اخبارگردشگری

جلیقه های نمدی  «معروف خیاط» بر قامت عشایر تالش

گیل مهر- پالیز پارسا

صدای جِرجِر چرخ زینگر سیاه رنگ، سکوت کلبه چوبی را می شکست. چرخ خیاطی رنگ و رو رفته با پدالی بزرگ، با پای پیرمرد بالا و پایین می رفت . لابه لای خرت و پرت های مغازه، عکس های خیاط پیر پیدا ست. کمی آن سوتر، روی یک میز چوبی، اتوی ذغالی گرمای خود را به درون کلبه ی ییلاقی پس می دهد. اینجا در ییلاقات سوباتان هنوز اتوی ذغالی بکار است و برعکس برخی خانه های اعیانی، اتوی ذغالی دکور تالار نیست. در فقدان برق در ییلاقی که تابستانهایش هم سرد است، بخار از گوشه اتاق ذغالی ، هوای خنک ییلاق سوباتان را اندکی گرما می بخشد. 

گوشه ای از این کلبه ی کم نور، طاقه هایی از پارچه هایی از جنس نمد روی هم افتاده و بر دیوار و درهای دو لنگه ورودی در، جلیقه و کلاه های نمدی آویزان است.

در میانه بازار سوباتان، که تنها چند مغازه چوبی تنگاتنگ هم است، پیرمردی خیاط لباس هایی است که با پارچه نمدی دوخته می شود. پیرمردی که لهجه ترکی دارد، همکلام می شوم. پیرمرد عمری است شغلش دوختن لباس  برای اهالی ییلاق است که محافظ آنها در برابر سرمای سوباتان باشد. سرمایی که حتی شب های تابستان  سوباتان را نیز برای غیر بومی ها سخت می نماید.

پیرمرد پشت چرخ خیاطی زینگر قدیمی پا روی پدال چرخ گذاشته و دسته چرخ را با حرکت آهسته پاهایش می گرداند.

سوی چشمان این پیرمرد ۸۰ساله، ۶۰سال است لابه لای نخ هایی که به نمد فرو می رود، گم شده و در فقدان روشنایی برق، روشنایی خورشید  را هر روز از پنجره های کلبه چوبی اش به چرخ خیاطی می تاباند، تا چرخ زندگی بگردد.

«معروف خیاط»، ۶۰ سال است که شغل آبا و اجدادی اش را  در این ییلاق دور افتاده زنده نگه داشته است. او با لهجه ترکی می گوید: ۵ماه از سال را می آیم سوباتان و بعد برمی گردم گیلان.

گویی سوباتان جزو گیلان نیست و شاید بخاطر ساکنان ترک زبانش باشد که سوباتان را غیر گیلان می داند، آن هم به جهت همجواری با اردبیل.

او ادامه می دهد:  محل سکونتم در روستای قلعه بین  است، در نزدیکی قلعه صلصال. آب چشمه سوباتان از این بالا تا قلعه صلصال پایین می رود.

معروف که نام فامیلش را از شغلش گرفته ادامه می دهد: هرسال اردیبهشت از قلعه بین به سوباتان می آیم و برای گله دارهای منطقه، جلیقه و کلاه نمدی می دوزم.

درست ۵ماهی که  عشایر سوباتان، گله های خود را به دشت های تالش می برند، معروف نیز به ییلاق مهاجرت می کند و در هوای خنک ییلاق و دشت هایی که دقیقا بالای ابرها قرار گرفته، بی هیاهوی شهر گذران زندگی می کند. اینجا در سوباتان خبری از انبوه جنگل های پایین دست نیست، در عوض نسیم خنک ییلاق گاه عطر شقایق های وحشی را پخش می کند و گاه عطر گلپرهای تازه به گل نشسته را.

طاقه های پارچه های نمدی، با قیچی معروف خیاط برش می خورد تا جلیقه های پشمی برای عشایر دوخته شود. وی می گوید: پارچه های نمدی را به صورت قواره ای ۴۰۰ تا ۵۰۰هزار تومان از شهر «هشت پر»، مرکز شهرستان تالش می خرم  و با خود به سوباتان می آورم.

آنچه عشایر سوباتان را  در گرمای نابهنگام و سرمای پیاپی بکار است؛ نه تنوع در رنگ و مدل ، که نگهداشت آنها در سرما و گرماست.

بخشی از مغازه و یا بهتر بگوییم محل زندگی معروف، با پارچه هایی از جنس پشم بز آویزان است. پارچه هایی که به آن سیاه چادر می گویند. پوششی برای «پوری».

پوری، ابتدایی ترین مسکن گله داران ساکن در ییلاقات تالش است که هنوز هم به فراوان در سوباتان دیده می شود. پوری، از خم کردن چوب های تر و نازک درختان  به صورت استوانه ای نیم دایره ساخته می شود که روی آن را با دو لایه پارچه بافته شده از پشم بز می پوشانند. پارچه ای که حتی باران را هم به داخل سیاه چادر عشایر تالش نفوذ نمی دهد.

معروف خیاط اتوی ذغالی خود را نشان داده و می گوید: مسافری از مشهد خریدار اتوی ذغالی من بود و خیلی هم اصرار داشت ولی من نفروختم و گفتم این اتو را به تو بدهم خودم چه کار کنم؟ اینجا که برق نداریم.

در انتهای دکه خیاطی معروف، اتاقکی چوبی با یک بخاری هیزمی قرار دارد و آن سوتر، خیک هایی از پوست گوشفند که از پنیر و کشک تازه گله داران سوباتان پر شده ؛ قوتِ خیاط ۸۰ساله  سوباتانی که با کهولت سن در سلامت جسمی کار می کند.

فرزندان معروف خیاط هیچکدام شغل پدر را ادامه نداده اند و معلوم نیست چند نفر دیگر استاد دوخت لباس های تالشی برای گله داران ییلاقات سوباتان بکارند.

ییلاقات سوباتان، بر بلندای تالش، کمتر از  نیمی از فصل سال سکنه دارد. ساکنانی که با شروع مهرماه، برف زمستانی را تجربه می کنند و آن زمان است که کوچ گله داران شروع و بازار سوباتان نیز تخته می شود.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *