اخبارفرهنگکتاب

۴۷سال زندگی با شکسپیر ؛ قدیمی ترین کتابفروشی ساغریسازان رشت در تعریض خیابان نابود می شود

گیل مهر- مهری شیرمحمدی
کتاب فروشی «شکسپیر و شرکاء» در پاریس در ۱۷نوامبر ۱۹۱۹ بازگشایی شد. یک سال بعد این کتابفروشی پاتوقی برای نویسندگان مطرحی چون ارنست همینگوی، جیمز جویس، فور مادوکس فورد و … درآمد.
بعدها این کتابفروشی بقدری مشهور شد که داستانی هم براساس آن توسط «جرمی مرسر» نوشته شد و سال گذشته ترجمه فارسی آن توسط پویه میثاقی به بازر کتاب آمد. حالا این کتابفروشی یکی از مراکز توریستی معروف فرانسه شده و بسیاری به دیدنش می روند.
در محله ساغریسازان ، از محلات قدیمی رشت نیز یک کتابفروشی به نام «شکسپیر» وجود دارد که بیش از ۴۰سال است، برای دانش آموزان و دانشجویان گیلانی- که بعدها دکتر و مهندس شده اند- کتاب درسی و لوازم کمک آموزشی تهیه کرده است. مجوز تاسیس شرکت شکسپیر در تاریخ ۲۵۳۶ پهلوی به نام خانم «فرخنده طریقی» و آقای «محمد علی هنر جوئی» صادر شد.
این زن و شوهر رشتی، همزمان با تاسیس دانشگاه گیلان، از تهران به زادگاه خود برگشتند تا کتاب و لوازم علمی مورد نیاز دانش آموزان و دانشجویان را تهیه نمایند.
هنرجوئی با ۷۷سال سن، هنوز پشت دخل می نشیند. یک میز تحریر قدیمی فلزی، تنها دخل او از عمری سپری کردن با کتاب و اعتلای فرهنگ است. عکس دوره جوانیش، روزی را که کتابفروشی را افتتاح کرده بود زیر شیشه ین میزش قرار دارد و خاطرات جوانی را مرور می کند. حالا کتابفروشی شکسپیر که ۴۰سال محل گذر طالبان علم بوده، به گفته صاحبش قرار است در بازگشایی محور ساغریسازان، از بین برود.
– چطور شد تهران را رها کرده و به رشت آمدید؟
من در تهران مدیر «انتشارات روز» بودم. درآمدم هم خوب بود. سناتور «حسین سمیعی» که نماینده مجلس در آن زمان بود، به دفتر انتشارات ما رفت و آمد داشت دانشگاه گیلان در شرف تاسیس بود. یادم است آن زمان به همان زبان گیلکی با من صحبت می کرد و مرتب از من می خواست به رشت برگردم. می گفت؛ اینهمه کتابفروشی های تهران از کار شما تعریف می کنند، چرا در رشت کتابفروشی نمی زنید؟ دانشجوها برای خرید یک کتاب مجبورند به تهران بیایند.
سال ۱۳۵۴ قراردادم هنوز تمام نشده بود که این مغازه را به قیمت ۱۰۷هزار تومان خریدم. آن زمان ساغریسازان بهترین نقطه شهر بود. اکثراشراف و متمکنین و خاندان های اسم و رسم دار در این گذر زندگی می کردند مثل همین خاندان سمیعی، خان خانی ها و… . یک سال بعد که قرار دادم تمام شد، «شکسپیر» را افتتاح کردم.


– بین این همه شاعر و نویسنده ، چرا شکسپیر؟!
«ویلیام شکسپیر»، شاعر و نمایشنامه نویس مشهور انگلیسی، نویسنده مورد علاقه دوره جوانی ام بود. آن زمان بیشتر آثار او را خوانده بودم. شعرها و نمایشنامه هایش را خیلی دوست داشتم. به همین خاطر وقتی درخواست ثبت شرکت دادم، نام «شکسپیر» را انتخاب کردم.
– شرکت شکسپیر دقیقا مجوز چه کاری را داشت؟
آن زمان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور زیر نظر وزارت دادگستری مجوز شرکت ها را صادر می کرد. آگهی تاسیس شرکت شکسپیر در تاریخ ۱۰/۳/۲۵۳۶ مطابق با ۱۳۵۶ خورشیدی از سوی مسئول ثبت شرکتهای رشت صادر شد. من این کتابفروشی را با سرمایه ۱۰۰۰۰۰۰ریال باز کردم. شرکت ما اجازه داشت واردات، صادراتِ طراحی و نقاشی و انواع کاغذ و مقوا و لوازم مهندسی و ماشین های تحریر اداری و حسابداری ، نقشه های جغرافیایی و کشوری ، کشاورزی ، هوایی و دریایی، همچنین کتابهای درسی دانشگاهی و کتابهای درسی و کمک درسی دانش آموزان را خرید و فروش نماید.
البته کتاب های داستان، پخش نوارهای صوتی و رادیویی و تعمیر انواع ماشین های اداری را داشتیم. پخش کتابهایی را که آن زمان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان می زد هم با ما بود.
– پس اواخر شهریور و مهر حسابی سرتان شلوغ بود!
بله. ۷۰درصد پخش کتابهای درسی استان گیلان را ما انجام می دادیم. حتی ویزیتور داشتیم و در مازندارن هم مشتری جذب می کردیم. مهر که می شد ۱۵ تا ۱۶کارگر فقط در همینجا مشغول بودند تا کار پخش کتابهای درسی را انجام دهند. درآمد آن زمان بد نبود حالا نگاه نکن یک دستگاه کپی و یک سری لوازم تحریر شده سرمایه من. آن زمان بیشتر تجهیزات کمک آموزشی دانشگاه ها، مثل دوربین های پخش فیلم، میکروسکوپ و لوزام نقشه کشی و مهندسی را می فروختم.


– گویا در همین ساغریسازان چندین مدرسه وجود داشت. آماری از دانش آموزان آن زمان دارید؟
آمار خود رشت را که ندارم. ولی وقتی می خواستم این مغازه را در ساغریسازان بازکنم یک آماری از آموزش و پرورش وقت گرفتم. آن زمان ۱۲هزار و ۱۰۰نفر تنها در مدارس همین گذر تحصیل می کردند. اما اکنون بیشتر مدرسه های این گذر که عمدتا استجیاری بودند؛ تخریب شده، خود من سال ۱۳۱۴خورشیدی دوره دبیرستان را در مدرسه اسلامی خواندم که روبروی بقعه خواهر امام بود. آقای هادی سمیعی هم رئیس دبیرستان بود. دبیرستانی که درس می خواندم خراب کردند.
یک دبیرستان دخترانه هم در این گذر بود که از نظر سطح علمی حرف اول را می زد. اول دبیرستان شاهدخت در ساغریسازان بود، سپس دبیرستان فروغ. ساختمان شاهدخت هم ملک خانواده سمیعی بود.
– با وجود رشد فضای مجازی، وضعیت خرید کتاب چقدر تغییر کرده؟
کسی که دیگر کتاب نمی خواند. روز به روز هم وضع بدتر می شود. تا دهه ۶۰ خرید و فروش کتاب خیلی خوب بود، اما از ۱۰سال به این سو وضع روز به روز بدتر می شود. کسی دیگر برای ارتقای علم و فرهنگ هزینه نمی کند. کتابفروشی هایی که در این گذر بودند، یا تعطیل شدند یا به محله گلسار رفتند. مغازه من هم در طرح شهرداری است. ۱۸سال است نه می توانم ملکم بفروشم نه می توانم نوسازی کنم. شهرداری هم نمی خرد «شکسپیر» من هم یک روز در تعریض خیابان زیر آسفالت می رود و این ماشین هایی را که می بینی، با سرعت از روی آن عبور می کنند.
صاحب کتابفروشی شکسپیر رشت، صبح به صبح روزنامه اش را می خواند و لابه لای انواع فرهنگ لغت ها، و کتابهای درسی قدیمی لابه لای تجهیزات کمک اموزشی از رده خارج شده- که به یادگار در مغازه نگه داشته – دغدغه اعضای خانواده را دارد.
محله ای که از سال ۱۳۵۶ تصویب شده بود تا سنگفرش شود و بافت میراثی آن دست نخورده باقی بماند، حالا در هجوم ماشین ها و دود، به سختی نفس می کشد. به راستی کتابفروشی «شکسپیر رشت» نمی تواند همانند «شکسپیر و شرکای فرانسه»، محرک جذب گردشگر در قدیمی ترین محله رشت باشد! و مهندسین و دکترهایی که کتابهای درسی و غیر درسی خود را از شکسپیر می خریدند؛ شکسپیر پاتوقی برای مرور خاطراتشان باشد!
این گفتگو روز دوشنبه ۱۸/۵/۱۳۹۵ ساعت۱۰ در محل کتابفروشی شکسپیر انجام شده است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *