اخبارتاریخیادداشت

«جنبشی که نگاه به تجدد داشت»

یادداشت- نادر افشاریان، مولف کتاب «گیلان در دوره قاجاریه»
ازاعصاردور مردم ایران همواره برای خلاصی از ظلم وجوری که تحت عنوان سنت برآنها تحمیل می شد برخاسته وقیام نموده اند . اگرچه ی همه ی آنها قابل تقدیر و ارزش گذاری است.
اما ازهمه ی خیزشها که تا کنون درایران وتوسط ایرانیان صورت گرفته، جنبش مشروطه دارای تفاوتی ماهوی با بقیه بوده است. زیرا مشروطه خواهان به گذشته نچرخیده و نگاه خود را به جلو معطوف داشتند. آنها خواستار تجدد و بریدن از بخشهای ناپاسخگوی سنت بودند. آن بخش از سنت که مانعی بزرگ در مسیر پیشرفت وقانمندکردن جامعه ی آنروز ایران بود .
قانون اساسی وپس از آن متمم قانون اساسی شاهدی صادق برمدعای کسانی بود که برای پیشرفت ایران وگسستن ازقید وبندهای اسارتبارش که ره آوردی جز فقر، استبداد ،جهل وتقلید کورکورانه نداشت، دراین راستا نیز همچون گذشته، تاریک اندیشانی سربلندکردند. تا باردیگر با چماق تکفیر و ارتداد راه را برمردان ره فروز مشروطه خواه ببندند.
آنان وقتی درمتمم قانون اساسی «تساوی حقوق همه ی ساکنین ایران زمین را درمقابل قانون خواندند برآشفتند، آنها وقتی خواندند که مصوبات نمایندگان مردم درمجلس شورای ملی بدون هیچ اما واگری قابل اجراست، فریاد «وااسلاما»سردادند.
گفتند مردمی نداریم. اینان رعایایی بیش نیستند، بدو خوب، زشت وزیبا، را نمی شناسند. سرنوشت مصوبات مجلس زمانی قابل اجراست که فقط علمای معمم تشخصیص لازم الاجرا بودن آنرا ازطریق استفتاء معلوم بدارند . تعدادشان حداقل باید ۵ نفر بوده و اجماع داشته باشند.
وقتی خواندند عدلیه باید توسط داورانی که وزیر عدلیه معلوم می دارد، اداره شود و قوانین عرفی نیز بخشی از قوانین عدلیه را تشکیل دهد، غوغا براه انداختند که داوران دولتی امور قضا را نمی دانند و داوری باید براساس قوانین شرعی صورت گیرد. احکام شرعی تعیین کننده است ولاغیر. نمایندگان مجلس شورای ملی- که پابند به تعهدات خود درمقابل مردم ستم دیده بودند- کارخود را کردند.
متمم را با هزاران مانعی که برسراهش قرارگرفته بود، شجاعانه مصوب کرده، به توشیح شاه رساندند. متحجرین، مستبدین، حکام و والیان فاسد برکنارشده ، دست دردست هم داده
تا بساط مشروطه را برچینند، سرانجام چنین شد. مثلث شوم زور، زر، تزویر، دستان خود را دردست نمایندگان تزار درقزاق خانه گذاشته ، تحت فرماندهی «لیاخوف» روسی مجلس را به توپ بستند. بدنبال آن شیرمردان روشن اندیشی را به قتل رسانده، وعده ای زیاد زندانی ، کثیری ازمجاهدان و مبارزان متواری و ازکشور بیرون رفتند، محمدعلیشاه ، شیخ فضل اله نوری، درباریان طرفدار محمدعلیشاه، با پشتیبانی قزاخانه ای که تحت فرماندهی عمال تزار درتهران اداره می شد فاجعه آفریدند تا روزنه ای که ازجهنم سنت به سوی تجدد گشوده شده بود، دوباره ببندند. طولی نکشید که مشعل داران وپیشگامان جنبش مشروطه ازگیلان سربرآوردند. تا این بار بساط استبداد وجهل وتحجررا درهم پیچیده و «وطن» را از مرداب خودکامی وبی قانونی برهانند. چنین شد.
مردان رشید گیلانی به نیّت فتح تهران- خلع سلطنت از محمدعلیشاه – محاکمه ی مفسدانی که باعث قتل آزادی خواهان وخاموش کردن شعله ی آزادی خواهی وروشن اندیشی درایران شده بودند، وگشودن دوباره ی مجلس شورای ملی وبکارانداختن دوباره ی دولت ملی اقدام نمودند. آنها به کمک برادران بختیاری برنامه های ازپیش تعیین شده ی خود را جامه ی عمل پوشاندند. محمدعلیشاه را ازسلطنت خلع کردند ، تهران رافتح کردند. مفسدان ومخلان آزادی و آزادی خواهی را با محاکمه ی منصفانه به سزای اعمالشان رساندند « مشروطه اگرچه درمیانه ی راه
گم شد اماردّپای او «قانون، عدلیه، مجلس شورا» هنوز پیداست.
فرارسیدن این روز به یاد ماندنی را به تمام پیشگامان آزادی تبریک گفته و مشروطه خواهانی که درصد واندی سال پیش سایه های جهل ونادانی را با تیر قلم و قانون به کمین نشسته بودند؛ گرامی می دارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *