اخبارهنر

رنج نامه های مردم در کلام شاعران بزرگ، یاد حافظ گرامی داشته شد

گیل مهر- الهام کیانپور
جلسه‌ای دیگر از سلسله نشست‌های تخصصی انجمن مفاخر گیلان، صبح امروز، یکشنبه ۱۵ مهرماه با مدیریت دکتر ابراهیم صفری، در دفتر این انجمن در مجتمع خاتم الانبیاء رشت برگزار شد.
در ابتدا صفری ضمن خوش آمدگویی به مدعوین نشست، موضوع سخنرانی را متناسب با هفته‌ی حافظ معرفی نموده و به اهمیت و جایگاه پژوهش با رویکرد تطبیقی در اشعار شاعران اشاره کرد.
وی ضمن معرفی حافظ و گرامیداشت یاد و نام او، مسعودسعدسلمان را به عنوان شاعر قصیده سرا و تاثیرگذار معرفی کرده و به جایگاه حبسیات او در ادبیات پرداخت و همچنین حافظ را تنها شاعر اندیشه پردازی دانست که از مسیر واقعیت به شاهراه حقیقت میانبر زده وشجاعانه ارائه طریق کرده است .
وی در ادامه افزود: امیدواریم برگزاری چنین نشست‌های تخصصی و مقایسه‌ای بر اشعار حافظ ،کمک کند تا اندازه ای پرده از روی اندیشه‌های تابناک این سالک راه حق برداشته شده و معرفی گردد.
سپس، نوری مجیب حق‌‌‌قدم، سخنان خود را با محوریت:” تاثیر اعجاب‌انگیز شعر در ادوار مختلف(با محوریت مقایسه‌ی شعر حافظ با مسعود سعد سلمان)” مطرح نمود.
مجیب در ابتدا با خواندن غزلی از حافظ به این نکته اشاره نمود که شاعران اشعار خود را چون دارویی شفابخشی به هنگام سختی و اندوه می دانند و در ادامه به دو شعرنامه‌ی تاریخی، در زمانه‌ی جنگ و خونریزی و‌ محنت اشاره کرد.


وی در شرح شعرنامه‌ی اول گفت: هنگامی که در جنگ سخت میان ترکان عز و سلطان سنجر، مردمان خراسان از قتل و غارت و‌ خونریزی به ستوه آمده بودند، به مسعود سعد سلمان پناه آورده و از او خواستند از زبان آن‌ها نامه‌ای به رکن الدین محمود، پسرخوانده سلطان سنجر بنویسد و درخواست کمک و همراهی نماید:
به سمرقند گر بگذری ای باد سحر/ نامه‌‌ی اهل خراسان به پیر خاقان بر
نامه‌ای مطلع آن رنج تن و آفت حال/ نامه‌ای مقطع آن درد و دل و سوز جگر
قصه‌ی اهل خراسان بشنو/ چون شنیدی ز سر رحم به ایشان بنگر…
این پژوهشگر در ادامه به شعرنامه‌‌ی تاریخی دوم که توسط رشید وطواط، شاعر قرن ششم سروده شده، اشاره نمود‌ و گفت: رشید وطواط این شعرنامه را به صورت شکوائیه از زبان مردم، پیرامون ظلم و‌جور، کشتار، خواری خردمندان، اوضاع نابه سامان زمانه و امثال آن برای شاه نوشته بود:
شاها به پایگاه تو کیوان نمی‌رسد/ در ساحت تو گنبد گردان نمی‌رسد
جهان در تنعم و‌ارباب فضل را/ بی صد هزار غصه یکی نان نمی‌رسد
دانا بماند در غم تدبیر نیک و‌بد/ یک ذره غم به خاطر نادان نمی‌رسد
جاهل به مسند اندر و عالم برون در/ جوید به حیله، راه به دربان نمی‌رسد…
مجیب در ادامه ضمن برشمردن و‌ بررسی برخی از ویژگی‌های شعری حافظ و مسعود سعد سلمان به خواندن برخی از ابیات این دو شاعر پرداخت و مسعود سلمان را یکی از بداقبال ترین و بد فرجام‌ترین شاعران معرفی نمود که بخش زیادی از ناله‌ها و دردهای جسمی و روحی او در زندام سلطان ابراهیم، حبسیه های ماندگار او را رقم زد.


وی با پرداختن به تغییر وضعیت و اوضاع مطلوب زندگی مسعود سعد سلمام در زمانه‌ی حکومت سلطان مسعود، پسر سلطان ابراهیم، بخش هایی از قصیده این شاعر را در ستایش سلطان مسعود قرائت نمود:
تو نرد عشق بازی و با من دغا کنی/ من جان ببازم و نه همانا دغا کنم
گر آب دیده تیره کند دیده‌ی مرا/ این دیده را زخاک درت توتیا کنم
جان و دل منی و دل و‌ جان دریغ نیست/ گر من تو را که هم دل و جانی عطا کنم
گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر/ آن مهر بر که افکنم، آن دل کجا کنم…
مجیب در پایان ضمن پرداختن به کلیدواژه های اشعار حافظ به تاثیر وی از خواجوی کرمانی اشاره و تاکید نمود : خواجو از بزرگان صوفیه قرن هشتم و اهل تصوف و عرفان بود که
مضامین عرفانی در غزلیات او بر شاعران بعد از وی خصوصا حافظ تأثیر فراوانی گذاشت.
در پایان، نیز اعضای انجمن و‌مهمانان، پرسش ها و‌ مطالب مرتبط به موضوع جلسه را مطرح نمودند.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *