اخباریادداشت

هر ۲۰ دقیقه یک فوتی؛ شیوه نادرست رانندگی، فرهنگ یک ملت را به چالش می کشد

گیل مهر- عباس ایمانی
«تعاملات مردم در عرصه عمومی» نمونه بارز احترام به حقوق هم نوع است. نمود دگرخواهی و خودخواهی در شیوه رانندگی کردن بیشترین نمود بارز روزانه در محیط های شهری را دارد.
قبل از اینکه به رفتار رانندگی در ایران بپردازیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم که «نظم» پیش درآمد بسیاری از تعاملات بین انسان ها بر بستر قرارداد اجتماعی است. انسان در طول سالها کنار هم بودن به این نتیجه رسید که اگر بخواهند زیست مشترک و مفیدی با هم داشته باشند، باید به یک سری قوانین پایبند باشند تا بتوان امور را بهتر اداره کرد. و همین پایبندی موجب ایجاد نظم و هماهنگی و در نتیجه آسایش نسبی برای همگان است.
در جامعه امروز رعایت حقوق دیگران لازمه های یک انسان دموکراتیک است . در کشورهای توسعه یافته فردگرایی به دموکراتیک شدن این جوامع کمک شایانی کرده و افراد به این معنی رسیدند که رعایت حقوق فردی من توسط دیگران در گروی رعایت حقوق فردی دیگران است. اما فردگرایی می تواند در برخی جوامع به سوی خودخواهی تمایل پیدا کند و این سرآغاز بی نظمی و زیرپا گذاشتن رعایت حقوق دیگران است.
بعنوان نمونه، وقتی وارد خیابانی می شوید به خصوص زمانی که تردد بیشتر می شود، به عینه وارد میدان کارزار شده اید. هرکسی می خواهد گلیم خود را هر چه سریعتر از آب بیرون بکشد. آمار بالای تصادفات و مرگ و میر های ناشی از آن در ایران، حکایت همین جنگ بی پایان است. آمار تلفات جاده ای در ایران بیست برابر کشورهای صنعتی جهان و پنج برابر کشورهای هم تراز با ایران است وبه عبارتی تقریبا ۳درصد تصادفات اتفاق افتاده در سطح جهان، مربوط به ایران است.
براساس گزارش یونیسف در ایران درهر بیست دقیقه یک نفر در جاده های ایران جان می سپارند و در هر دو دقیقه خبر مصدومیت جدی و حتی معلولیت مادام العمر یک نفر مخابره می شود.
جالب است بدانیم تفاوت زمان رسیدن به مقصد توسط رانندگانی که رانندگی بدون قاعده انجام می دهند و رانندگانی که تلاش می کنند قوانین رانندگی رعایت کنند چندان نیست و ۱۵تا ۲۰دقیقه اختلاف زمان دارد.
پس علت رعایت نکردن مقررات چیست؟ چرا جریمه ها رانندگی بازدارندگی لازم را ندارند؟ چرا با وجود اینکه آمار تصادفات و حتی حوادث منجر به مرگ را می بینیم باز شیوه رانندگی در کشور اصلاح نمی شود؟
همچون سایر موارد، رعایت حقوق دیگران در خیابان ها نیز از ویژگی های منفی شخصیت ما ایرانیان یعنی خودخواهی است. فرهنگ خود خواهی و خود محوری سالهاست چون موریانه با هم بودن را از ما گرفته است . این که بخواهیم در خیابان ها اقتدار خود را نشان بدهیم. اینکه بخواهیم به دیگران بقبولانیم که بهترین راننده هستیم و یا بخواهیم روی بعضی ها را کم کنیم، فقط فقط به خودخواهی ما برمی گردد.
آیا تفاوتی بین کشتن یک انسان در نزاع و درگیری با کشتن یک فرد یا حتی یک خانواده بعلت رعایت نکردن قوانین رانندگی وجود دارد ؟ ایا پرداخت دیه توسط بیمه وجدان ما را در کشتن دیگران با رعایت نکردن مقررات و اصول رانندگی آرام می کند؟ آیا به عواقبی که برای دیگران و خانواده هایشان ایجاد می کنیم اندیشده ایم. آیا ما از خودخواهی خود سود برده ایم و آیا آن را تنها راه حل موجود برای رسیدن به مقصود می دانیم؟ آیا آگاهی کافی از نتایج مثبت رعایت نظم و رعایت حقوق دیگران نداریم؟
این فرهنگ نادرست به عنوان بدترین خاطره برخی توریست هایی که به ایران آمده اند نیز بیان شده است. در نظر بسیاری از گردشگران خارجی، در ایران «خط عابر پیاده» وجود ندارد. بی مفهومی لاین ها عبور در خیابان ، بی توجهی به چراغ راهنمایی، سبقت غیرمجاز ، توهین به سایر رانندگان و گل آویز شدن با راننده متخلف و … تنها برخی از نمونه های این خودخواهی است که روزانه شاهد آن هستیم.
بعضی ها می گویند چرا ایرانی هایی که این قدر نجیب هستند در رانندگی بسیار نانجیبانه برخورد می کنند. به راستی زمان آن نرسیده است کمی هم دیگران را در نظر بگیریم و به قول مولانا:«سگی بگذار ما هم مردمانیم»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *