اخبارفرهنگیادداشت

تاثیر مبلمان شهری در هویت فرهنگی

یادداشت- بخش دوم
گیل مهر- عباس ایمانی
همانطور که در بخش اول اشاره داشتیم فرهنگ از جمله مفاهیمی است که در ظرف مکانی خود معانی متفاوتی را با خود به همراه دارد. بعنوان مثال اگر ظرف مکانی ما شهر باشد، ما با فرهنگ شهری روبه رو هستیم.
امروزه شهرها را همچون موجود زنده ای می بینند که می تواند جوان باشد و پر جنب و جوش ویا در حال طی کردن دوران پیری و زوال است. موجود زنده ای که می تواند سالم و یا بیمار، کهنه و یا نو باشد.
محیط های شهری نیز از سه عرصه عمومی ، خصوصی و حاکمیتی برخوردار و متناسب با فربه بودن هر کدام از این عرصه ها با شهروندان متنوعی روبه رو است. هر چه شهرها با عرصه های عمومی بزرگتری روبرو باشند ، میزان حضور فعال شهروندان بیشتر قابل مشاهده است. شهروندانی که به لحاظ فرهنگ شهری از سطح قابل قبولی برخوردارند، تلاش بیشتری می کنند تا فضاهای شهری را برای زندگی مشترک مناسبت تر کنند.
در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، متولیان اصلی شهرها، شهرداری ها هستند و تمام تلاش مدیریت شهری، در راستای انسانی تر کردن محیط شهری است به این مفهوم که می خواهند روحیه شهروندان شادتر و سالم تر باشد.
در کشورهایی که عرصه عمومی تنگ تر است و مجالی برای حضور فعال شهروندان وجود ندارد، غالبا با محیطی روبه رو هستیم که دلبستگی شهروندانش در نازلترین سطح ممکن است.
یکی از با اهمیت ترین المان های شهری «مبلمان شهری» است. مبلمان شهری به کلیه تجهیزاتی اطلاق می شود که در عرصه عمومی برای رفاه هرچه بیشتر شهروندان تعبیه می شود؛ از صندلی گرفته تا سطل زباله ، ایستگاه اتوبوس ، دیوارهای سطح شهر، نمای ساختمان ها، رنگ ها بکار رفته، سطح نور و میزان آن ، پیاده روها و وسعت آن، سرویس های بهداشتی ، محل عبور عابر پیاده، فضای سبز و پارک ها و هزاران تجهیزات دیگری که زندگی را در عرصه عمومی برای شهروندان انسانی تر می کند.


بنا بر تعریف بالا، مبلمان شهری باید متناسب با فرهنگ مکانی باشد که برایش در نظر گرفته شده است . آشفتگی در تجهیزات مبلمان شهری، محیط شهری را غیر قابل زیست می کند . دقیقا چیزی که امروزه در شهرهای کشور بعلت نبود مدیریت یکپارچه شهری به فراوانی قابل مشاهده است.
مشاهده آپارتمان های متفاوت چه به لحاظ تعداد طبقات، نمای ساختمان و طراحی در یک خیابان بخشی از این عدم مدیریت است. همچنین در یک محور، مشاهده می شود صاحبان اصناف، مغازه های خود را با هر سلیقه از رنگ و نور و تبلیغات آراسته اند. دیوار خیلی از ساختمان ها در مراکز شهری کهنه و مندرس است. عدم وجود پارکینگ های مناسب، نبود صندلی در مسیر پیاده روها، فقدان سطل زباله و سرویس ها بهداشتی در بسیار از خیابان ها، نبود میدان هایی که در مفهوم «پلازا» مردم بتوانند به صورت جمعی از آن استفاده کنند و … بیانگر کوچک بودن عرصه عمومی و نادیده گرفتن اهمیت آن توسط متولیان شهری است.
وقتی عرصه عمومی تنگ می شود، بعنوان نمونه در رشت شاهدیم، خروجی های این شهر در پایان هفته بار ترافیکی سنگینی را تحمل می کند. به تعبیری وقتی مبلمان شهری و فضاهای گذران عمومی در شهر کم باشد، بنوعی با فرار شهروندان روبرو هستیم.
در بسیاری از مسیرهای پیاده رو های شهر رشت یک صندلی برای نشستن پیدا نمی شود و یا پیدا کردن سرویس بهداشتی برای عابران آن هم سرویس سالم و بهداشتی دست نیفاتنی شده است؛ این شرایط وقتی بقرنج تر می شود که بدانیم گیلان پیرترین استان کشور است و نیاز به چنین فضاهای عمومی بیشتر از دیگر استانهاست.


جدای از وجود مبلمان شهری، آنچه موجب هویت بخشی به هر شهر می شود، استفاده از مبلمان شهری متناسب با هویت هر منطقه است.
به عنوان مثال در گیلان باید از تمثال ها و مجمسمه هایی استفاده کنید که متناسب با فرهنگ منطقه باشد و یک گردشگر را با هویت شما پیوند دهد. استفاده کردن از المان ها و تندیس هایی که بازتابان فرهنگ مردم منطقه نباشد، کارکرد چندانی نخواهد داشت. می توان خیابان ها را متناسب با پیشینه تاریخی اش هویت دوباره بخشید. یک رخداد تاریخی، یک فرد تاریخ ساز، حتی یک درخت قدیمی می تواند بخشی از مبلمان شهری هر محله را تشکیل دهد.
مبلمان محله ساغری سازان با محله معلم و یا چهل تن رشت باید تفاوت ماهوی داشته باشد. ورودی و خروجی های شهر باید متناسب با فرهنگ استان گیلان باشد.
گاها دیده شده، در اجرای مبلمان های شهری، روابط با مدیران شهرداری، نقش مهمتری دارد تا تخصص. این مشکل در فقدان مدیریت یکپارچه شهری با تولی گری شهرداری بروز بیشتری دارد.
استان گیلان از نظر مبلمان شهری جزء استان های فقیر است. این فقر زمانی بیشتر مشهود می شود که می بینیم پیوند ارگانیکی بین المان های شهرستان های گیلان وجود ندارد. اعمال سلیقه در حذف یا اجرای المانی -که همخوان با هویت منطقه ندارد- در مدیران شهرستانها به وفور دیده می شود. نمونه آن حذف المان شکارچی در صومعه سرا و یا تغییرات چندین باره المان لنگر در ورودی شهر لنگرود. بی شک این پیوند می تواند علاوه بر پیوند ساکنان گیلان، به جذب گردشگر نیز کمک نماید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *