اخبارتاریخگردشگری

۲۵سال شاگردی در لاهیجان و بنیانگذار طریقت صفویه در اردبیل/مقبره شیخ زاهد گیلانی از دوره ایلخانی تا به امروز

گیل مهر- پالیز پارسا
یاسنت لوئی رابینو وقتی نخستین بار این بنا را دید، نوع معماری آن برایش جالب توجه بود. برای کنسول انگلیس در رشت که در اوایل قرن بیستم مشاهداتش را از وجب به وجب خاک گیلان گزارش داده، بقعه شیخ زاهد اعجاب آور بود:«مقبره که در سه کیلومتری لاهیجان است بنای جالبی است که گنبد باریک و بلند آن با کاشی آبی رنگ پوشیده شده است.»
اگرچه وی مامور بود تا درآمدها و مالیات های شهرها و روستاهای گیلان را به کنسولگری گزارش دهد، اما نگاه فرهنگی و دید تاریخی وی در توصیف بناهای تاریخی و آداب و رسوم مردم گیلان در کتاب « ولایت دارالمرز»تحسین برانگیز است.
وی در یادداشت هایش پیرامون بقعه ای که بالای کوه بر سر راه لاهیجان به لنگرود و در روستای شیخانور دیده بود، اینگونه می نویسد: « این بنا در میان درختان پنهان شده و مقبره شیخ زاهد پیشواری روحانی شیخ صفی الدین در آن قرار دارد. »
شهریور سال ۱۳۹۰ بود که سید یوسف رضا گیلانی، بیست و سومین نخست وزیر پاکستان طی سفر رسمی به تهران، در حاشیه سفر خود به گیلان آمد و علاوه بر بازدید از روستای سیاه اُ رود فومن به زیارت مزار شیخ زاهد در لاهیجان رفت. آن زمان وی اعلام کرده بود که شیخ زاهد نیای اوست. این دیدار، اهمیت این بقعه و مزار را در مرزهای بیرون از ایران روایت می کند.
اگرچه روایت های متفاوتی در محل تولد و دفن شیخ زاهد وجود دارد، اما آنچه مهم است، جایگاه و تاثیر شیخ زاهد بعنوان یکی از مشایخ صوفیه در میان ترکان سلجوقی و مردم است و از دیگر سو، تربیت «شیخ صفی الدین اردبیلی» است که توانست یک سلسله طولانی مدت را در ایران پایه گذاری نموده و به لحاظ فکری نیز تا قرنها تاثیرات عمیق خود را بگذارد.
آنگونه که یکی از اساتید پژوهشکده گیلان شناسی در مقاله ای نوشته، «تاج الدین ابراهیم» ملقب به شیخ زاهد، از مشایخ معروف نیمه اول قرن هفتم هجری قمری بوده است. وی اهل تسنن و طریقت زاهدیه داشت.
سید مجتبی میرمیران با اشاره به رنسانس فکری و فرهنگی در جامعه پیش از صفویه و تساهل و تسامح میان مردم و سیاستمداران، می نویسد: «در این دوره شیخ زاهد از جمله شیوخ با نفوذ و مورد احترام حاکمان مغول بود و حوزه نفوذش تا آناتولی پیش رفت.»
میرمیران همچنین درباره دلایل نزدیک شدن نیای صفویه به شیخ زاهد می نویسد: « شیخ صفی الدین پس از جانشینی، طریقت صفوی را جایگزین طریقت زاهدی کرد و بنظر می رسد مهمترین انگیزه شیخ صفی سیاسی بوده و با متمایل کردن تصوف سنی به تصوف شیعی و ایجاد انقلاب فکری زمینه را برای دگرگونی سیاسی فراهم کرد.»
اگرچه بنای نخست شیخ زاهد در اواخر تیموری و اوایل صفویه بنا شده و در طول زمان، تغییراتی یافته است، ولی گنبد هرمی هشت ضلعی، کاشی های آبی رنگ و گل بوته های آن هنوز این بقعه را با دیگر مزارهای عرفا و شخصیت های قابل احترام متفاوت می کند.
بالا رفتن از پله های منتهی به بقعه در روستای شیخانور، حالتی توام با احترام برای زایران ایجاد می کند. بنابر تابلوی نصب شده در ورودی بقعه -که اداره کل میراث فرهنگی نصب کرده است- تبار شیخ زاهد به امام علی (ع) می رسد. شیخ زاهد دختری بنام بی بی فاطمه داشته که بعدها همسر شیخ صفی الدین اردبیلی می شود.
اگرچه شیخ زاهد در رجب سال ۷۰۰قمری وفات یافته و در سیاه اُرود فومن بخاک سپرده می شود، ولی روایت شده، سلطان حیدر صفوی، پدر شاه اسماعیل در اثر دیدن خوابی، جسد شیخ زاهد را به محل فعلی در شیخانورمنتقل می کند و بنای بقعه نیز به دستور وی در سال ۸۹۲ قمری یعنی ۱۹۲ سال بعد از وفات شیخ زاهد ساخته می شود. البته روایت دیگری هم هست که مدفن شیخ زاهد در لنکران بوده است.
بنای بقعه ۴در اصلی و ۲ اتاق تو در تو دارد که علاوه بر مدفن سید رضی بن مهدی الحسین باشکجانی(۸۳۴)، یکی از دختران تیمور نیز در این مکان آرمیده است.

گنبد شیخ زاهد، برای کشوری که فرهنگ عرفان و تصوف در آن ریشه دوانده، نمادی آشناست. مخروط پلکانی لاجوردی این بقعه یادآور کلاه درویشی و صوفیانه است و اگر با صاحب بنا هم بسنجیم، این نوع طراحی گنبد به زیبایی بر سقف سفالی و شیب دار معماری بومی گیلان جانمایی شده است.
میرمیران می نویسد: معماران این بنا را از شیروان یا همان شروان در جمهوری آذربایجان امروز به لاهیجان آوردند. معمارانی که خود پیرو اندیشه زاهدانه وی بودند و بنای بقعه کارکردی هم پایه خانقاه داشته است. جدایی بقعه و بر بلندی قرار گرفتن از یک سو و گنبدی با مثلث نوک تیز یادآور اندیشه عرفانی اتصال به مبدا یعنی خداوند را دارد.
یک کارشناس میراث فرهنگی با اشاره به تعدد روایات پیرامون زادگاه و محل دفن شیخ زاهد می گوید: شیخ زاهد در اصل به سال ۶۱۵ هجری قمری در روستای سیاه کله رود گیلان (حوالی چابکسر) متولد شده و به استناد کتیبه صندوق چوبی که اکنون از بین رفته، عصر سه شنبه ۲۴ ربیع الثانی سال ۷۱۱قمری زندگانی را بدرود گفته است.
دکتر سید مهدی میرصالحی با بیان اینکه این بقعه چندین بار مرمت شده است، ابراز می دارد: اصل بنا در دوره ایلخانی ساخته شده و قدمت بنا به قرن ۹خورشیدی می رسد.
وی با اشاره به سنت معماری دوره ایلخانی و گنبدهای آجری مخروطی شکل می افزاید: مقبره در ابتدا تنها یک برج مخروطی آجری ساده بوده و در زمان صفویه الحاقاتی به آن اضافه شده است. سقف دور گنبد شیب دار و سفال پوش شده و کاشی کاریهای دوره قاجار هم نشان می دهد در این دوران مرمت شده است.
این کارشناس میراث فرهنگی ادامه می دهد: گنبد مخروطی در ابتدا آجرهای ساده داشت ولی بعدها از آجرهای لعابدار استفاده کردندکه در اصطلاح به آن «آجر معقلی» می گویند.
میرصالحی یادآور می شود که این بنای فاخر پیش از انقلاب و در پنجم دی ماه ۱۳۴۷ به شماره ۸۲۴ در فهرست آثار ملی ثبت می شود و اداره کل میراث فرهنگی گیلان نیز در سال ۱۳۹۱ این بقعه را مرمت اساسی کرده است.
میرصالحی با اشاره به ویژگی های معماری بومی این بنای ابراز می دارد: مزار از سه طرف دارای ایوان بوده و اطاقی متصل به مقبره اصلی در جوار آن قرار دارد که توسط دری بهم مرتبط است. در اتاق مذکور دو گور وجود دارد که بوسیله کاشی روی آن تزیین شده است.


وی ادامه می دهد: به زیر گنبد که بصورت کلاه درویشی ساخته شده و دارای سه پوشش زیرین جهت استحکام بخشی و کم کردن ارتفاع می باشد پوشش میانی جهت نگهداری پوشش سوم جهت جهت مسقف کردن گنبد زده شده است. تزیینات از کاشی معقلی و لعباردار، رنگ های آبی، زرد، سیاه و سفید استفاده شده و شیب تند آن با محیط پرباران گیلان تناسب دارد. و یکی از دلایل سرپانمودن این بنا بکارگیری اصول معماری با توجه به طبیعت گیلان می باشد که روی هم رفته دست به دست هم داده و بنای زیبا و مستحکم را به آیندگان تقدمی نموده است.
اگرچه این بقعه به سنت بقعه های میراثی گیلان، دارای صندوق چوبی نیست، اما به استناد نوشته های رابینو متوجه می شویم این بقعه صندوق چوبی منقش و کنده کاری نفیسی داشته که در آتش سوزی های سال ۱۳۳۱قمری طعمه حریق شده است. رابینو که در قرن ۱۳ از بقعه دیدن کرده، می نویسد: « روی قبر با ضریح چوبی پوشیده شده و درهای چوبی حجاری شده ای مقبره را محفوظ نگه می دارد. در حدود چهل یا پنجاه سال پیش این بنا در اثر حریق ویران گردید خوشبختانه کتیبه آن در اطلس Zu Bemerkungen درن محفوظ مانده است.»
میرصالحی نیز این نظر را تایید کرده و یادآور می شود: طبق گزارش های مرحوم سعید نفیسی، صندوق چوبی در حریق سال ۱۲۸۲ یا ۱۲۹۲ قمری و یا بین آنها از میان رفته است.
وی به نقل از کتاب سفرنامه مازندران و استرآباد لوئی رابینو هم یادآور می شود: متن کتیبه های این مزار در کتاب استرآباد رابینو گزارش شده و این اطلاعات از این قرار است: « نجاری صندوق کار استاد عبدالله درودگر بوده و در ورودی را سید رضی ابن مهد باشکجانی در سال ۸۲۲ تقدیم کرده است و نجار آن استاد احمد یادگار بوده است.
و بر این کتیبه نوشته شده؛ « هذاالباب الفقیر سید رضی بن مهدی الحسینی الباشکجانی سنه اثنی اثنی عشرین و ثما نمائه بر این درگاه این در یادگار است/ زاستاد احمد ازو یادگار است»
میرصالحی همچنین می گوید: شیخ زاهد با نام سلطان المحققین، مرشد الاقطاب فی الارضین، تاج المله و الدین ابراهیم زاهد گیلانی مشهور است. این بقعه از این جهت مهم است که علاوه بر اینکه وی یکی ازصوفیان بزرگ ایران بود، شیخ صفی الدین اردبیلی نیای بنیانگذاران دودمان صفوی را به مدت ۲۵ سال در نزد خود تربیت کرد و شیخ صفی الدین دختر شیخ زاهد را به زنی گرفت و شیخ زاهد، شیخ صفی را به خلافت و جانشینی خود در طریقت برگزید و پس از مرگ وی و به روایتی در همان دوران زندگی، شیخ صفی به اردبیل باز می گردد و طریقتی به نام صفویه در اردبیل بنیان می گذارد.
شیخ زاهد در سال ۷۰۰ هجری بعد از ۸۵ سال زندگی را بدرود می گوید. اگرچه ۳روایت متفاوت پیرامون محل دفن شیخ زاهد (در سیاه ورد در غرب گیلان، لنکران آذربایجان و شیخانبر لاهیجان) گزارش شده است، اما فراگیرترین روایت، مزاری است که در جاده ی لاهیجان به لنگرود، در روستایی به نام شیخانبر واقع شده است. روستایی که نام خود را برگرفته از مدفن دو تن یاد شده(شیخ زاهد و سید رضی باشکجانی) برگرفته است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *