اخباریادداشت

عینک آفتابی و رییس جمهور اتیوپی

گیل مهر- مسعودمجاوری
در خبرها آمده بود که یک “خانم”رییس جمهور اتیوپی شد.
بچه که بودم سالهای جنگ تحمیلی بود.
بیاد دارم تلویزیون آنوقتها خیلی در”چارچوب ارزشها”برنامه پخش میکرد پرمخاطب ترین سریال تلویزیونی”آیینه”نام داشت با تم خانوادگی که پربودازشعارو نصیحت. البته در آنموقع همین سریال خودش غنیمتی بود اساسی.
یاددارم رفته بودیم کنار دریا و عده ای از همین برادرهای ارزشی که بعدها بسیاریشان “اصلاحطلب” شدند کنار ساحل جولان می دادند تا مبادا کسی در حد آسیب به ارزشها از آب تنی در دریا لذت ببرد واینها همانجا ارشادش نکنند فوری و فوتی.
بیاد دارم عینک آفتاب یک دختر خانم جوان را زیر پا له کردند و جلوی والیبال بازی کردن یک خانواده را گرفتند با این توجیه که جوانهای ما در خط مقدم خون میدهند تا شماها اینجا شادی کنید؟!خجالت بکشید و ازین جور حرفها…
جالب است یکی از شعائر این عزیزان ارزشی در آن روزها؛ایستادن سمت دریاو “مرگ بر شوروی”گفتن با صدای بلند بود البته شعارهای دیگه ای هم میدادند.
در همان ایام خشکسالی بیسابقه ای درقاره سیاه آمده بود و در همین اتیوپی همه چیز را نابود کرده بود بیاد دارم کودکانی سیاه پوست که ازشدت گرسنگی شکمهای برجسته ای داشتندو دست و پای استخوانی که انواع حشرات آفریقایی دور لب و لوچه کودکان بیگناه جولان می دادنداز سکانسهای متعدد و پر تکرار اخبار وبرنامه های تلویزیون آنوقتها بود.درست بعداز پخش تصویر گمشدگان از تلویزیون.متولدین نیمه دوم دهه پنجاه بیاد دارند که چه می گویم…
تا یادم نرفته بگویم که همزمان با قحطی در اتیوپی جنگ داخلی هم بود حوالی دو دهه پیش؛ساحل دریای سرخ اتیوپی تبدیل به کشور”اریتره”شدو خلاص.
حالا خیلی دلم میخواهد که از احوال آن کودکان نگون بخت؛دستکم بخشی از آنها با خبر شوم .میخواهم بدانم آن کشور قحطی زده گرسنه کجا رفت؟همان که سازمان ملل جهانیان را برای ارسال کمکهای بشردوستانه بقاعده رسیدن یک وعده ی غذایی روزانه به سرزمینشان بسیج کردتا فقط از گرسنگی نمیرند،میخواهم بدانم خانم رییس جمهور چند وعده از کمکهای غذایی جهانیان را میل کردند؟دولت و ملت اتیوپی برای برنگشتن آن سالهای سیاه دراین سالها چه برنامه ای در پیش گرفتند؟آیا وزرا و مدیران امروزی اتیوپی،از آن قحطی مردافکن چیزی بیاد دارند؟اگر بله به اعتبار کدام مدنیت و عقلانیت فرهنگی وسیاسی یک زن را به ریاست بر جمهورشان رساندند؟میخواهم بدانم چطور آن ملت بخت برگشته با آن وضعیت اسفناک به درجه ای از عقلانیت رسیدند که رییس جمهورشان یک زن شده اما ما هنوز برای رفتن و نرفتن زنان ایرانی به ورزشگاه؛اندر خم یک کوچه ایم و باهم دعوا داریم که چطور مجسمه”علی شریعتی “را در دانشگاه فرهنگیان ساری مسلمان(بدون کراوات)کنیم.
بله ما هم پیشرفت کردیم؛دیگر نواختن گیتار و زدن عینک آفتابی کنار ساحل ،گناه نیست….

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *