اخبارفرهنگیادداشت

شهری با فرهنگ با تقویت مشارکت های اجتماعی

یادداشت- بخش نخست
گیل مهر- عباس ایمانی پارسا
امروزه، یکی از ملاک ها و معیارهای ارزیابی کشورها به با فرهنگ یا بی فرهنگ بودن، حوزه عمومی زندگی شان است. این موضوع در کنار حوزه خصوصی افراد یک جامعه مطرح می شود. در عرصه عمومی شما با محیطی روبه رو هستید که در وهله اول اختصاص به همگان دارد ولی در عین حال ملک شخصی هیچ یک از افراد جامعه نیست.
فرهنگ از جمله مفاهیمی است که از تعاریف بسیار گسترده برخوردار است. اما اگر از تعاریف علمی آن صرف نظر کنیم، در فهم عامه، فرهنگ همان است که عمل و رفتار می کنیم. به عبارتی؛ به شیوه رفتاری ما برمی گردد که شامل حرف زدن، راه رفتن ، رانندگی کردن، خرید و فروش کردن، لباس پوشیدن، موسیقی و نحوه گوش کردن به آن، آداب خوردن و هزاران مصداق دیگر است .
هر چند به مفهوم علمی آن نمی توانیم بگوییم که به طور کلی شخص بافرهنگ است یا بی فرهنگ، ولی در عرف جامعه وقتی افراد اصول و قواعد نانوشته جامعه را به طور مستمر رعایت نمی کنند و یا زیر پا می گذارند با انگ «بی فرهنگی» روبه رو می شوند.
در کشورهای توسعه یافته، ابتدا تلاش می شود فرهنگ در عرصه عمومی جامعه تعریف و سپس عملیاتی شود تا بتوانند در برنامه های میان مدت و بلند مدت، شیوه رفتاری جامعه را متناسب با فرهنگ تعریف شده شکل داده و یا رفتار متضاد با آن را اصلاح کنند. این هم شامل آموزش و هم نظارت قانونی آن می شود.
فرهنگ عمومی (public culture ) همان شیوه رفتار مردم در عرصه عمومی است. همانطور که مطرح کردیم عرصه عمومی اختصاص به تمامی افراد جامعه دارد و حتی امروز عرصه عمومی را متعلق به آیندگان نیز می دانند و رفتارهای ما را در این عرصه با پیامدهایی که برای آیندگان می تواند داشته باشد ارزیابی می کنند.
عرصه عمومی در جهان امروز با اشکال متفاوتی قابل رویت است بسیاری از کشورهای توسعه یافته تلاش می کنند مردم خود را طوری آموزش دهند که خود گردانندگان اصلی این عرصه باشند و نقش حاکمیت تنها نظارت گری درست باشد. لذا شما در این کشورها خیلی حضور نهاد حاکمیتی را آشکار و پر رنگ نمی بینید و چشمان شهروندان خود نظارت کننده رفتار همدیگر است و به زبان خودمان امربه معروف و نهی از منکر در خود شهروندان عامل نظارتی محسوب می شود. مگر مجرمان وخاطیانی که انگ انحرافی به آنان خورده و دولت ها سعی می کنند آنان را تحت نظارت های مستقیمی قرار دهند.
در این کشورها دولت ها سعی کردند در پروسه های زمانی با آموزش، هزینه های آینده جوامع خود را کاهش دهند. بعبارتی، پیشگیری از نابسامانی هایی که می توانست هزینه های هنگفتی را به دولت هایشان تحمیل کند. در مقابل این کشورها شما با کشورهایی روبه رو هستید که عرصه عمومی شان با درجات متفاوت تری یک عرصه کنترل شده مبرهن و آشکار حکومتی است به بعبارتی شما نهادهای حاکمیتی را در عرصه عمومی فعال مایشاء می بینید و این به مروز زمان عرصه عمومی را تنگ تر و عرصه خصوصی را تقویت می کند و شهروندان چندان احساس تعلق به محیط عمومی خود نشان نمی دهند و شما با مردمی روبه رو می شوید که رفتارهای متضادی در دو عرصه عمومی و خصوصی از خود بروز می دهند. در این نوع جوامع ، دولت ها باید نهادهای نظارتی شان را هر روز قویتر از دیروز کنند تا بتوانند به موجودیت خود تداوم بخشند. لذا شما دائما با هزینه های هنگفت نظارتی روبه رو هستید. و چندان مشارکت مردم را در طرح ها و پروژه های شهری خود ندارید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *