اخبارتاریخکتاب

 نقد و بررسی تاریخ گیلان اثر عبدالفتاح فومنی

 گیل مهر- مقاله دریافتی

دکتر فریدون شایسته

از کتاب ارزنده تاریخ محلی گیلان دوره صفویه به نام «تاریخ گیلان عبدالفتاح فومنی» تاکنون به ترتیب چهار تصحیح و بازخوانی به شرح ذیل صورت گرفته است:

۱-توسط نعمت الله فروزش ناظم دبیرستان شاهپور رشت شهید بهشتی فعلی که در سلسله انتشارات سالنامه آن دبیرستان به چاپ رسید.

۲- توسط دکتر منوچهر ستوده که بنیاد فرهنگ ایران را منتشر ساخت

۳- توسط عطا اله تدوین که فصلی هم تحت عنوان انقلاب مشروطه در گیلان به آن اضافه شد.

۴- توسط افشین پرتو که انتشارات فرهنگ ایلیا در رشت آن را به چاپ رساند.

به طور عمده ، اگر نگاهی به جایگاه نگارش کتب تاریخ محلی در گیلان بیفکنیم ، می توان گفت که گیلان از این حیث ، در فقر به سر می برد. زیرا از ۱۵۶ کتاب تاریخ نشر یافته از قرن دوم هجری قمری تا قرن نهم همان تقویم ، تنها یک کتاب به نام جیل و دیلم که فقط مولف تاریخ جهان گشا (عطا ملک جوینی) به ذکر نام آن بسنده کرده و امروزه آن هم در دسترس نیست می توان اشاره داشت

خاندان اسحاقوند (اسحاقیه) در فومنات که با ۵۰۵ یا  ۵۰۷ سال فرمانروایی ، قدیمی ترین خاندان فرمانروا در گیلان بوده است ، هیچ اهتمامی از سوی آنان در حمایت از نگارش تاریخ محلی نمی توان دیده نشده است  ولی آل کیا با ۲۳۸ سال فرمانروایی در بیه پیش (گیلان شرقی ) ۲ اثر برجسته تاریخ  نگاری به نام : تاریخ گیلان و دیلمستان (سید ظهیرالدین مرعشی ) و تاریخ خانی (علی بن شمس الدین لاهیجی ) را از خود به یادگار نهاده اند .

از قرن ۹ تا ۱۱ به ترتیب : کتاب تاریخ گیلان و دیلمستان ، تاریخ خانی و تاریخ گیلان عبدالفتاح فومنی از زمره تاریخ محلی گیلان به شمار می روند.

دردوره حاکمیت خاندان صفویه ، گیلان یکی از مراکز عمده نافرمانی سیاسی و شورش های اجتماعی بود که در جدول ذیل بدان می پردازیم :

ردیف نام قیام وشورش سال وقوع قیام دوره سلطنت ناحیه محل وقوع
۱ امیره دوباج اول (مظفر سلطان) ۹۴۲ هـ.ق/۱۵۳۵٫م شاه تهماسب یکم بیه پس(فومنات)
۲ سید هاشم ۹۷۶ هـ.ق/۱۵۶۸٫م شاه تهماسب یکم بیه پیش(گیلان شرق)
۳ امیره دوباج ثانی (سید حسین) ۹۷۸ هـ.ق/۱۵۷۰٫م شاه تهماسب یکم بیه پیش(گیلان شرق)
۴ شیرزاد ماکلوانی ۹۸۹ هـ.ق/ ۱۵۸۱٫م شاه محمد خدابنده بیه پس(فومنات)
۵ خان احمد گیلانی ۹۴۳ هـ.ق/۱۵۳۶٫م

۱۰۰۰ هـ.ق/۹۵۹۱٫م

شاه تهماسب اول ،شاه عباس یکم بیه پیش
۶ طالش کولی ۱۰۰۳ هـ.ق/ ۱۵۹۵٫م شاه عباس یکم بیه پیش
۷ کارکیا علی حمزه ۱۰۰۴ هـ.ق/۱۵۹۵٫م شاه عباس یکم بیه پیش
۸ کارکیا فتحی فومنی ۱۰۱۰ هـ.ق/۱۶۰۱٫م شاه عباس یکم بیه پس
۹ سید محمد شیخاوند ۱۰۲۹ هـ.ق/۱۶۱۹٫م شاه عباس یکم
۱۰ عادلشاه گیلانی (غریب شاه) ۱۰۳۸ هـ.ق/۱۶۲۸٫م شاه عباس یکم بیه پس و بیه پیش

از مجموع۱۰ شورش وقیام محلی ، دوقیام تحت رهبری سید هاشم وسید محمد شیخاوند (ردیف۲ و۹) در کتاب تاریخ گیلان بازتاب داده نشده است وعلت آن هم بر ما معلوم نیست. امادر مورد اعراض خان احمد گیلانی و عادلشاه می توان عبدالفتاح فومنی را مورخی منصف شریف دانست که سعی کرده بدون حب و بغض، اطلاعات ذی قیمتی را از رفتار وبرخورد آنان باحکومت علیه آنان در اثرش بنگارد.

عمده ترین ویژگی های قابل اعتنا و جالب توجه این اثر وزین ، توجه به سبب شناسی بروز شورش ها و به ویژه نحوه ی رفتار مقام وزیر گیلانات پس از تبدیل گیلان به املاک خاصه (املاک متعلق به شخص شاه) است. بدون تردید ، عبدالفتاح فومنی ، تنها مورخی است که رفتارها و پیامد های عملکرد وزیران گیلانات را در دوره مالکیت خاصه به خوبی و با دقت بازتاب داده است. در این بخش ، به صورت گزیده ، نگاهی  به برخی از نوشته هایش می افکنییم.

الف) از ظلم وجنایات وزیر گیلانات (بیه پس و بیه پیش) در گیلان به خوبی پرده برداشته و در سبب شناسی قیام کار کیا فتحی فومنی که در سال ۱۰۱۰ه ق / ۱۶۰۱ . م ، در ناحیه بیه پس صورت گرفته می نویسد:

بهزاد بیگ (وزیر گیلانات ) در نواحی رشت ، کوچصفهان ، شفت ، تولم ، ماسوله و پشتکوه با اعزه از راه اختصار و خواری و با عجزه و مساکین ، به طریق ظلم و تعدی به سر می برد و ستم مشارالیه با زیر دستان بعد از آن که به مدت ۵ سال رسید

در ایام اواین سخن عام بود                که ایام او شرایام بود

لاجرم شآمت ظلم اواثر کرده (ص ۱۳۳)

مشروعیت قیام کارکیا فتحی فومنی را تایید می کند.

ب ) برای انعکاس میزان ظلم و جنایات وزیران گیلانات ، نگاهی اجمالی به فرجام روزگار محمد شفیع مازندرانی (میرزای عالمیان ) که یکی از آن وزیران بود افکنده که روزگارش را پس از برکناری از قدرت و مصادره اموالش از زبان خود اینگونه منعکس می کند.هیهات هیهات چندین سال وزارت کردم و چندین خانه را غارت کردم و دل ها به درد آوردم ک یک دل را (شاه عباس منظوراست) را از خود راضی کنم آن مقدور و میسر نشده.(ص۱۴۳)

پ) وزیران گیلانات ، اگرچه به سخت گیری و سنگدلی با مردم تحت حاکمیت خود رفتار می کردند تا مورد لطف و مرحمت صاحبان قدرت قرار گیرند ولی عملا این انتظارها از عنایت ، عبث و بیهوده بود و چه بسا آنان توسط مقامات حکومتی به شدت مورد تنبیه قرار می گرفتند . و نگاهی که عبدالفتاح فومنی به فرجام خواجه فصیح و بهزاد بیگ دارد ، گویای این واقعیت بینایی و روشنایی ، باطل و عاطل ساختند.(ص  )

ت) وقتی از شکار شاه عباس و همراهانش در سال ۱۰۱۷ ه . ق در جنگل را نکوه سخن می گوید، اشاره می کند که ۲۷۰۰تن از مردم بینوا به سبب برودت هوا و حملات سٌباح (درندگان) درگذشتند و شاه وقعی به کشته شدگان ننهاد.(ص۱۶۲)

ث)عبدالفتاح فومنی ، تنها منبع تاریخی دوره صفوی است که گزارش کامل و اطلاعات ذیقیمت از قیام عادلشاه گیلانی (غریب شاه) ارائه می دهد که در نوع خود سزاوار تمجید و تحسین است . او با این نوشته ها که از پی هم می آید ، قیام عادلشاه را مشروع دانسته و از مردمی بودن این قیام دفاع می کند.

۱)چون زمان وزارت اصلان بیگ و پسرش اسماعیل بیگ و میرزا تقی اصفهانی .و میرزا عبداله قزوینی مدت ۱۷ سال در گیلان بیه پس امتداد یافته بود مردم از طول زمان وزارت ایشان و ظلم و عدوان به تنگ آمده و از تعکمات ملازمان و منصوبان و رعایا ، ظلم ها دیده و ستم ها کشیده بودند و از تحمیلات و اطلاقات بی ملاحضه  ی ناموجه بی وجه ایشان ، جمعی کثیر از مستاجران و تحویلداران و کدخدایان و رعایا متواری گشته و هرچند به اردو (دربار) رفته حالات را عرض می نموند ، بهبودی نمی دیدند و مدت ممتد ۵۰ سال نیز مصروف شده بود …(ص۱۹۹)

۲) لشکر عادلشاه به هر سرزمین که می رسیدند ، از آواز نقاره ، جمعیت ایشان زیاد می شد(ص  )

۳-بزرگان سپاه عادلشاه ، جار فرمودند که لشکر به خانه های رعایا نزول نکنند و یک دینار ، به طریق ظلم و تعدی از احدی نستانندو خود دارا لاماره فرود آمده ،لشکریان در میدان و دکاکین توقف نمودند و تمام شب بیدار و هوشیار بودند…(ص۲۳۰)

۴) از غریب شاه و برادر او عنایت بیگ محمد زمان و کربلایی محمد گوکه فلسی از مال مسلمانان و اجناس دیوان ظاهر نشد (ص ۲۱۳)

عمده ترین علل ناخرسندی مردم گیلان از حکومت صفویه را به استناد تاریخ گیلان عبدالفتاح فومنی می توان در ۳ مورد خلاصه کرد:

الف ) مقاومت دو خاندان حکومت گر محلی (اسحاقوند و آل کیا)در حفظ حکومت محلی خود و عدم همراهی با سیاست تشکیل حکومت مرکزی مقتدر و یکپارچه در ایران .

ب)مخالفت با ورود و حاکمیت شاهزادگان صفوی و قزلباش ها در گیلان و ایجاد تغییر در ساختار حکومت های محلی گیلان

پ) مخالفت گسترده و یکپارچه باتبعات و پیامدهای ناگوار سیاسی املاک خاصه ی شاه عباس یکم و مواجهه با عملکرد ها و سوئ رفتارهای وزیر گیلانات

اگر نگاهی اجمالی و لی رویکردی تطبیقی به نوشته های عبدالفتاح فومنی با تواریخ دودمانی عصر صفویه داشته باشیم ، موارد ذیل را می توان برشمرد:

  • عبدالفتاح ، از ذکر آیات قرآنی در کتابش بهره نگرفته ولی تنها از برخی از واژگان عربی و آن هم بصورت اندک استفاده کرده است.
  • اواز نثار کلمات و واژگان ناپسند به رهبران شورش ها و یا مردم گیلان آن گونه که اسکندر بیگ ترکمان و محمود بن هدایت الله افوشته ای نطنزی بهره برده اند، به شدت احتراز ورزیده و از واژگان معمول چون نامیدن مردم به اجامر رنود و اوباش ، خود داری نموده و فقط از واژگان خفیف و سبک چون : نمک به حرام ، روسیاه ، متابعان گمراه و … به صورت اندک و خیلی ناچیز در برخی از موارد استفاده به عمل آورده است.
  • گاهگاهی از اشعار پرمایه و نغز شعرای برجسته ی زبان فارسی بدون استفاده از نام آن ها بهره گرفته است

مانند:             قضا چون ز گردون فرو هشت پر /  همه عاقلان کورگردند و کر

چنین گفت زال بارستم گرُد  /   دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

او گاهی برحسب ناگریزی ، سروده های خود را دربرخی از جاها آورده که مطالعه ی اشعار عبدالفتاح نشان میدهد که او طبع شعری نداشته است و اشعارش بسیار ساده است.

  • مورخ تاریخ محلی ما در عصرگیلان دوره صفویه ، درجای جای نوشته هایش ، به سراسر گیلان عشق ورزیده و علاقه ی خود را به مردم این ناحیه و حکومت محلی آن بازتاب داده است.
  • عبد الفتاح فومنی ، مورخی تقدیر گراست او برحسب اعتقاد تقدیر گرایانه ، دنیا را دار مکافات دانسته واعتقاد دارد که انسان در همین دنیا ، پاداش و عقوبت کارهای خوب و بد خودرا خواهددید. بطور مثال وقتی در مورد فرجام برکناری و مصادره اموال میرزا عالمیان سخن می گوید می نویسد:” … و آن جاهل مغرور ندانسته که هر که خدای عزوجل را بیازارد تا دل خلقی به دست آورد، جبارمنتقم ، همان مخلوق را براوگمارد تا دمار از نهادش درآورد….”(ص ۱۴۳) او گوئی دانسته و یا نادانسته به سیره ی پلوتارک مورخ یونانی و صاحب اثرمعروف ” حیات مردان نامی ” رفتار کرده است که کوشیده تاریخ وی برای مردم نسل های بعد و رجال سیاسی محل عبرت و پند آموزی باشد. شاید آموزش وتربیت سیاسی رجال در نگاه او جایگاهی داشته است.
  • عبدالفتاح ، حوادث عمده سیاسی – اجتماعی گیلان رااز سال ۹۳۰ هـ.ق/۱۵۲۳٫م ، سال درگذشت شاه اسماعیل یکم و آغاز سلطنت شاه تهماسب یکم ، آغاز کرده و حوادث را تا سال ۱۰۳۸ هـ.ق/۱۶۲۸٫م ، سال درگذشت شاه عباس یکم و آغاز سلطنت شاه صفی ( نوه وی) نگاشته است. او منابع مورد استفاده خود را آغاز سلطنت شاه تهماسب تا عصر شاه عباس بسان عدم ذکر شاعران اشعار مورد استفاده ذکر نکرئده است ولی میتوان از طریق قرائن حدس زد که او از کتاب تذکره شاه تهماسب، لُبّ التواریخ،احسن التواریخ و حتی جواهر ال ا حبار بهره گرفته است.
  • عبدالفتاح فومنی در ذکر وقایع و رخدادهای تاریخی، بسیاری از آبادی ها و مناطق شهری و روستایی را در کتابش یاد کرده است: دُهنده، کسما، مرکه (مرکیه)، چمثقال،گوراب زرمیخ، طاهرگوراب ،تنیان، ندامان، تتف در شهرستان صومه سرا و گوراب، شنبه بازار، گوشلوندان، ماکلوان درشهرستان فومن و ازبر ،احمد سرگوراب ،مژده وچماچاه در شهرستان شفت ، سمام، خورگام و دیلمان در شهرستان سیاهکل ، پاشیجا، کوچصفهان، لشت نشا، استادسرا و لاهیجان ،ماسال ، رودسرو……

این مقاله بامطالعه کتاب تاریخ گیلان عبدالفتاح فومنی بامقدمه وتصحیح عطاء الله تدین که در سال ۱۳۵۳خورشیدی در کتابفروشی فروغی تهران به چاپ رسیده است، انجام شده است.

خدایا نگه دار این مهر شهر                          زاهریمنان وز آسیب دهر

(محمد تقی بهار)

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *