان آموخته های او را کافی می داند و به تاکید و تشویق وی به گیلان بازمی گردد، تا با جستجوی دامنه دارش به ناشناخته های دستگاه های آوازی بومی دست یابد.
در این راستا به قطعاتی در آوازهای ملی ایران از فرآورده های تعزیه دست یافته است مانند؛ کیکاوسی، ریحانه، بیابانگرد، خلوت نشین، که تاکنون ردیف های رایج موسیقی ایران نشانی از آنها نیست. سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز نمود. و در همان سال نمایشنامه ای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشا نگاشت.
در سال ۱۳۳۹با اعلام موجودیت رادیو گیلان به سرپرستی استاد نواب صفا از میان ۴۹ نفر داوطلب آواز، مقام نخست را کسب می کند و به اشاره ایشان به جمع آوری گسترده ترانه های محلی می پردازد تا این ترانه های بقول صفا، در صدای مه گرفته اش که بیان حال صبحگاهان روستاست، تولدی دیگر یابند.
نخستین ترانه استاد پوررضا ترانه مردم لیلاکوه لنگرود بود به نام «اَمون خان بَشوم رشت» که با سرنا در رادیو ایران در برنامه شما و رادیو به اجرا درآمد و در ادامه ترانه های دیگر را جمع آوری و بازسازی و ضبط و اجرا کرد.
پوررضا در سال ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی را در رشت برگزار نمود.
وی از آن تاریخ به بعد در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجرای برنامه کنسرت پرداخت. دو کاست «می گیلان» و «گیله لو» از آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹ تیتراژ و متن سریال «پس از باران» را اجرا کرد و یک سال بعد مقام نخست موسیقی در فیلم و سریال های کشور را از آن خود نمود.
پوررضا، برداشت متفاوتی از موسیقی فولکوریک ارایه داده است. او از ملودی های دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد و با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیت های موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.
پیگیری در شناخت اصالت واژگان گیلکی در ترانه ها و درک این نکته که آیا در آغاز شعر بوده است یا ملودی و یا آنکه آیا بخشی از آنها دچار تحریف زمانه شده است، از دلمشغولی های روزمره این دوره از حیات هنری اوست که سرانجام نود درصد ملودی های روستایی گیل و دیلم را منهای بخشی از ناحیه تالش جمع آوری و ضبط کرد و خواند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *